راه و رسم طلبگي
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  • عنوان :  
  • علم دیگر  
  • نویسنده :  
  • محمد عالم‌زاده نوری  
  • تعداد بازدید :  
  • 7829  
  •  فهرست کتاب
  • مراتب شناخت

    شناخت ما از اشیا مراتب مختلفی دارد؛ ما با ابزارهای ادراکی متفاوت، می‏توانیم پدیده‏ها را در سطوح مختلف بشناسیم؛ کسی که توصیف آتش را می‏شنود و با مفهوم آتش در سطح اوّل آشنا می‏شود، اگر آتش را ببیند، در سطح دیگری آتش را شناخته است و اگر در آتش بسوزد، درک عمیق‏تری از آن برای او حاصل می‏شود.

    کودک نونهال، توان درک مفهوم «غریزه جنسی» را ندارد و اگر برای او این غریزه را به نوعی نیرو، کشش یا جاذبه میان زن و مرد تعریف کنیم، لاجرم آن را باطری، کش یا آهن ربا تصور می‏کند! و اگر به شیرینی توصیف کنیم آن را شبیه حلوا و عسل خوردنی می‏یابد. درک کودک از این مفهوم تا هنگامی که به سنّ بلوغ برسد، ناقص و نارسا است.

    ما نیز نسبت به درک باطن هستی و عوالم دیگر، مانند همان کودک نوپا هستیم؛ مثلاً وقتی برای ما از فرشتگان مقرب خدا سخن گفته می‏شود، دختری زیبا روی با بال و پری سفید تصور می‏کنیم که برای انزال وحی کتابچه‏ای را از آسمان به زمین می‏آورد و بر سینه پیامبر اکرم (ص) رهامی‏کند! یا وقتی سخن از معراج به میان می‏آید وجود پیامبر اکرم (ص) را همچون هواپیمایی در آسمان تصور می‏کنیم.

    این توهم، سقف شعور و ادراک ما از این حقایق است. ما به جهت انس با موجودات مادی و فاصله فراوان از پس پرده عالم طبیعت، مفاهیم قدسی و رازهای نهانی را با ادبیات این جهانی معنا می‏کنیم؛ درست مانند آن کودک خردسال که مفهوم غریزه جنسی را به تجربیات سابق خود باز می‏گرداند.

    اکنون اگر علم را به معنی ادراک حقایق پیدا و پنهان عالم و شعور واقعیت‏های مادی و غیرمادی بدانیم، برای رسیدن به آن، باید ابزارهای ادراکی خود را گسترش دهیم و با رشد وجودی خود از مرحله حس به مرحله عقل و از مرحله عقل به مرحله شهود منتقل شویم.

    به یقین نمی‏توان از حس و تجربه، انتظار فهم روابط پنهان عالم را داشت؛ چنان که نمی‏توان از حس لامسه برای دریافت واقعیت «رنگ» بهره گرفت.

     ×××

    بر اساس این واقعیت «جنبش علمی» حرکتی است در راه به‏دست‏آوردن علم، شعور و ادراک نسبت به حقایق گسترده جهان؛ علمی که به دیدن، شنیدن تجربه و اندیشیدن خلاصه نمی‏شود و برای رسیدن به آن به ابزارها و ادوات مخصوص نیاز است.

    اگر رسیدن به آن پایه از معرفت و دریافت آن معنا از علم برای انسان ضرورت باشد، «نهضت علمی» حرکتی یکپارچه و گسترده در راه به‏دست آوردن آن‏چه در این مسیر به حال او مفید است، خواهد بود. بنابراین؛

    الف. اگر مفهوم «علم» را فقط به ادراک حصولی ذهنی منحصر بدانیم و فرض کنیم که چنین ادراکی برای انسان کمال آفرین است، باید سرمایه ادراکی خود را به‏گونه‏ای عادلانه میان موجودات تقسیم کنیم و برای هر موجودی، متناسب با اهمیت و عظمت آن، سهمی از توجه، تحقیق و آگاهی درنظر بگیریم؛ به این ترتیب «رشته‏های علمی ناظر به روابط مادی»، در مرتبه‏ای بسیار فروتر از «رشته‏های علمی ناظر به حقایق غیبی» قرار می‏گیرد و ارزش دانش تجربی بسیار کم‏تر از فلسفه خواهد شد.

    ب. اگر مفهوم «علم» را به معنای مطلق ادراک، شعور و معرفت بگیریم و آن را شامل علم حصولی و علم حضوری و نیز شامل علم حسی تجربی، علم عقلی و ادراک قلبی بدانیم، و فرض کنیم که کمال انسان در به‏دست آوردن معرفت کامل‏تر است، باید از مراتب پایین علم به سوی درجات بالاتر حرکت کنیم و ادراک حصولی خود را به ادراک شهودی ارتقا بخشیم. هم‏چنین باید این ادراک برتر خود را به کشف موجودات ارزش‏مند و حقایق مهمّ‏تر اختصاص دهیم و همان تناسب میان درجه اهمیت موجودات را که پیش از این گفته شد، رعایت کنیم.

