راه و رسم طلبگي
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  • عنوان :  
  • به كجا و چگونه  
  • نویسنده :  
  • محمد عالم‌زاده نوري  
  •  فهرست کتاب
  • راه کشف پاسخ

    این قلم معتقد است تحقیق تجربی هرچند پیشرفته و کامل، در پاسخ به این مسایل، مطمئن و قابل اعتماد نیست. زیرا پیچیدگی وجود انسان به‏مراتب بیش‏از توان تجربی اوست. روان‏شناسان از انسان به  «موجود ناشناخته» یاد کرده و با این تعبیر به ناتوانی خود اعتراف نموده‏اند. هنوز بسیاری از پدیده‏های انسانی در کتاب‏های  «فراتر از دانش» عنوان معمّاهای لاینحل و بدون تفسیر دارد[1].

    شناخت کمال آدمی، بسته به شناخت موجود بسیار پیچیده و شگفت‏انگیزی به نام  «انسان» است که مدعیان انسان‏شناسی هنوز بخش‏های بزرگی از وجود او را درنیافته‏اند و آن‏چه را به عنوان  «انسان» معرّفی می‏کنند، تنها درصدی از وجود گستردة انسان است نه مجموع آن از این رو هنوز هویت کامل  «انسان» بر او فاش نگشته‏است.

    طبیعی است در چنین شرایطی احکامی که برای  «انسان» صادر می‏شود متناسب با مجموع شخصیت انسان نیست. بلکه بخش‏هایی از وجود او را بهبود و التیام می‏بخشد. این احکام، احکامی است برای موجود دیگری که تنها بخش‏هایی از حقیقت  «انسان» را داراست و چه کسی است که نداند تکامل قسمتی از یک مجموعه همیشه به معنی تکامل کلّ مجموعه نیست؛ فراوانی شاخه‏های یک درخت الزاماً کمال و باروری آن را در پی نخواهد داشت.

    پژوهش تجربی درپی کشف کمال دام‏ها، هنوز امیدوار، به راه طولانی خود ادامه می‏دهد. دانش روز هر چند یکبار با استمداد از برنامة غذایی متفاوت، تأمین شرایط زیستی مناسب، اصلاح نژاد، مهندسی ژنتیک و. . . صنف جدیدی از دام‏ها را ایجاد می‏کند که در مقایسه با نمونه‏های قبلی به مراتب کامل‏تر است. آیا سزاوار است به دانشی که در یافتن کمال حیوانات هنوز در نیمة راه است در معرّفی  «کمال انسان» اعتماد کنیم؟ آیا انتظار پاسخ این پرسش‏ها از علوم تجربی توقّعی مناسب با سطح توان آن است؟

    علوم عقلی نیز با همة موفقیت‏هایی که در کشف حقایق هستی یافته‏است، قادر به تأمین خواستة ما نیست. شهید مطهری در این باره می‏نویسد:  «برخی از فیلسوفان به چنین خودکفایی معتقد بوده‏اند؛ مدعی شده‏اند که راه سعادت و شقاوت را کشف کرده‏ایم و با اعتماد به عقل و اراده، خویشتن را خوش‏بخت می‏سازیم. اما از طرف دیگر می‏دانیم که در جهان دو فیلسوف یافت نمی‏شوند که درپیدا کردن این راه، وحدت‏نظر داشته‏باشند. خود سعادت که غایت اصلی و نهایی است و در ابتدا مفهومی واضح و بدیهی به‏نظر می‏رسد، یکی از ابهام‏آمیزترین مفاهیم است. این‏که سعادت چیست و با چه‏چیزهایی محقق می‏شود، شقاوت چیست و عوامل آن کدام است هنوز به صورت یک مجهول مطرح است و ناشناخته باقی مانده‏است. چرا؟ چون هنوز که هنوز است خود بشر و استعدادها و امکاناتش ناشناخته است. مگر ممکن است خود بشر ناشناخته بماند و سعادتش که چیست و با چه چیزی میسر می‏شود شناخته گردد؟ !

    بالاتر این‏که انسان موجودی اجتماعی است. زندگی اجتماعی هزارها مسأله و مشکل برایش به‏وجود می‏آورد که باید همة آن‏ها را حل کند و تکلیفش را در مقابل همة آن‏ها روشن نماید و چون موجودی است اجتماعی سعادتش، آرمان هایش، ملاک‏های خیر و شرش، راه و روشش، انتخاب وسیله‏اش، با سعادت‏ها و آرمان‏ها و ملاک‏های خیر و شرها و راه و روش‏ها و انتخاب وسیله‏های دیگران آمیخته است. نمی‏تواند راه خود را مستقل از دیگران برگزیند، سعادت خود را باید در شاهراهی جستجو کند که جامعه را به سعادت و کمال برساند.

