راه و رسم طلبگي
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  • عنوان :  
  • طلبه و انتخاب رشته تحصيلي  
  • نویسنده :  
  • محمد عالم‌زاده نوري  
  • تعداد بازدید :  
  • 10868  
  •  فهرست کتاب
  • پرسش‌ها

    برای آغاز بحث لازم است به پیرایش این پرسش و تعیین دقیق محل ابهام بپردازیم. این موضوع زوایا و ابعاد مختلفی دارد و خود آبستن پرسش‌ها و ابهام‌های چندی است.

    1. گویا نقطه آغاز این پرسش‌ها نقش اجتماعی طلبه و کارکردهای او در دوره ثمربخشی[1] است.
    • طلبه مانند هرکس دیگر باید در نظام تقسیم کار اجتماعی کاری را برعهده گیرد و دغدغة انجام آن را داشته باشد. طلبه پس از دورة تحصیل باید باری را از زمین بردارد، گرهی ناگشوده را باز کند، دردی را دوا کند و حضور خود را بنمایاند. طلبه باید دست به اقدامی زند، کاری عرضه کند، نتیجه‌ای تحویل دهد، خروجی‌ای داشته باشد، طرح مفیدی را به سرانجام رساند‌.. . و هرگز نباید وجود و عدم او برای جامعه مساوی باشد. طلبه باید خود را مکلف به یاری دین خدا[2] و ارائه خدمتی بداند و برای آن خود را از پیش آماده کرده باشد. طلبه باید یک نقش اجتماعی و کارکرد مثبت برای خود تعریف کند و تعهدی برای اجرای یک برنامه بدهد و سنگری را با مسئولیت و تعهد پر کند و گوشه‌ای از مرز فرهنگی را پاسداری نماید به گونه‌ای که خیال دیگران از حضور و ظهور او در آن عرصه آسوده گردد. طلبه باید یک عضو مفید برای پیکرة اجتماع باشد؛ یک بازوی توانا، چشم بینا، گوش شنوا، زبان گویا یا.. . . یک کارگزار امین برای اهداف امام عصر4، و با قوت و قدرت آن وظیفه را به انجام رساند[3]. در این صورت رسالت‌‌مند و هدفدار است و دَین خود را به جامعه ادا کرده است. برای این منظور لازم است طلبه از آغاز طلبگی احساس تعهد کند، برای یافتن آن نقطة کور یا آن بار زمین‌مانده با مطالعه و مشاوره و تأمل تلاشی کند و از میان فهرست بلند نیازهای اجتماعی ـ به تناسب توان و استعداد و هویت صنفی خود و رسالت روحانیت ـ مسئولیتی را انتخاب کرده و خود را برای انجام آن آماده و داوطلب گرداند. اما این انتخاب چگونه صورت می‌گیرد؟
    • به صورت طبیعی طلبه از میان خدمات اجتماعی رانندگی و فروشندگی و صنعتگری را انتخاب نمی‌کند. طلبه هویتی فرهنگی دارد و اصالتا مسئولیت او از مقولة تعلیم و تربیت است. هویت صنفی طلبه به دستة خاصی از خدمات و فعالیت‌های فرهنگی معطوف است که در این انتخاب باید مورد توجه قرار گیرد.
    • سازمان روحانیت چند تعهد کلان اجتماعی دارد. مهم‌ترین تعهدات این سازمان عبارت‌اند از
