راه و رسم طلبگي
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  • عنوان :  
  • لباس روحانيت چراها و بايدها  
  • نویسنده :  
  • محمد عالم‌زاده نوري  
  •  فهرست کتاب
  •  

    سطح زندگى و رفتار اجتماعى طلبه

    طلبه حتى اگر توان مالى فوق‏العاده دارد در نوع مخارج زندگى نبايد از سطح زندگى متوسط مردم بالاتر باشد بلكه شايسته است كه اندكى پايين‏تر از اين سطح قرار گيرد و تظاهر به هر عملى كه با اين فرمول هماهنگ نباشد با شأن حوزوى طلبه سازگار نيست.

    منزل مسكونى، مركب سوارى، لباس، خوراك، هزينة مسافرت، پذيرايى از ميهمان و.. طلبه همه بايد با معيار «تودة جامعه» تنظيم شود و بهره گرفتن از اسباب رفاهى ويژة ثروتمندان و مترفان براى طلبه مجاز نيست. تهية يكبارة مواد غذايى و مصرفى حتى در شرايط خاص (مثلاً خريد مقدار زيادى گوشت هر چند در طول زمان مصرف شود يا براى رفع نياز چند خانواده باشد) بازتاب اجتماعى پسنديده‏اى ندارد زيرا مقدور تودة متوسط نيست.

    از سوى ديگر اگر موقعيت مالى طلبه اجازه دهد نبايد در خرج كردن از اين سطح بسيار پايين‏تر باشد زيرا متهم به خشك دستى يا رياضت مى‏شود.

    قال الامام الصادق(ع): بينا أنا فى الطواف اذا رجل يجذب ثوبى فالتفتّ فاذا عباد البصرى قال يا جعفر بن محمد! تلبس مثل هذا الثوب و أنت فى الموضع الذى انت فيه من علىّ؟! قال قلت ويلك هذا ثوب قوهىّ اشتريته بدينار و كسر، و كان علىّ‏عليه السلام فى زمان يستقيم له ما لبس، ولو لبست مثل ذلك اللباس فى زماننا هذا لقال الناس: هذا مراء مثل عبّاد.

    امام صادق‏عليه السلام فرمودند: در حال طواف بودم كه ناگاه كسى لباسم را گرفت به او نظر كردم ديدم عبّاد بصرى است كه مى‏گويد اى جعفر بن محمد آيا چنين لباسى مى‏پوشى در حالى كه در موضعى قرار گرفته‏اى كه جدّت على‏عليه السلام در آن بود؟ حضرت فرمودند: به او گفتم چه مى‏گويى؟! اين يك لباس سفيد قوهى (ناحيه‏اى اطراف كرمان) است كه به يك دينار و اندى آن را خريده‏ام اما حضرت على‏عليه السلام در زمانى بود كه براى او سزاوار نبود جز آن بپوشد و اگر من مثل آن لباس را در اين زمان بپوشم مردم مى‏گويند مانند عبّاد رياكار است.[1]

    طلبه خصوصاً در مناسبتى كه با همسر و فرزندان خود برقرار مى‏كند بايد شأن آنها را در نظر گيرد و «رضامندى نسبى» آنها را تأمين كند. اگر در يك دورة زمانى طولانى، زندگى طلبه از زندگى نوع كسانى كه با آنها در رفت و آمد است بسيار ضعيف‏تر باشد، خانوادة او پيوسته از معاشرت با دوستان و خويشاوندان احساس سرشكستگى و حقارت مى‏كنند، اين نارضايتى مستمر يا به قطع ارتباط و انزواى اجتماعى آنها مى‏انجامد و يا تحمل آنها را به يكباره فرو مى‏شكند و عصيان مى‏آفريند.

    البته نيك روشن است كه كاميابى كامل در اين جهان امكان‏پذير نيست ظرف وجود انسان بسيار گسترده‏تر از آن است كه با قطره چكان بهره‏هاى دنيا پر گردد. طبيعت بى‏نهايت طلب انسان به هيچ حدّى رضا نمى‏دهد و هر چه متنعّم باشد احساس ناكامى مى‏كند، در هر نقطه‏اى از درجات بهره‏مندى كه قرار گيرد به بالاتر از آن چشم دارد و به نيمة خالى ليوان نظر مى‏افكند. عطش خواسته‏هاى انسان در اين دنيا فرو نخواهد نشست مگر آنكه به بى‏نهايت برسد و با سرچشمة كمال پيوند يابد تنها در اين صورت است كه «رضايت كامل» براى انسان تأمين مى‏شود و احساس آرامش تام مى‏كند. الا بذكر الله تطمئن القلوب.[2] ؛ اما «رضايت نسبى» براى انسان امكان‏پذير است.

