راه و رسم طلبگي
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  • عنوان :  
  • لباس روحانيت چراها و بايدها  
  • نویسنده :  
  • محمد عالم‌زاده نوري  
  •  فهرست کتاب
  •  

    كيفيت لباس و هيأت ظاهرى

    يكى از عمده‏ترين ارشادات دين اسلام در كيفيت لباس و هيأت ظاهرى توجه به قواعد عرفى و هنجارهاى عمومى است. هرگونه لباس و نيز آرايش يا رفتارى كه موجب انگشت‏نما شدن آدمى در ميان ديگران و جلب تعجب و توجه آنها گردد «لباس شهرت» ناميده مى‏شود و از نظر شرعى ممنوع است. مسلمان در انتخاب طرح، رنگ يا جنس لباس، اصلاح سر و صورت و نيز رفتارهاى خود بايد به گونه‏اى عمل كند كه ديگران به ديدة تحقير، تمسخر يا شگفتى به او نظر نكنند و شخصيت و كرامت او پيوسته در اجتماع از آسيب اعتراض محفوظ ماند. افزودن پيرايه‏هاى غيرمعمول به خود، براى خودنمايى و به منظور جلب توجه ديگران ناشى از عقدة حقارت و نوعى بيمارى است كه از ابتدا، دين اسلام زمينة بروز آن را از بين برده‏است. رفتار مسلمان نبايد غيرطبيعى و چندش‏آور باشد بلكه سلوك او بايد همواره زيبا، موزون، متين، باوقار و مورد پسند جامعه باشد.

    پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله از دو گونه لباس نهى مى‏فرمودند:

    المشهورة فى حسنها و المشهورة فى قبحها؛

    لباسى كه در زيبايى موجب شهرت است و لباسى كه در زشتى انگشت‏نما است.[1]

    امام على‏عليه السلام مى‏فرمايند: البس ما لا تشتهر به و لا يزرى بك؛

    لباسى بپوش كه تو را انگشت‏نما نكند و موجب حقارت و استخفاف تو نگردد.[2]

    رسول الله‏صلى الله عليه وآله: من لبس ثياب شهرة فى الدنيا البسه الله ثياب الذل يوم القيامه؛

    هر كس در دنيا لباس شهرت بپوشد خداوند در قيامت به او لباس ذلت بپوشاند.[3]

    امام صادق‏عليه السلام: كفى بالمرء خزياً ان يلبس ثوباً يشهره او يركب دابّة مشهورة؛

    براى خوارى انسان همين بس كه لباس شهرت بپوشد يا بر مركب شهرت نشيند.[4]

    امام صادق‏عليه السلام: ان الله يبغض شهرة اللباس - الشهرة خيرها و شرها فى النار؛

    خداوند شهرت لباس را دشمن مى‏شمارد - شهرت چه خوب و چه بد در آتش است.[5]

    پيامبر اكرم(ص) از دو نوع شهرت نهى نمودند نازك بودن بيش از حد لباس و كلفت بودن آن، بلندى بى‏روية لباس و كوتاهى آن.[6]

    حماد بن عثمان به امام صادق‏عليه السلام عرضه مى‏دارد كه امام على‏عليه السلام لباس خشن مى‏پوشيدند و پيراهن خود را به قيمت چهار درهم تهيه مى‏كردند اما شما لباس خوب مى‏پوشيد. حضرت در پاسخ او فرمود: ان على ابن ابى طالب كان يلبس ذلك فى زمان لا ينكر و لو لبس مثل ذلك اليوم لشهر به فخير لباس كل زمان لباس اهله؛

    امام على‏عليه السلام آنگونه لباس را در زمانى مى‏پوشيدند كه ناپسند نبود اما اگر امروزه آنگونه لباس پوشيده شود انسان انگشت‏نما مى‏شود. بهترين لباس هر زمان لباس اهل آن زمان است.[7]

    در روايت ديگر از امام رضاعليه السلام نقل شده‏است:

