راه و رسم طلبگي
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  • عنوان :  
  • به كجا و چگونه  
  • نویسنده :  
  • محمد عالم‌زاده نوري  
  •  فهرست کتاب
  • نکاتی پیرامون برنامه‏ریزی

    1 - اگر در همه برنامه‏های زندگی، تردید روا باشد، در این یک گزاره، شک و شبهه‏ای راه ندارد که ما وظیفه داریم برای تشخیص وظایف خود اقدام کنیم.

    آگاهی از وظایف، اولین، محکم‏ترین و قطعی‏ترین وظیفة ما است که همة تکالیف بعدی را پشتیبانی می‏کند و سنگ بنای اوّلیة حرکت قرارمی‏گیرد.

    2 - »تشخیص وظیفه» و  «مدیریت خود» نیازمند الف) تلاش، ب) آگاهی وسیع، ج) صرف زمان است.

    الف) انتظار برای کشف بهترین دستورالعمل زندگی بدون تلاش و زحمت، همان قدر نامعقول و بی‏نتیجه است که توقّع بازشدن درهای رحمت و فرود مائدة آسمانی بدون کوشش و مشقت. خدای بزرگ، بدون اسباب و وسایل، امور جهان را اداره نمی‏کند. پس برای رسیدن به چنین نعمت ارزش‏مندی بکوشیم و سرمایه‏گذاری کنیم. بی جهت منتظر  «رؤیا»،  «الهام»،  «مکاشفه» یا  «مواجهة تصادفی با استادی خبیر» نباشیم و یا به راه‏های ساده‏ای چون  «قرعه»،  «تفأل» و  «استخاره» پناه نیاوریم.

    ب) بسیاری از تصمیم‏های نسنجیدة ما انسان‏ها که پشیمانی و حسرت به‏دنبال می‏آورد، ریشه در جهل و نا آگاهی ما دارد، دایرة آشنایی و اطلاع ما از حقایق تلخ یا شیرین، هر چه گسترده‏تر باشد برنامه‏ریزی ما به صواب نزدیک‏تر می‏شود. هر چه دانش و آگاهی وسیع‏تری برنامه را پشتیبانی کند، آن برنامه کامل‏تر و مطلوب‏تر است. از این جهت لازم است قبل از برنامه‏ریزی آگاهی دیگران را هم به آگاهی محدود خود پیوند دهیم. مطالعه، مشاوره، مشاهدة برنامة دیگران و معاشرت با شخصیت‏های موفق این فایده را برای ما خواهد داشت.

    ج) آن تلاش و مجاهدت و این تحصیل دانش، بدون هزینه‏کردن  «زمان» امکان‏پذیر نیست. باید وقت مناسبی از برنامه خود را به این‏مهم اختصاص دهیم. همة ما برای دانستن احکام شرعی و وظایف عام مسلمانی با صرف زمان قابل توجه، به رسالة توضیح‏المسائل مراجعه می‏کنیم و برای فهم آن -فردی یا گروهی- تلاش می‏کنیم. در مواردی هم به استفاده مستقیم از اهل علم یا استفتا از مراجع تقلید احساس نیاز می‏کنیم و به آن همّت می‏ورزیم. همین کوشش و همّت را در اندازه‏ای گسترده برای یافتن مسیر زندگی باید به‏کار گرفت. باید برای رسیدن به فواید تدبیر سرمایة زمان و توان خود را به کار گیریم و بدانیم صرف این مقدار زمان و توان قبل از عمل، بازده نهایی عمل ما را به‏مراتب بیشتر خواهد نمود. اگر این مقدار نیروی فکری و زمان را صرف تنظیم  «برنامه» نکنیم لاجرم چندین برابر آن را باید به تاوان  «بی‏برنامگی» بپردازیم.

    3 - ناتوانی در اجرای برنامه گاهی به‏خاطر  «نواقص» برنامه و عدم رعایت قواعد برنامه‏ریزی است و گاهی به  «سستی و تنبلی» بازگشت دارد. این نوشته قدم اول در رفع نواقص برنامه به شمار می‏رود. پس از آن باید به مبارزه با سستی و تنبلی پرداخت.

    نباید تمام عمر ما به برنامه‏ریزی بگذرد. پس از رسیدن به نتیجه باید اقدام و عمل را آغاز نمود. [2]

    4 - گاهی ناتوانی در اجرای برنامه، ما را نسبت به اصل برنامه‏ریزی دلسرد می‏نماید. به‏این بهانه که به برنامه عمل نمی‏کنیم نباید برنامه‏ریزی و تدبیر را کنار بگذاریم. کسی‏که برنامه دارد هرچند صددرصد به آن عمل نکند، از کسی‏که برنامه ندارد موفق‏تر است.

    5 - برای هر هدف ریز یا درشتی، فکر کردن و برنامه داشتن، مطلوب است: برنامة ورزشی، برنامة عبادی، برنامة دیدار از خویشاوندان و دوستان، برنامه برای مسافرت‏های تابستانی، برنامه برای هزینة درآمد، یا تهیة مایحتاج، تعیین جایگاه برای لوازم منزل و. . .