    رضايت نسبى يعنى هرگاه خود را نسبت به نوع مردم مى‏سنجد از وضعيت خود سخت دلگير و ناراضى نمى‏شود و اجمالاً خود را هم رديف مردم عادى مى‏يابد طبيعى است كه رسيدن به اين حدّ از رضايت در شرايط زمانى و مكانى گوناگون متفاوت است و تشخيص مصداق آن - خصوصاً در شرايط كنونى به جهت پيچيدگى روابط و تنوع اجتماعى - نياز به ارتباط اجتماعى فراوان و ديدة تيزبين دارد.

    طلبه‏اى كه در يك روستاى محروم زندگى مى‏كند با طلبه‏اى كه در نقطة شمالى يكى از شهرهاى بزرگ به سر مى‏برد از نظر سطح زندگى نبايد در يك رديف باشند. تودة جمعيتى كه بيشترين ارتباط را با طلبه دارد، اثر بزرگى بر هزينه‏هاى زندگى طلبه مى‏گذارد و اين البته به معنى تنظيم زندگى براساس نگاه مردم نيست. پيش از اين گفتيم كه به هيچ حيلتى نمى‏توان همة مردم را از خود راضى كرد. سطح زندگى ما در هر نقطه‏اى كه تنظيم شود از ناحية گروهى، متهم به «ولخرجى» و «دنياگرايى» و در همان زمان از سوى گروهى ديگر متهم به «سخت‏گيرى» هستيم. و البته گروه سومى هم ما را همسطح خود يافته و اظهار خرسندى مى‏كنند. اگر طلبه با يك نگاه جامعه‏شناسانه بتواند «حد متعارف مردم» را تشخيص دهد و در حوالى همان حد - بلكه اندكى پايين‏تر به سر برد، فراوانى گروه سوم به حداكثر خواهد رسيد و اعتراض گروه اول و دوم كه اينك به دو اقليت بدل گشته‏اند براى او هيچ ارزشى نخواهد داشت و به اين ترتيب در پيشگاه خدا هم رو سفيد خواهد بود.

    وقتى تودة مردم زير بار سنگين هزينه‏ها كمر خم كرده‏اند استفاده از مواهب مادى و اسباب رفاهى ويژه و برانگيختن نگاه حسرت‏آميز ديگران به بهانة «قل من حرّم زينه الله التى اخرج لعباده و الطيبات من الرزق«[3] و «لم تحرّم ما احلّ الله لك«[4] اشتباه است و آنگاه كه نوع مردم از اسباب رفاهى عام برخوردارند، پرهيز از استفاده به بهانة دنياگريزى و زهدنمايى موجب جلب نگاه ترحم‏آميز ديگران خواهد بود و به شدت مذموم و تنفرآور و تحمل شكن و هر دو طرف اين پيوستار مصداق لباس شهرت: المشهورة فى حسنها و المشهورة فى قبحها[5] در روايت امام صادق‏عليه السلام آمده‏است: ... يأكلوا قصداً و يلبسوا قصداً و ينكحوا قصداً و يركبوا قصداً[6]

    خوراك و پوشاك و زندگى و ماشين سوارى از حد اعتدال خارج نشود.

    به اين لحاظ، وظيفة ما در انتخاب اسباب زندگى محكوم شرايط اجتماعى است و تقيّد ما به اين وظيفه، مراعات تقوى.

    اعتبار «رضامندى نسبى» در فقه اسلامى تحت عنوان «مراعات شأن و عادت امثال«[7]، »پرهيز از منافيات مروّت«،[8] »لباس شهرت«،[9] »عرف«[10] و «حسن ظاهر«[11] مورد بحث و اثبات قرار گرفته‏است.[12] گرچه فرهنگ اخلاق دينى در پايين آوردن آستانة عمومى اين رضامندى تلاش مى‏كند و با توجه دادن به نعمت‏ها و دارايى‏ها و اصل قرار دادن ابعاد معنوى انسان نگاه حريص و ناسپاس او را محدود مى‏نمايد.[13]

