ما انسانها از آن روزی که با خود آشنا شدیم، همیشه برای دستیابی به «وضعیت بهتر» تلاش کرده و به امور مختلفی پرداختهایم. گاهی برای تهیة یکی از لوازم زندگی، گاهی برای کسب یک موفقیت اجتماعی، و گاهی برای به دست آوردن یک حال معنوی، یکبار برای اندوختن دانش بیشتر و بار دیگر در پی آسایش و لذّت افزونتر و. . . در تکاپو بودهایم و همة اینهارا در ایجاد وضعیت بهتر مفید و مؤثر دانستهایم.
اگر این تلاشها را که به اشیای کوچک و بزرگ و امور خرد و کلان زندگی تعلق میگیرد در ذهن خود بازآفرینی کنیم و آنها را مجدداً از نظر بگذرانیم، بهراحتی مواردی را مییابیم که این تلاشها با شکست مواجه شده و موجب دلخوری و ناخرسندی ما گشته است و البته در مواردی هم کوشش ما به نتیجه رسیده و ما را خشنود و رضایتمند گردانده است. امّا. . .
امّا همیشه اینگونه بوده که پس از رسیدن به یک وضعیت بهتر باز به دنبال حالتی از آن بهتر بودهایم. تهیة یک اسباب بازی، لباس یا یک کتاب، شاید ما را بسیار خوشحال نموده باشد، ولی هرگز بهکلّی راضی نکرده است، اگر زینتی یا دوچرخهای تهیه کردیم، پس از گذشت مدّتی که با آن انس گرفتیم در رؤیای رسیدن به زینتی گرانبهاتر یا وسیلهای کاملتر به سر بردهایم و همیشه احساس کمبود و نارسایی کردهایم. طبیعی است پس از این تجربهها از خود سؤال کنیم:
بهترین وضعیتی که میتوانیم در آن قرار داشته باشیم چیست؟ کدام موقعّیت است که اگر به آن دستیابیم رؤیای رسیدن به چیز دیگر را در سر نمیپرورانیم؟ بزرگترین آرزویی که میتوان به آن رسید، کمال نهایی و سعادت بزرگ انسان، و عالیترین مرتبهای که برای او تصوّر میشود کجاست؟ انتهای حرکت انسان و قلّه صعود او چه نقطهای است؟ آدمی تا چه اندازه میتواند رشد کند و فراخ شود؟ و رسیدن به چه منزلی را «هدف» پایانی حرکت خود قرار دهد؟
در این سؤالها ما تنها به «نجات» فکر نمیکنیم. «کمال» را میطلبیم. به «حداقل و کمترینها» نمیاندیشیم. جویای «حداکثر و والاترین» هستیم. علاوه بر اصل «حیاتِ» انسانی، شکوفایی و باروری آن هم مورد کاوش است.
این سؤالها را به شکل دیگری هم میتوان بیان کرد :
«بهترین انسان» چه کسی است؟ انسان کامل، نمونه، ایدهآل، برترین، بالاترین، ارزشمندترین، قیمتیترین، سعادتمندترین و خوشبختترین کیست؟
آرزوی قرارگرفتن در موقعیت کدام انسان برای ما مناسب است؟ چه کسی را الگو، پیشوا و مقتدا بشناسیم و بهسوی او حرکت کنیم؟ چه کسی قله را فتح کرده و در جایگاه مناسب خود دلآرام و خرسند آسوده است؟ کیست که همة آرزوهایش تحقق یافته و همة رؤیاهایش به واقعیت پیوسته و همة تواناییها و استعدادهایش به فعلیت رسیدهاست؟
در این سؤالها ما تنها در جستجوی اسم و عنوان یک «فرد» نیستیم. بلکه درپی کشف ملاکها، معیارها و ویژگیهایی هستیم که آن «شخص» را برترین کردهاست. میخواهیم «شخصیت» او را بشناسیم. میخواهیم بدانیم چگونه مقدار انسانیت و ارزش انسانها را اندازه بگیریم. میخواهیم بدانیم چه چیزی انسانیت انسان را فربهتر و بارورتر میسازد و انسان را انسانتر میکند؟