راه و رسم طلبگي
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  • عنوان :  
  • به كجا و چگونه  
  • نویسنده :  
  • محمد عالم‌زاده نوري  
  •  فهرست کتاب
  • فرضیه‏ها

    برای آن‏که به اهمیت این پرسش‏ها بیشتر آگاه شویم چند فرضیه را در پاسخ آن بررسی می‏کنیم.

     

    1 - علم

    فرض کنیم ارزش انسان و کمال او به  «داشتن علم» باشد. آن‏گاه:

    الف) هرکس دانش بیشتری کسب کرده به انسانیت بیشتر دست‏یافته و به قلّه، نزدیک‏تر شده‏است. ارزشمندترین انسان داناترین انسان است و سعادت‏مندترین، کسی است که از اسرار هستی آگاه‏تر باشد.

    ب) بزرگ‏ترین  «آرزو»ی انسان اطّلاع بیشتر از حقایق و فرمول‏های حاکم بر نظام فرینش و انباشتن حجم فوق‏العاده‏ای از اطلاعات است.

    ج) انسان ایده‏آل کسی شبیه  «ابوعلی سینا» است که باید اسوه و مقتدای دیگران باشد.

    د) منطق و جهت همة فعالیت‏های زندگی علم‏اندوزی است، پاسخ قانع‏کننده به اینکه  «چرا چنین کردی؟ » تنها یک کلمه است.  «تا در تحصیل دانش افزون‏تر موفّق باشم» و به‏این ترتیب همه چیز در استخدام  «دانش»آموزی قرار دارد.

    ه) کمیت و چگونگی همة فعالیت‏های زندگی، بااین معیار مشخص می‏شود؛ هر پدیده یا عنصری که به تحصیل علم، بیشتر و بهتر یاری رساند، ضریب اولویت برتری کسب می‏کند و اهمیت و ارزش بیشتری می‏یابد؛ به‏همین‏جهت، شایسته‏تر این است که در برنامة زندگی از آن بیشتر و بهتر یاری گرفته شود و هرچه که به نحوی مانع آگاهی بیشتر انسان شود باید از طومار فعالیت‏های مجاز، حذف شود.

    و) مهم‏ترین وظایفی که بر عهدة ماست عبارتند از: کشف راه‏هایی که منتهی به کسب علم بیشتر، در مدّت زمانی کوتاه و باصرف توانی اندک می‏شود، به‏دست‏آوردن ابزارهای سودمندی که حرکت به سوی علم را آسان کند و دیگر، حرکت به سوی دنیای دانش.

    ز) بهترین مربی برای ما، کسی است که حجم بیشتری از دانش را به ما انتقال دهد. دوست‏داشتنی‏ترین انسان کسی است که بیشترین کمک را به ما در تحصیل علم کرده باشد.

    ح) جامعة مطلوب، جامعه‏ای خواهد بود که در آن فراگیری دانش بسیار محترم، آسان و هموار باشد.

     

    2 - ثروت

    اکنون فرض کنیم ارزش انسان و کمال او بسته به  «داشتن ثروت» است. آن‏گاه:

    الف) هرکس ثروت‏مندتر باشد، سعادت‏مندتر، کامل‏تر و ارزش‏مندتر خواهد بود.

    ب) برترین آرزوی یک انسان و رؤیای محوری او رسیدن به حدّاکثر ثروت و بهره‏برداری بیشتر از مواهب طبیعی است.

    ج) الگو و پیشوای حرکت انسان یکی از سرمایه‏داران بزرگ دنیا است.