    و ابتع فى ما آتاك الله الدار الاخرة و لا تنس نصيبك من الدنيا[14]

    اذكروا نعمة الله عليكم؛[15]

    و امّا بنعمة ربك فحدث؛[16]

    براساس اين قاعده، امورى كه ميان مردم متعارف است و جزو ضروريات زندگى متوسط جامعه به شمار مى‏رود مثل غذا خوردن و خريد كردن، براى روحانى زشت نيست و بى‏جهت نبايد به پسند و ناپسند موهوم مردم توجه كرد. پيامبران خدا هم با همة عظمت و شأن خود به اين امور مى‏پرداختند و از انتظار يا اعتراض بيجاى مردم بيم نداشتند.

    و قالوا ما لهذا الرسول يأكل الطعام و يمشى فى الاسواق؛[17] و ما ارسلنا قبلك من المرسلين الا انهم ليأكلون الطعام و يمشون فى الاسواق؛[18]

    در توصيف اخلاق پيامبرصلى الله عليه وآله آمده‏است: كان لايمنعه ان يحمل حاجته من السوق الى اهله. [19]

    پيامبر اكرم(ص) به دست خود مايحتاج خود را از بازار به سوى خانواده‏اش حمل مى‏نمود.

    بسيارى از عالمان و فضلاى بنام نيز همين شيوه را دارند و در تامين نيازهاى شخصى و خانوادگى خود از ديگران كمك نمى‏گيرند و اين تواضع كه به تأسى از رفتار پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله شكل گرفته موجب جلب اعتماد مردم و محبوبيت آنهانيز شده‏است.

    حضور در ورزشگاه و كوه و بازار، همراهى با خانواده، بغل گرفتن فرزند، استفاده از ساعت مچى و سوار شدن بر موتور براى طلاب جوان از اين مقوله است.

    در مقابل، رفتار ويژة طبقات مرفه و ثروتمند از قبيل حضور در هتل‏ها، تالارها و رستوران‏هاى خاص، استفاده از ماشين سوارى مدل بالا و ترتيب مجالس مهمانى پرخرج و پذيرايى سنگين با زىّ طلبگى سازگار نيست.

    ما نبايد مدت زمانى را كه منتظر تاكسى يا وسايل نقلية عمومى مى‏شويم اتلاف عمر و تضييع وقت به شمار آوريم. كمترين فايدة اين انتظار، پيوند ما با تودة مردم است و جلوة مردمى روحانيت. و چه بسا اثر نهايى اين قبيل رفتارها در انجام رسالت حوزوى از ساعت‏ها سخنرانى و ده‏ها مقاله بيشتر باشد.

    قاعده‏اى كه ذكر شد (قرار گرفتن در سطح متوسط مردم و پرهيز از بالا رفتن يا پايين آمدن فاحش از اين سطح) حداكثر و حداقل مناسبات رفتارى طلبه را مشخص مى‏كند. فضاى ميان اين حداقل و آن حداكثر طيف گسترده‏اى است كه طلبه اجازه دارد در هر نقطة آن قرار گيرد. به بيان ديگر اين قاعده، مصاديق فراوان دارد و با الگوهاى رفتارى متنوّعى مى‏توان اين قاعده را رعايت كرد. گرچه پيشنهاد مى‏شود به جهت ملاحظة بيشتر، طلبه كمى پايين‏تر از متوسط مردم قرار گيرد.

    اسباب زندگى مردم سه گونه است: گونة اول اسبابى كه به صورت متعارف نوع مردم از آنها استفاده مى‏كنند. مثل يخچال، فرش، كمد و ظروف معمولى. استفاده از اين وسايل قطعاً براى طلبه مجاز است.

    نوع دوم اسبابى  كه يقيناً به طبقة ثروتمند و مرفّه جامعه اختصاص دارد. مثل ماشين‏هاى گرانقيمت. استفاده از اينها نيز قطعاً براى طلبه ناروا است.

    دستة سوم مصاديق مشكوكى است كه به روشنى معلوم نيست جزو گروه اول يا دوم هستند. تعيين تكليف نهايى اين مصاديق نياز به روابط اجتماعى گسترده و كشف نوع نگاه مردم دارد و خالى از دشوارى نيست. ولى استفاده از آنها جز در شرايط خاص و نياز ضرورى توصيه نمى‏شود در هر حال تركيب نهايى حاصل از دارايى‏هاى متنوع طلبه و نوع زندگى او نبايد از محدودة آن دو حدّ تجاوز كند.