    1. حفظ، ترمیم و بالنده‌سازی معرفت دینی و فهم شریعت نبوی، تحقیق[4] و تلاش برای به­فهمی منابع دینی و کشف آفاق نظری ناگشوده و تبیین نظامات فکری دینی.[5]
    2. تبلیغ دین، و حفظ، ترمیم و بالنده‌سازی فرایند آن.[6]
    3. تربیت الهی انسان‌ها و تزکیه نفوس
    4. تلاش برای تحقق دین در سطح جامعه و اداره دینی نظام اجتماعی.
    5. دفاع از دین در مقابل دشمنی‌ها[7]
    • با توجه به این که سازمان روحانیت با وظایف متعدد و تعهدات پرشماری روبرو است، آیا طلبة موفق می‌تواند در همة این زمینه‌ها به خوبی نقش ایفا کند؟ آیا عالم دین باید همة این نقش‌ها را برعهده بگیرد و ایفا کند یا برای بهتر انجام دادن مسئولیت، خود را تنها وقف یکی از این رسالت‌ها کند و برای انجام آن تمام قوای خود را به کار گیرد؟ یا به یک مدل تلفیقی عمل کند مثلا در بخشی از عمر خود جامع و در بخش دیگر تخصصی عمل کند؟ و یا در انتخاب هر یک از این دو الگو مختار است. زیرا حوزة علمیه باید هر دو الگوی تخصص‌محور و جامع را درون خود پرورده باشد و گونه‌های مختلف انسانی را برای شرایط مختلف در دست داشته باشد و هر یک را به کاری که از دیگری بر نمی‌آید بگمارد؟ به بیان دیگر آیا نقش‌ها و کارکردهای متعدد را باید میان طلاب توزیع کرد و با سرشکن کردن وظایف، به یک نوع تقسیم کار روی آورد (تخصص) یا لازم است همة طلاب به تمام نقش‌های فراروی حوزویان بپردازند و عُرضة انجام وظایف گوناگون را داشته باشند (جامعیت) و یا تلفیقی از این دو پیشنهاد می‌شود؟
    1. زاویه دیگر این پرسش مربوط به دوره تحصیل طلبه است.
    • بی‌شک طلبه موظف به آشنایی عمیق و فهم دقیق معارف دینی است و در اسناد سخن خود به خدا و دین او باید حجت معتبری در اختیار داشته باشد. سخن طلبه حتی اگر خود نداند و نخواهد سخن دین و نظر خدا تلقی می‌شود و هر گونه کمی و کاستی و انحرافی در آن، به ارتکاب کثیف‌ترین گناه یعنی بدعت می‌انجامد. سخن بی‌پایه به نام دین گفتن افترای بر خدا و سخت مورد توبیخ و مؤاخذه است. تفقه ـ به معنی دین‌شناسی عمیق ـ در تعریف و ماهیت طلبه اخذ شده و آیة کریمه قرآن نیز به صراحت بر آن تأکید کرده است.[8] بدین روی طلبه با هر نقشی که در اجتماع پذیرفته باشد و هر کارکردی که برای خود تعریف کرده باشد از فهم عمیق دین بی‌نیاز نیست، مگر آنکه طلبه نباشد!
    • فهم عمیق دین در گرو آشنایی با عناصر متعدد و اجزای مختلف دین و درک نسبت‌ها و روابط میان آنها است. از این رو اگر کسی بخواهد دین‌شناس باشد باید با ابعاد مختلف فقهی حقوقی کلامی فلسفی تاریخی اخلاقی تربیتی اجتماعی و.. . دین آشنا باشد و یک عالم جامع گردد. در غیر این صورت ادعای دین‌شناسی تحقق نمی‌یابد.

