راه و رسم طلبگي
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  • عنوان :  
  • راه و رسم طلبگی  
  • نویسنده :  
  • محمد عالم‌زاده نوری  
  •  فهرست کتاب
  • آشنایی با برنامه‏ریزی

    توان جسمی، فکری و روحی ما انسان‌ها برای انجام کارهای مختلف محدود است. با این توان محدود، در یک زمان، تنها امکان انجام چند فعالیت هم‏جهت برای ما وجود دارد. غالباً این گونه است که اگر توان خود را صرف انجام کاری نماییم، از انجام کارهای دیگر محروم می‏گردیم. اگر بخواهیم توان اندک خود را به فعالیت‏های فراوان زندگی به گونه‏ای توزیع کنیم که بیشترین بهره را از عمر و توان خود ببریم، نیازمند «برنامه‏ریزی» هستیم.

    «برنامه‏ریزی» پیش‏بینی ترکیبی خاص، میان فعالیت‏ها است برای کوتاه کردن راه و بهره‏برداری بیشتر از سرمایه‏ها در رسیدن به هدفی مشخص. «برنامه‏ریزی» عبارت است از طراحی نقشه‏ای جامع برای زندگی، که در آن نقشه، جایگاه هر فعالیت، به خوبی مشخص باشد.

    مهندسان قبل از آغاز کار یک ساختمان، به ترسیم نقشه و پیش‏بینی وضع آینده آن اقدام می‏کنند. طراحی نقشه یعنی در نظر گرفتن کل زمینه و توزیع بهینه آن بر مجموع نیازها. مثلاً برای ساختن یک منزل مسکونی، این زمینه باید اتاق، آشپزخانه، هال، سرویس، راه‏پله، پارکینگ و حیاط را در خود جای دهد. ولی برای ساختن مسجد یا ورزشگاه همین زمینه را باید به شکل دیگری تقسیم کرد. این زمین دارایی ماست که می‏توان با طراحی‏های مختلف بهره‏های متفاوت از آن برد. عمر ما و توان جسمی، ذهنی و روحی ما نیز دارایی ماست که می‏توانیم با نقشه‏های مختلفی که برای آن تنظیم می‏کنیم، بهره‏های متفاوتی از آن کسب کنیم.

    انسان قادر است با اراده و اختیار، فعالیت‏های گوناگونی برای زندگی برگزیند. این فعالیت‏ها، اجزا و عناصر برنامه اوست که با نسبت‏ها و ترکیب‏های فراوان می‏توان آن‏ها را نظام و سامان بخشید. ولی هر ترکیب که انتخاب شود، نتیجه‏ای غیر از ترکیب دیگر خواهد داشت. این‏ که انسان اکثر زمان و توان خود را به چه کاری اختصاص دهد، در شکل‏دهی نهایی به شخصیت و هویت او تأثیر دارد. اگر اکثر زمین مورد نظر را به کاشت گل و بوته و نهال اختصاص دهیم، نتیجة نهایی، فراهم آوردن یک فضای سبز یا بوستان است. در حالی‏که می‏توان با ساختن چند طبقه بنا و اتاق‏های متعدد، مدرسه یا درمانگاه پدید آورد. «برنامه‏ریزی» مدیریت صرف دارایی‏ها و سرمایه‏هاست. برای موفقیت بیشتر در این مدیریت باید اولویت‏ها را کشف کرد، خوب و خوب‏تر را، مهم و اهم را تشخیص داد و پس از آن، متناسب با ضریب اهمیت هر کار سهمی از دارایی‏ها را به آن واگذار کرد.