    از جمله نكات قابل توجه در اين موضوع احترامات فوق‏العادة مردم به روحانيت است. مردم متديّن براساس علاقه‏اى كه به دين و روحانيت دارند گاهى در ابراز ارادت به روحانى سنگ تمام مى‏گذارند. اين محبّت يقيناً از جانب مردم پسنديده و شايسته است و از اخلاص و صفا و احساس مسئوليت سرچشمه مى‏گيرد؛ اما روحانى موظف نيست همة اين احترامات را بپذيرد، بلكه بايد مراعات جوانب ديگر را هم بكند. مثلاً مالك يك اتومبيل سوارى مدل بالا از سر عشق و اخلاص اصرار مى‏ورزد كه امام جماعت محل را به منزل خود برساند. اگر سوار شدن به آن اتومبيل در شرايط عادى مناسب شأن روحانى نباشد و بازتاب اجتماعى نامطلوبى برجاى گذارد، او موظف است به صراحت و با صميميت از پذيرش اين محبت عذر آورد و مناسب است دليل اين امتناع را هم براى مردم تبيين كند. زيرا پذيرش اين محبت تنها ملاحظة حال يك نفر است. اما نپذيرفتن آن ملاحظة احوال يك جامعه، و در تعارض، مراعات حال جامعه بر ملاحظة حال افراد، تقدم دارد. از همين قبيل است، بوسيدن دست، هداياى ويژه، دعوت به مجالس پرتشريفات و....

     


    [1] بحارالانوار 28/315/79 از مكارم الاخلاق / 111.

    [2] رعد 28 :13.

    [3] اعراف 32 :7.

    [4] تحريم 1 :66.

    [5] پيش از اين گفته شد كه «شهرت» اختصاص به لباس ندارد و حرمت آن شامل هرگونه رفتار اجتماعى مى‏شود پيامبر اكرم9 از دو گونه لباس نهى مى‏فرمودند لباسى كه در زيبايى موجب شده‏است و لباسى كه در زشتى انگشت نما است. كنزالعمال: 41171.

    [6] بحارالانوار 17/304/76.

    [7] جواهر الكلام 330 / 31.

    [8] جواهر الكلام 304/13.

    [9] مستمك العروة الوثقى 393/5.

    [10] رك: منابع فقه و زمان و مكان، ج 2.

    [11] جواهرالكلام 298/13.

    [12] از باب نمونه به اين عبارت توجه شود: «صاحب مروت كسى است كه نفس خود را از پليدى نگاه دارد و پيش مردم خوار نگرداند. يا كسى كه از خنده و تمسخر مردم دورى كند. يا كسى كه به روش امثال خود در زمان و مكان خود عمل نمايد. پس كسى كه مروت را ترك مى‏كندمثلا لباسى را كه با شان امثال او مناسب نيست مى‏پوشد... به گونه‏اى كه مضحكه‏ى مردم قرار مى‏گيرد و همين گونه‏است سربرهنه در بازار و اجتماع رفتن از كسى كه براى او سزاوار نيست و نيز پا دراز كردن در مجالس و غذا خوردن در بازار يا بوسيدن همسر ميان مردم يا لطيفه گويى فراوان يا سخت‏گيرى فراوان بر خانواده و همسايه يا باركشى از شخص معتبر هنگامى كه از روى بخل باشد و البته اگر از روى فقر يا براى اقتدا به سلف كه از تكلف دورى مى‏كردند باشد به مروت آسيب نمى‏رساند و تشخيص بر اساس چيزى است كه مناسب حال شخص در اعمال و اخلاق باشد و نيز محمل درستى بر آن آشكار باشد (و انسان در معرض اتهام قرار نگيرد). مسالك الافهام 14 / ص 169 .

    [13] تفصيل اين بحث را در فصل چهارم از كتاب «رفتار مصرف‏كنندة مسلمان» بخوانيد.

    [14] قصص 77 :28.

    [15] ابراهيم 6 :14.

    [16] ضحى 11 :93.

    [17] فرقان 7 :25.

    [18] فرقان 20 :25.

    [19] سنن النبى، ص 41.

    • تعداد رکورد ها : 11
    کتاب لباس روحانیت, چراها و بایدها
     
    کتاب لباس روحانیت