    و اگر مسألة حیات ابدی و جاودانگی روح و تجربه نداشتن عقل نسبت به نشئة مابعد نشئة دنیا را درنظر بگیریم، مسأله بسی مشکل‏تر می‏شود. این جاست که نیاز به یک مکتب و ایدئولوژی ضرورت خود را می‏نمایاند.  «[2]

    علاوه بر این، تحصیل مقدّمات علوم عقلی بسی دشوار و دیریاب است و جز در سطوح پایین همگانی نیست. زبان علوم عقلی برای همه‏کس قابل فهم نمی‏باشد.

    به‏همین جهت این سؤال‏ها را به محضر دانش‏مندان علوم عقلی هم نمی‏بریم. البتّه نه از آن‏جهت که تلاش آنان را محترم نمی‏شماریم. بلکه از آن‏رو که هنوز با آن‏ها هم‏زبان نشده و قدرت هضم کامل گفتار آنان را نداریم[3].

    پس چه کنیم؟

    کاش می‏توانستیم این مسایل را مستقیم از آفریدگار مهربان خود بپرسیم و جواب بگیریم. چه خوب بود اگر ارتباط بدون واسطه با دانای همة حقایق برقرار می‏کردیم و این مجهول‏ها را کشف می‏کردیم. خدایی که ما را به این کیفیت آفریده به‏طور قطع به ویژگی‏های هستی‏ما آگاه است و برای حلّ این مشکلات از او شایسته‏تر نمی‏توان یافت.

    کاش می‏توانستیم با سفیران و پیام‏آوران او به گفتگو بنشینیم و پاسخ مشکل خود را از آن‏ها بخواهیم. پیامبران گرچه خود به تنهایی قادر به حلّ این سؤالات نیستند ولی چون با دانای مطلق ارتباط دارند می‏توانند پاسخ هر سؤالی را به‏دست آورند و به ما منتقل نمایند و چون جز راست بر زبانشان جاری نمی‏شود بسیار قابل‏اطمینان و مورداعتمادند. امّا آخرین پیامبر خدا نیز 14 سدة پیش، از این دنیا سفر کرده و امکان ارتباط مستقیم با او از راه عادی قطع شده است. جانشینان او نیز یک‏یک از میان انسان‏ها رفته‏اند. آخرین وصی پیامبر خاتم -حضرت مهدی (عج) - نیز که اکنون در میان ما زندگی می‏کند، جز برای عدّه‏ای که هرگز خود را معرّفی نمی‏کنند، قابل دست‏یابی نیست. ماهستیم و توده‏ای از انسان‏های غیر معصوم که هیچ‏یک شایستگی کامل پاسخ‏گویی به این مهم‏ترین پرسش ما را ندارند. به چه‏کسی اعتماد کنیم که شناخت کامل به ابعاد مختلف هستی انسان داشته باشد؟ به کجا مراجعه کنیم که احتمال خطا و اشتباه در آن ندهیم؟ چه کنیم و کجا برویم؟ نه خود قادر به پاسخ‏گویی هستیم و نه دیگری را سراغ داریم. آیا راهی برای استخراج این حقایق باقی است؟

    خوشبختانه مجموعه‏ای از کلمات، که بدون تردید از لب‏های پیامبر اسلام (ص) و جانشینان او صادر شده و شکی در صدق آن‏ها نداریم، اینک در دسترس مااست. ما گرچه خود در فهم معنای این کلمات تخصّص کافی نداریم، امّا دانش‏مندانی امین که سالیان دراز برای فهم آثار بجامانده از پیامبر اکرم (ص) و ائمّة اطهار (ع) تلاش کرده و زحمت طاقت فرسا کشیده‏اند و اکنون کارشناسانی بی‏همتایند در میان ما به‏سر می‏برند. این نسل از دانشوران، هم حافظ میراث پیامبر و امامان معصومند و هم بهترین مفسّران آن. متخصّصانی که همچون باستان‏شناسان کارکشته در بررسی اسناد تاریخی 1400 سالة موجود، نهایت توان خود را به‏کار گرفته‏اند و شایسته‏ترین مرجع برای توضیح و تبیین آیات و روایات به‏شمار می‏روند.

    مراجعه به چنین انسان‏هایی که به گواهی پیامبر اکرم در ردیف پیامبران بنی‏اسراییل قرار دارند[4] و درخواست از آنان برای پاسخ‏گویی به این سؤال‏ها، تنها روزنه‏ای است که فراروی ما پرتو امید می‏افکند. این نوشتار در گشایش گره این سؤالات دست به‏دامان آیات و احادیث می‏شود و در فهم آن دو، از محضر این بزرگان بهره گرفته‏است. به‏یقین، قرآن و حدیث اگر تنها راه پاسخ‏یابی این سؤال‏ها نباشد، دست‏کم مطمئن‏ترین و کوتاه‏ترین راهی است که پیش روی ما قرار دارد.

     

    • تعداد رکورد ها : 208
    کتاب به کجا و چگونه
     
    الی این و کیف (ترجمه عربی کتاب به کجا و چگونه)
     
    مقصد رشد اخلاقی
     
    چکیده کتاب به کجا و چگونه