    و ليس يحتمل الزمان ذلك؛

    زمانه تحمل اينگونه رفتار را ندارد.[8]

    بر پاية اين رهنمود دينى مى‏توان نتيجه گرفت كه «لباس شهرت» عنوانى نسبى و شناور است كه در زمان‏ها و مكان‏هاى مختلف و از حيث افراد، مصاديق متفاوت دارد. چه بسا لباسى كه در يك جامعه لباس شهرت است ولى در جامعة ديگر غيرعادى تلقى نمى‏شود. حتى در مورد يك فرد تا فردى ديگر ممكن است متفاوت باشد. اگر چنين تغييرى در عنوان (موضوع حكم) پديد آيد حكم شرعى هم از زمانى به زمان ديگر و از جامعه‏اى به جامعة ديگر متفاوت خواهد بود.

    براين اساس برخى از ناهنجارى‏هاى لباس و هيأت ظاهرى روحانيون را در شرايط كنونى فهرست‏وار برمى‏شماريم: آشفتگى عمامه و كم‏توجهى به زيبايى آن، زياد بزرگ بودن يا كوچك بودن عمامه، بازگذاشتن دكمة قبا يا آستين پيراهن، كشيده شدن عبا بر روى زمين و بلندى بيش از اندازة لباس، ناسازگارى رنگ قطعات لباس، كوتاه‏تر بودن عبا از قبا يا لباده، وصله‏دار بودن يا فرسودگى لباس، پوشيدن لباس رنگ و رورفته يا آلوده يا بد حالت (ناشى از دوخت بد)، برجستگى بيش از حد جيب‏هاى لباس، پاره بودن درزهاى لباس، سوراخ بودن جوراب، عدم رعايت نظافت لباس، پوشيدن لباس چروك و بدون اتو، نپوشيدن جوراب و استفاده از دمپايى در مجامع رسمى، پوشيدن كفش سفيد يا زرد، استفاده از انگشترهاى متعدد يا بسيار درشت، بلند بودن بيش از اندازة ريش، كوتاهى ريش كمتر از حد متعارف، تراشيدن موى سر، تراشيدن سبيل، بلند گذاشتن موى سر زير عمامه، شانه نكردن موى سر و صورت، بلند بودن شارب (موى روى لب)، استفاده از لباس با رنگ‏هاى غير متعارف، پوشيدن پيراهن يقه‏دار زير قبا، كشيدن پا بر زمين هنگام راه رفتن و خلاصه هر چه در نظر عرف مصداق آشفتگى يا شلختگى محسوب شود. شمايل ظاهرى روحانى دراجتماع بايد همچون پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله متوازن، آراسته، خوش‏نما، پاكيزه، جذاب، معطر و بدون عيب باشد.

    اين گفتار را با ذكر يك تعليم دينى روشنگر دربارة تعداد لباس به پايان مى‏رسانيم. اسحاق بن عمار از امام صادق‏عليه السلام سئوال مى‏كند داشتن 10 لباس براى مؤمن چگونه است؟ حضرت مى‏فرمايند:

    وليس ذلك من السّرف انما السرف ان تجعل ثوب صونك ثوب بذلتك؛[9]

    اين اسراف نيست. اسراف آن است كه لباس آبروى خود را روزمره و در وقت كار بپوشى (و بى‏جهت كهنه‏اش كنى)

     


    [1] كنز العمال، ح 41171.

    [2] ميزان الحكمه، ح 1808 از غررالحكم: 2316.

    [3] بحارالانوار 8 /13 / 101.

    [4] بحارالانوار 105/252/78.

    [5] كافى 1/444/6 و 3.

    [6] كنز العمال 41172.

    [7] كافى 15/444/6.

    [8] مكارم الاخلاق 648/220/1.

    [9] بحارالانوار 1/317/79.

    • تعداد رکورد ها : 11
    کتاب لباس روحانیت, چراها و بایدها
     
    کتاب لباس روحانیت