    پس قدم اول در برنامه‏ریزی شناخت هدف است. یعنی از این برنامه چه مطلوبی درنظر است؟ فضای سبز یا درمانگاه؟ پس از انتخاب هدف باید انواع فعالیت‏ها را در مقایسه با آن هدف ارزش‏گذاری نمود. مثلاً ارزش اتاق در مقایسه با بوستان و درمانگاه متفاوت است. بسته به این‏که چه نتیجه‏ای در نظر گرفته‏ایم، درصد احتیاج ما به عناصر و اجزا مشخص می‏شود. کارمند، راننده، دانشجو و طلبه هر یک برای موفقیت بیشتر و استفاده بهتر از سرمایه‏های خود باید برنامه‏ریزی کنند. اجزا و عناصر این برنامه‏ها قطعاً متفاوت خواهد بود. زیرا با انتخاب هدف نیازهای مختلفی پدید می‏آید و برای رفع این نیازها اجزا و عناصر گوناگون باید انتخاب شود.

    پس از «انتخاب هدف»، «تشخیص عناصر لازم» و «اهمیت هریک»، لازم است «چینش و ترکیب مشخصی» میان آن‏ها درنظر گرفته شود. گونه‏های مختلف ترکیب نتیجه‏های متفاوت در پی دارد. آرد و روغن و شکر با ترکیب مشخصی «حلوا» و با ترکیب دیگری «نان شیرینی» خواهد شد. نسبت دقیقِ به‏کارگرفتن هر یک از عناصر، پس از انتخاب هدفِ جزئی به دست می‏آید. برنامه علمی طلبه‏ای که تولید فکر و تحقیق در معارف دینی را هدف جزئی خود قرارداده با طلبه‏ای که قصد تبلیغِ پیام دین را دارد، از این جهت تفاوت خواهد یافت.

    انتخاب هدف f تشخیص عناصر f ارزشگذاری f چینش و ترکیب.

    برنامه‏ریزی، کاهش «اوقات رهایی» است. مراد از اوقات رهایی، اوقاتی است که شخص، هیچ مسئولیتی فراروی خود نمی‏بیند و از هرگونه الزام و التزامی آزاد است. در این شرایط از تحمل کم‏ترین زحمت و فشاری شانه خالی می‏کند. اوقات رهایی اوقات استراحت ماست که نباید کل دایرة عمر ما را فراگیرد. «زمان استراحت» زمان کسب نشاط و طراوت و مقدمة انجام اعمال هدف‏دار است. این «مقدمه» نباید آن چنان گسترده شود که جایی برای «متن» باقی نماند!

    گاهی این رهایی، رهایی فکری است. یعنی ذهن ما از پرداختن وظیفه‏مند به موضوعی مشخص، طفره می‏رود و آزادانه از این شاخه به آن شاخه تغییر موضع می‏دهد. گاهی رهایی در میان جمع اتفاق می‏افتد. گروهی از دوستان گرد هم آمده، هرکس از دری سخنی می‏گوید و هیچ هدفی دنبال نمی‏شود (الکلام یجرّ الکلام). در این اوقات مدار حرکت انسان را، «هوس» او مشخص می‏کند و بیشتر خوش‏گذرانی و تنوع‏جویی موضوعیت دارد. در برنامه، اوقات رهایی به حداقل می‏رسد و حالت مقدمیت آن حفظ می‏گردد.

    مسلمان، از آن‏جا که خود را بندة خدا می‏بیند، همیشه ملتزم است که براساس وظیفة الهی، عمل کند. استفاده از عمر و رشد جامع انسانی و تلاش برای بهترشدن و بیشترین +بهرة وجودی را داشتن، وظیفة کلی هر مسلمانی است. برای انجام این وظیفة کلی لازم است همة وظایف خود را شناسایی و در یک طرح عملی جامع رده‏بندی و سازمان‏دهی نماییم. در این صورت وظیفة ما اجرای همان برنامه جامع خواهد بود. پس می‏توان گفت «هنر برنامه‏ریزی»، همان «هنر تشخیص وظیفه» است و کسی که از «برنامه»ی خود سؤال می‏کند از «وظیفة خود» سؤال می‏کند.

    • تعداد رکورد ها : 97
    017