    د) منطق همة فعالیت‏های روزانه و شبانة انسان  «ثروت‏مندی» است. کار و شغل و تحصیل علم و خواب و خوراک و تفریح و ارتباط با دیگران و. . . همه در خدمت اندوختن مالِ فراوان‏تر قرارمی‏گیرد. یعنی اگر از شخصی با این منطق سؤال شود چرا به تحصیل علم پرداخته‏ای؟ می‏گوید: برای کسب ثروت. چرا کار می‏کنی؟ تا اندوختة بیشتری فراهم آورم. چرا غذا می‏خوری یا استراحت می‏کنی؟ برای آن‏که رمق بیشتری در تهیة مال و منال داشته باشم. چرا خود را به زحمت می‏اندازی؟ چون کسب ثروت برایم اهمیت بیشتری دارد. . . .

    ه) باید تلاش کنیم همة برنامه‏های زندگی خود را به گونه‏ای سامان دهیم که به تحصیل بیشترین ثروت بینجامد. از این رو هریک از این فعالیت‏ها، در موقعیتی و به‏مقداری رواست که کمترین مانع را برای رسیدن به این هدف ایجاد کند. لذا اگر پرخوری یا پرخوابی یا تحصیل علم مانع ثروت‏اندوزی گردد، به طور طبیعی از فهرست برنامه‏های زندگی باید حذف شود.

    و) عمده‏ترین وظیفه‏ای که بر دوش ماست عبارت است از: اطّلاع کافی از راه‏هایی که منجر به جمع ثروت انباشته می‏شود، کسب تبحّر و مهارت لازم برای به‏کارگرفتن آن راه‏ها، به‏دست‏آوردن همة ابزارهای لازم یا سودمند در این مسیر و حرکت بدون وقفه به سوی هدف.

    ز) آن کس، بیشترین خدمت را به ما کرده است که بیشترین اندوختة مالی را دراختیار ما قرار دهد. بهترین مربی ما کسی است که راه‏های جمع ثروت را به ما بهتر بیاموزد.

    ح) آرمان‏شهر برای ما جایی خواهد بود که در آن زمینة گردآوری مال و ثروت فراهم‏تر باشد.

     

    3 - عبادت

    اگر فرض کنیم معیار انسانیت و ارزشمندی  «عبادت» باشد، آن‏گاه:

    الف) هرکه عبادت بیشتری و اشک و ناله و مناجات جانسوزتری دارد کامل‏تر و سعادت‏مندتر است و هرکس بهرة کمتری از این امور دارد از قلّة خوشبختی دورتر و از ارزش و اعتبار محروم‏تر است.

    ب) برجسته‏ترین آرزویی که می‏توانیم برای انسان تصوّر کنیم رؤیای رسیدن به عبادت بیشتر و به کار بردن حدّاکثر توان برای خضوع و خشوع و کرنش در پیشگاه خداست.

    ج) انسان کامل و ایده‏آل که شایستگی پیشوایی و الگوشدن را داراست عابد زاهدی است که صبح و شام به عبادت ایستاده و با آه و ناله و اشک و مناجات و دعا سپری کرده و عمر را در عبادت به پایان رسانده است.

    د)  «عبادت» منطق همة حرکت‏ها و فعالیت‏های زندگی است و دیگر برنامه‏ها باید در مسیر افزایش کمیت و کیفیت آن قرار گیرد.

    ه) ارزش هر عمل از اعمال انسان بسته به میزان تأثیری است که در تحقّق عبادت دارد. مقدار و چگونگی امور زندگی با این ترازو تنظیم می‏شود. هر عملی که بیشتر ما را به عبادت نزدیک کند یا زمینة عبادت بهتر را آماده سازد مطلوب‏تر است و باید بیشتر مورد توجّه باشد.

    و) از جمله وظایف مهم ما، آشنایی با راه‏هایی است که بهرة مارا از عبادت افزایش دهد.

    ز) برترین مربی در نظر ما کسی است که بهتر راه عبادت خدا را به ما نشان دهد. کسی که ما را به عبادت خدا تشویق یا وادار می‏کند بیشترین خدمت را به ما کرده‏است.