    معنای دین‌شناسی (تفقه در دین) چیست. طلبه برای ایفای نقش خود چقدر و چگونه با دین خدا آشنا شود و چه پیش‌نیاز‌هایی را بگذراند؟

    2.1.              علوم اسلامی موجود چقدر و چگونه این نیاز را تأمین می‌کند؟

    دانش پژوه علوم دینی برای انجام رسالت بزرگ خود چه مقدار نیاز به علوم اسلامی حوزوی دارد و با چه گستره و تا چه سطحی باید بدان بپردازد؟ منشأ اهمیت این سؤال تأثیر اجمالی ولی قابل توجه این علوم در فهم پیام خدا است.

    تسلط کامل بر همه علوم اسلامی در شرایطی که این دانش‌ها در دامان فرهنگ اسلامی، به دست عالمان سخت‌کوش و سخت‌اندیش، طی بیش از هزار سال پرورده و گسترده شده، ابدا امکان‌پذیر نیست. جامعیت علمی به معنای تسلط بر همة علوم بشری و غیر بشری دیگر آرزویی دست نایافتنی و رؤیایی غیر قابل تعبیر است و با گسترش حیرت‌انگیز دانش‌ها جرأت چنین اظهار نظر یا تصوری گرفته شده است.

    گرچه امروزه به برکت ابزارهای نوین پژوهشی و ارتباطی، دست‌یابی به منابع، سهل‌تر و سریع‌تر شده، اما به همان نسبت زایش و افزایش پرسش‌ها و پاسخ‌ها و نظریه‌ها بالا رفته و حجم اطلاعات قابل دسترسی، انبوه‌تر و متراکم‌تر شده است. از این رو به هیچ وجه از فردی با استعداد معمولی یا فوق معمولی نمی‌توان انتظار داشت که با عمر متوسط انسانی، بر همه دانش‌های اسلامی تسلط پیدا کند و صاحب نظر و مجتهد و متخصص گردد. اگر دین‌شناسی به معنی احاطه کامل بر تمام علوم اسلامی و آگاهی عمیق از محتوای آنها باشد بدون شک در مدت زمانِ در اختیارِ یک انسان، امکان‌پذیر نیست. بنابراین باید پرسید حد نصاب دارایی‌های علمی طلبه و سطح پایة جامعیت علمی برای او چقدر است و عالم دین با علوم مختلف اسلامی در چه حدودی باید ارتباط برقرار کند؟ اطلاعات دینی لازم برای یک طلبه چیست و نقطة عبور از جامعیت به تخصص کجاست؟ یا به بیان دیگر طلبه چه اطلاعات بنیادینی به عنوان اطلاعات پایه باید داشته باشد که خود را در حد اقل دین‌شناسی ببیند و مجوّز عبور به گرایش تخصصی را دریافت کند؟

    ادبیات عربی (صرف و نحو و بلاغت و لغت)، منطق، اصول، کلام، فقه، فلسفه، عرفان، تفسیر و.. . هریک چه میزان در فهم دین نقش دارد؟

    2.2.       در مرحله بعد یعنی پس از عبور از این پرسش و کشف پاسخ آن، شایسته است برنامة موجود علمی و آموزشی حوزه‌های علمیه بررسی گردد؛

    باید پرسید که برنامة آموزشی موجود حوزه چه مقدار تأمین کنندة نیاز دین‌شناسی برای طلبه است‌؟ آیا طلبه در همین نظام موجود به مایحتاج نظری و معرفتی لازم خود دست می‌یابد؟ اگر چنین است از چه مقطعی این حادثه روی می‌دهد؟ پس از چند سال تحصیل در این برنامه، نیاز دین‌شناسی تأمین می‌شود؟ طلبه پس از چند سال مطمئن باشد که پیش‌نیازهای عمومی را طی کرده و برای ورود به عرصة نگاه‌های تخصصی آماده شده است؟ چه سطحی از دانش‌های حوزوی است که اگر طلبه از آن فراتر رود شایستگی تمرکز در یک رشتة خاص را کسب کرده و مطمئن می‌شود که اشتغال تخصصی او به آن شاخة علمی، قابل اعتماد و بدون اشکال است؟ و اگر نظام آموزشی موجود این نیاز را برآورده نمی‌کند چه نقیصه‌ای دارد و چگونه می‌توان این نقیصه را ترمیم کرد؟

    خلاصة پرسش‌ها

    1. آیا طلبه در دورة ثمردهی باید همة نقش‌ها را برعهده بگیرد یا یک نقش خاص را؟
    2. طلبه برای انجام وظیفه در آن دوره، در دورة تحصیل چه مقدار نیاز به دین‌شناسی دارد؟

    2.1.              علوم اسلامی چه میزان این نیاز را برآورده می‌سازد‌؟

    2.2.              برنامة آموزشی موجود چه قدر و چگونه این نیاز را برآورده می‌سازد؟