    ج. اگر مفهوم «علم» را به معنای مطلق ادراک و معرفت بگیریم، ولی‏علم ذهنی حصولی را مقدمه معرفت قلبی بدانیم، باید به جریان رشته‏های علمی به‏گونه‏ای جهت ببخشیم که به معرفت قلبی مطلوب منتهی شود و ذی‏المقدمه دستخوش حادثه فراموشی نگردد.

    اکنون به فرهنگ‏نامه تعالیم آسمانی نظری بیفکنیم؛ علم در ادبیات قرآن و حدیث، همین معنای گسترده را می‏رساند و با تلقی امروزی، از واژه «دانش» تفاوت بسیار دارد؛ به همین دلیل پاره‏ای از تعالیم مربوط به علم، در نگاه اول برای ما غریب، ناآشنا و شگفت‏انگیز است و درک بسیاری از آیات و روایات، جز با این توسعه مفهومی ممکن نیست؛

     إِنَّما یخشَی اللّهَ مِن عِبادِهِ العُلَماءُ  ؛ [1]

    از میان بندگان خدا تنها دانایان از او می‏ترسند.

     إِنَّ الَّذینَ أوتوا العِلمَ مِن قَبلِهِ إِذا یتلی عَلَیهِم یخِرّونَ لِلأَذقانِ سُجَّداً وَ یقولونَ سُبحانَ رَبَّنا إِن کانَ وَعدُ رَبِّنا لَمَفعولاً وَ یخِرّونَ لِلأَذقانِ یبکونَ وَ یزیدُهُم خُشوعاً  ؛ [2]

    کسانی که پیش از این دانش داده شده‏اند، هنگامی ]این کتاب [برآنان خوانده شود، سجده‏کنان به روی درمی‏افتند و می‏گویند: پاک و منزه است پروردگار ما که وعده پروردگار ما قطعاً انجام شدنی است و بر روی زمین می‏افتند و می‏گریند و بر فروتنی آن‏ها می‏افزاید.

    امام علی‏علیه السلام:

    أَعظَمُ النّاسِ عِلماً أَشَدُّهُم خَوفاً لِلَّهِ سُبحانَه؛ [3]

    دانش‏مندترین مردم کسی است که بیش‏تر از خدا خائف باشد.

    امام کاظم‏علیه السلام:

    وَجَدتُ عِلمَ النّاسِ فی أَربَع: أَوَّلُها أَن تَعرِفَ رَبَّک وَ الثّانِیةُ أَن تَعرِفَ ما صَنَعَ بِک، وَ الثّالِثَةُ أَن تَعرِفَ ما أَرادَمِنک، وَ الرّابِعَةُ أَن تَعرِفَ ما یخرُجُک مِن دینِک؛ [4]

    علم انسان‏ها را در چهار چیز یافته‏ام؛ اول این‏که به خدا معرفت داشته باشی؛ دوم این‏که بدانی که خدا چگونه با تو رفتار می‏کند؛ سوم آن‏که آن‏چه خدا از تو می‏خواهد بشناسی و چهارم این‏که آن‏چه تو را از دین خارج می‏کند بدانی.

    امام صادق‏علیه السلام:

    لَیسَ العِلمُ بِالتَّعَلُّمِ، إِنَّما هُوَ نورٌ یقَعُ فی قَلبِ مَن یریدُ اللّهُ تَبارَک وَ تَعالی أَن یهدِیهُ. فَإِن أَرَدتَ العِلمَ فَاطلُب‏أَوَّلاً فی نَفسِک حَقیقةَ العُبودِیةِ. وَ اطلُبِ العِلمَ بِاستِعمالِهِ وَ استَفهِمِ اللّهَ یفهِمک. قُلتُ: یا أَبا عَبدِاللّهِ ما حَقیقَةُالعُبودِیةِ؟ قالَ ثَلاثَةِ أَشیاءَ: 1. أَن لایری العَبدُ لِنَفسِهِ فیما خَوّلَهُ اللهُ مِلکاً لأَنَّ العَبیدَ لایکونُ لَهُم مِلک، یرَونَ‏المالَ مالَ اللّهِ یضَعونَهُ حَیثُ أَمَرَهُمُ اللّهُ بِهِ 2. وَ لایدَبِّرَ العَبدُ لِنَفسِهِ تَدبیراً 3. وَ جُملَةُ اشتِغالِهِ فیما أَمَرَهُ اللّهُ‏تَعالی بِهِ وَ نَهاهُ عَنهُ، فَإِذا لَم یرَ العَبدُ لِنَفسِهِ فیما خَوَّلَهُ اللّهُ تَعالی مِلکاً هانَ عَلَیهِ الإِنفاقُ فیما أَمَرَهُ تَعالی أَن‏ینفِقَ فیهِ. وَ إِذا فَوَّضَ العَبدُ تَدبیرَ نَفسِهِ عَلی مُدَبِّرِهِ هانَ عَلَیهِ مَصائِبِ الدُّنیا. وَ إِذا اشتَغَلَ العَبدُ بِما أَمَرَهُ اللّهُ‏تَعالی وَ نَهاهُ لایتَفَرَّغُ مِنها إِلی المِراءِ وَ المُباهاةِ مَعَ النّاس. . . ؛ [5]