    ح ) جامعة ایده‏آل در نظر ما جامعه‏ای خواهد بود که در آن زمینة عبادت خدا فراهم‏تر باشد.

    فرضیه‏های دیگر

    فرضیه‏های دیگری نیز به همین صورت قابل بررسی است: قدرت، زیبایی، اخلاق نیکو، شهرت، محبوبیت، آسایش، فراغت و. . .

    همه آنچه در باره علم و قدرت و ثروت گفته شد در این موارد جاری است.

    همان‏گونه که مشاهده می‏شود پاسخ‏های متفاوتی که در برابر این اساسی‏ترین سؤال حیات بشر قرار می‏گیرد، آثار فراوان و تأثیر سهمگینی بر سراسر زندگی انسان دارد.

    شاید آماده‏ترین پاسخی که در نگاه اوّل چشم‏ها را خیره و ذهن‏ها را به خود جلب می‏کند، این باشد که ارزش انسان به همة این کمالات است و برآیندی از مجموع این بهره‏مندی‏ها و صفات رتبة سعادت انسان را مشخص می‏کند.

    دانش و آگاهی، قدرت و توانمندی، جمال و زیبایی، اعتبار و آبروی اجتماعی، بندگی و خاکساری و غیره. . . هریک بهرة کمال انسان را مقداری افزایش می‏دهد و درصدی از ارزش او را تأمین می‏کند. زیبایی و اموری از این دست کمالِ جسم بشر است. هوش و نبوغ سرشار، کمال فکر آدمی است. مهرورزی، تواضع و مانند آن کمال روح انسان است و. . .

    فرض کنیم چنین باشد، اما هنوز جای این سؤال باقی است که آیا یک انسان عالم کامل‏تر است یا یک انسان سخاوت‏مند؟ ابوعلی سینا یا حاتم طایی؟ ارزش قدرت بیشتر است یا هنر؟ بازوی قوی، فکر توانا یا روح لطیف؟ زیبایی، هنرمندی، ورزشکاری یا ریاست؟

    صفات مختلف انسان را چگونه ارزش‏گذاری کنیم؟ هریک از عناصر تشکیل‏دهندة ارزش انسان چه ضریبی از اهمیت دارد و چه ترکیبی از آن‏ها مطلوب‏تر است؟ آیا همة این اجزا در یک سطح قرار گرفته‏اند؟ و یا در تکامل آدمی، قدرت تأثیر متفاوتی دارند؟ آیا لحظاتی که به علم‏آموزی مشغولیم و یا از قدرت تفکر خود بهره می‏گیریم، کامل‏تر می‏شویم و بیشتر از  «زمان» استفاده می‏کنیم یا لحظاتی را که صرف خدمت به مردم می‏کنیم؟ لحظاتی که به عبادت اشتغال داریم برای ما سودمندتر است یا لحظاتی که به تأمین معاش خانواده می‏پردازیم؟ و خلاصه سرمایة محدود عمر خود را خرج چه چیزی کنیم تا بهرة فراوان‏تری از کمال دریافت نماییم و انسانیت بیشتری کسب کنیم؟

    بی‏شک تحصیل همة این کمالات از توانایی‏های یک انسان خارج است پس چگونه توان و زمان خود را به این امور توزیع کنیم؟ به کدام‏یک اصالت دهیم و کدام‏یک را در حاشیه جستجو کنیم؟ اگر این‏ها باهم قابل جمع نیستند کدام یک مقدّم است؟ کدام خوب است و کدام بهتر؟ چگونه نفس خود را مدیریت و برنامه‏های زندگی‏مان را ساماندهی نماییم تا ارزش‏مندتر و تکامل یافته‏تر باشیم؟

     

    • تعداد رکورد ها : 208
    کتاب به کجا و چگونه
     
    الی این و کیف (ترجمه عربی کتاب به کجا و چگونه)
     
    مقصد رشد اخلاقی
     
    چکیده کتاب به کجا و چگونه