    [1]. طلبه دو دوره بزرگ را پیش رو دارد. دوره اول دوره تحصیل و رشد شخصی است که در آن استعداد‌های خود را به فعلیت می‌رساند و ظرفیت‌های خود را پر می‌سازد. دوره دوم دوره ثمردهی اجتماعی و بهره‌گیری از دستاورد فعلیتی است که در دوره رشد پدید آمده است. در این دوره به ارائه خدمت به دیگران می‌پردازد و نیاز اجتماع را در نظر می‌گیرد. این دو دوره مرز ظریف خطی ندارند و این‌گونه نیست که در یک لحظه مشخص طلبه از دوره اول به دوره دوم پای گذارد. بلکه انتقال از یک دوره به دوره دیگر نیازمند زمان طولانی است و آرام آرام اتفاق می‌افتد. نکته قابل توجه دیگر این‌که این‌گونه نیست که در دوره اول تنها به کار تحصیل بپردازد و از هرگونه فعالیت تبلیغی و فرهنگی فارغ باشد و در دوره دوم تنها به خدمات فرهنگی بپردازد و از هرگونه فعالیت تحصیلی رها گردد. بلکه در دوره اول عمده زمان و توان خود را به تحصیل و در دوره دوم عمده زمان و توان خود را به فعالیت فرهنگی و ارائه خدمات علمی – تربیتی می‌پردازد. طبعا در دوره اول در حاشیه تحصیل خود به فعالیت‌های فرهنگی می‌پردازد و در دوره دوم در حاشیه وظایف اجتماعی به تحصیل و رشد شخصی خود نیز نظر دارد.

    [2]. ان تنصروا الله ینصرکم (محمد 47: 7)

    [3]. فخذها بقوه، اعراف 7: 145.

    [4]. مراد از تحقیق تولید اندیشه و کشف مجهولات است نه صرفا مطالعه کتب دینی و احیانا گردآوری، تألیف و گزینش پاره‌ای از مطالب پیرامون موضوعی خاص.

    [5]. محقق دین به صورت طبیعی دست‌کم در سطوحی، موظف است تبلیغ هم بکند. مثلا در همایش‌های علمی و مراکز تخصصی حاصل اندیشه خود را ارائه می‌کند و دیگران را در جریان یافته‌های خود قرار می‌دهد. اما انتظار اصلی از او این است که عمده توان و زمان خود را در بازپژوهی منابع دین و حل مشکلات نظری صرف کند و به تولید دانشِ گره گشا بپردازد گرچه در بخشی از زمان و توان خود به تبلیغ هم می‌پردازد، اما ممکن است محقق حرفه‌ای باشد و مبلغ متوسط. مثلا مرحوم علامه طباطبایی چنین شانی برای خود برگزیده بود.

    [6]. مبلغ دین برای ارائه سخن اصیل دین ناگزیر باید مطالعه و فعالیت علمی فراوانی داشته باشد، ممکن است این مطالعه صرفا به انگیزه فهم منابع دین، سخن اندیشمندان اسلامی و محققان باشد و ممکن است به یک تحقیق و تولید سخنی تازه نیز منتهی شود. اما آنچه اصالتا از یک مبلغ انتظار می‌رود این است که توان، مهارت و ذوق انتقال معارف دینی را داشته باشد و انرژی و همت خود را صرف آن گرداند و همه مقدمات لازم آن را فراهم آورد. بنابراین او یک مبلغ توانمند است گرچه یک محقق درجه یک محسوب نشود یا زمان لازم برای پژوهش را نداشته باشد. تبلیغ اگر مستند به تحقیق خود یا دیگر اندیشمندان اسلامی نباشد کم فایده یا مضر است. همانگونه که تحقیق هم اگر در اختیار دیگران قرار نگیرد و تبلیغ نشود سودمند نیست. از باب مثال مرحوم شهید دستغیب یا مسئولان دفاتر نهاد رهبری در دانشگاه‌ها بیشتر مبلغ به شمار می‌روند هرچند توانمندی تحقیق را نیز داشته باشند.

    [7]. دفاع از دین یا به صورت نظری و علمی است و یا به صورت عملی مانند دفاع در هنگامه جهاد. دفاع نظری از دین نیز یا با تولید یک اندیشه دینی است و یا با تبلیغ، ارائه و انتقال معارف دینی به انسان‌ها. بنابر این می‌توان این عنوان را در عناوین گذشته نیز وارد کرد.

    [8]. ما کان المؤمنون لینفروا کافه فلولا نفر من کل فرقه منهم طائفه لیتفقهوا فی الدین و لینذروا قومهم اذا رجعوا الیهم لعلهم یحذرون (توبه 9: 122)

    • تعداد رکورد ها : 18
    طلبه و انتخاب رشته تحصیلی