    علم به یادگیری نیست؛ بلکه علم نوری است که خداوند در قلب هر کس که بخواهد هدایتش کند، می‏افکند؛ پس هرگاه اراده علم کردی، ابتدا در وجود خود حقیقت بندگی را دنبال کن و علم را با به کارگیری آن‏طلب کن و از خدا فهم تقاضاکن تا به تو بفهماند. راوی می‏گوید از امام سؤال کردم: حقیقت بندگی چیست؟ حضرت فرمودند: حقیقت بندگی سه چیز است؛ اول آن‏که بنده در آن‏چه خدا به او داده است، برای خود ملکیت قائل نباشد، زیرا بندگان مالک نمی‏شوند؛ مال را از آن خدا می‏بینند و آن‏جا که خدا فرمان داده است، قرار می‏دهند؛ دوم این‏که بنده برای خود تدبیر نکند، و سوم این‏که همه اشتغال او در اوامر و نواهی خدا باشد. پس اگر بنده خود را مالک نعمات الهی نبیند، خرج کردن در راهی که خدا فرمان داده، برای او آسان می‏شود و اگر تدبیر (امور) خود را به مدبر (واقعی) واگذار نماید، مصیبت‏های دنیا بر او آسان می‏شود، و اگر بنده مشغول امر و نهی الهی گردد، فرصتی برای جدال و تفاخر با مردم نمی‏یابد.

    نبی اکرم‏صلی الله علیه وآله:

    أَوَّلُ العِلمِ مَعرِفَةُ الجَبّارِ وَ آخِرُ العِلمِ تَفویضُ الأَمرِ إِلَیهِ؛ [6]

    آغاز دانش شناخت خدای جبار است و پایان آن واگذاری امور به او.

    امام علی‏علیه السلام:

    تَعَلَّموا العِلمَ فَإِنَّ تَعَلُّمَهُ حَسَنَةٌ.. . بِالعِلمِ یطاعُ اللّهُ وَ یعبَدُ، بِالعِلمِ یعرَفُ اللّهُ وَ یوَحَّدُ، بِالعِلمِ توصَلُ الأَرحامُ وَبِهِ یعرَفُ الحَلالُ وَ الحَرامُ. وَ العِلمُ إِمامُ العَقلِ وَ العَقلُ تابِعُهُ، یلهِمُهُ اللّهُ السُّعَداء، وَ یحرِمُهُ الأَشقِیاء؛ [7]

    دانش بیاموزید که آموختن دانش حسنه است.. . ؛ تنها به واسطه علم، خدا اطاعت می‏شود؛ تنها با علم خدا شناخته می‏شود و یگانه خوانده می‏شود؛ تنها با علم صله ارحام انجام می‏شود و حلال و حرام شناخته می‏شود؛ علم پیشوای عقل و عقل تابع اوست. خدا علم را به نیک بختان الهام می‏گرداند و اشقیا را از آن محروم می‏کند.

    امام علی‏علیه السلام:

    العِلمُ لایحصُلُ إِلاَّ لِلمُؤمِن؛ [8]

    علم جز برای مؤمن حاصل نمی‏شود.

    برای ما که در فضای غرب‏زده امروز تنفس می‏کنیم و از علم جز دانش تجربی و آزمایشگاهی تصوری نداریم، شنیدن چنین توصیفی از علم شگفت‏انگیز است و با متن یافته‏های ما ناسازگار می‏نماید. برای ما «علم فراوان» که در سخن امیر بیان علی‏علیه السلام آمده است، به معنای توده انبوهی از گزاره‏های دانش فیزیک، شیمی، حساب، جبر و جغرافی است؛

    علی‏علیه السلام فرمود:

    یا کمیل‌ها إِنَّ هیهُنا لَعِلماً جَمّاً (وَ أَشارَ بِیدِهِ إِلی صَدرِهِ) لَو أَصَبتُ لَهُ حَمَلَةً؛ [9]

    ای کمیل بدان که در سینه من علم فراوانی است. ای کاش برای آن حاملانی می‏یافتم!

    فهم کامل‏تر این بیانات نورانی، با نظر به فلات بزرگ هستی و موقعیت حقیر عالم ماده در آن امکان‏پذیر است؛ شاید به همین دلیل است که فرستادگان الهی را «نبی» (خبررسان) نام نهاده‏اند، زیرا اگر خبری هست همان است که انبیا آورده‏اند و اخبار مربوط به حلقه ماده، چندان خرد و ناچیز است که شایسته گزارش نیست.

     

     


    [1] فاطر 28 :35.

    [2] اسراء 109 - 107 :17.

    [3] غررالحكم: 3148.

    [4] كشف الغمه: 45/ 3.

    [5] بحار الانوار 2241/1.

    [6] جامع المقدمات، شرح الامثله، ص 15.

    [7] امالى صدوق، ص 492.

    [8] منية المريد، ص 110.

    [9] نهج‏البلاغه، حكمت 147.

    • تعداد رکورد ها : 13
    علم دیگر
     
    کتاب علم دیگر