    این برنامه‏ریزی و تدبیر، نتیجة کار را بیش‏تر و ضایعات و آسیب‏ها را کم‏تر می‏کند. البته مسائل کلان زندگی، اولویت بیشتری برای فکر و تدبیر دارند. در عین‏حال فکر کردن برای طراحی بهترین نقشه در برخی امور جزیی نیز علاوه بر افزایش قدرت تفکر و دقت‏نظر، راه ما را به‏سوی اهداف کلان هموارتر می‏کند. غالباً فکرکردن در مسائل خرد مؤونه و تلاش زیادی نمی‏طلبد و مواد اولیه‏اش آماده و در دسترس است.

    6 - تدبیر نباید به وسواس منتهی شود. گاهی دقت فراوان در جزئیات و عواقب یک کار مانع انجام آن می‏شود و هول وهراس بیجا ایجاد می‏کند. تدبیر که ابزاری برای بهبود انجام کار است، نباید به اصل انجام‏کار آسیب رساند. احتیاط بیش‏از اندازه در اقدام، ما را از اصل اقدام محروم می‏کند و به همین جهت خلاف احتیاط است. گاهی لازم است دقت و ظرافت کار را کم‏تر درنظر گیریم تا آن فعالیت عملی شود و این خود عین تدبیر است. چنان که گفته‏اند سنگ بزرگ نشانِ نزدن است.

    7 - چون وظایف ما در زمان‏ها، مکان‏ها و موقعیت‏های مختلف، متناسب با رخدادهای گوناگون و در موضوعات متنوّع، متعدد است، وظیفة تشخیص وظیفه به یک مقطع خاص منحصر نمی‏شود. نمی‏توان  «یکبار برای همیشه» برنامه‏ریزی کرد و تا پایان عمر به اجرای آن پرداخت. نمی‏توان همة رویدادها را قبل از وقوع پیش‏بینی کرد. گاهی پدید آمدن یک حادثه، ترکیب کلّی وظایف ما را بهم می‏ریزد و سامان جدیدی می‏طلبد. آن حادثه ممکن است گرفتار شدن به مصیبتی، فراهم آمدن امکان جدیدی یا به‏دست آوردن اطلاع تازه‏ای یا هر چیز دیگری باشد. از این رو، تشخیص وظیفه، یک وظیفة تدریجی و متکرر است. مثلاً برنامه‏ای که برای فعالیت‏های پنج‏شنبه و جمعه طراحی نمودیم پس از چند هفته تجربه و عمل، مستحق ارزیابی و بازنگری است. زیرا تجربه و آگاهی ما به‏مرور افزایش می‏یابد و شایسته است این آگاهی افزوده در برنامه‏ریزی به‏کار گرفته شود.

    8 - برنامه هر چه کلان‏تر و دوراندیشانه‏تر باشد مفیدتر است. فایده‏ای که از طراحی برنامة فعالیت‏های امروز یا این تابستان به دست می‏آید قابل مقایسه با فواید برنامة 10 سال آینده یا کل عمر نیست. تدبیر و تفکر باید در کل دایرة عمر به‏کار گرفته شود.

    9 - ثبت مکتوب برنامه و پیاده کردن طرح فکری بر روی کاغذ این فواید را به دنبال دارد:

     - افزایش تمرکز فکری، انسجام برنامه و تنظیم موفق آن.

     - حفظ و جلوگیری از فراموشی.

     - قابلیت مراجعة بعدی، ارزیابی و تجدید نظر.

     - قابلیت انتقال به دیگران.

     - افزایش ضمانت اجرا، التزام عملی  (سند و پیمان مکتوب) .

    10 - برنامة تنظیم شده رویة اصلی و قاعدة فعالیت‏های ما قرار می‏گیرد. باید برای همة فعالیت‏های خود -به مرور- قاعده قرار دهیم. مثلاً نماز پس از اذان در مسجد، ورزش، صبح‏ها نیم ساعت پس از نماز، حمام، هفته‏ای دو مرتبه روزهای دوشنبه و جمعه ساعت فلان، و. . . .

    این قاعده در موارد خاصی قابل استثنا است ؛ مواردی که  «استثنا» نسبت به  «اصل اولیه» حکمت افزون‏تر و فواید بیشتری داشته باشد. البته نباید موارد  «استثنا» از خود  «قاعده» بیش‏تر باشد. [3] اگر موارد استثنا خیلی زیاد باشد باید در اصل برنامه تردید و تجدید نظر کرد.

    چنان چه در فصل اول گفتیم هیچ اصل و قاعده‏ای در برنامة زندگی یک مسلمان مطلق و استثناناپذیر نیست جز اصل  «عبودیت» که سراسر حیات یک مسلمان را بدون استثنا پوشش می‏دهد. مثلاً نظم یا مهرورزی قاعدة زندگی است. اما اگر با عبودیت و روح بندگی خدا مغایر شود از این قاعده دست برمی‏داریم. وظایف مقطعی غیرقابل پیش‏بینی، برنامة جاری ما را در پرتو خویش تغییر می‏دهد.  «بندگی» و انجام وظیفة الهی اصل حاکم بر همة اصول زندگی است و در هیچ شرایطی استثنا نمی‏پذیرد.

    11 - حالت‏های روحی انسان دائماً در انقلاب و تغییر است. قلب آدمی گاهی حوصله و طراوت انجام عمل را از دست می‏دهد و دچار کسالت و  «ادبار» میگردد. در این موارد باید به واجبات و ضروریات برنامه اکتفا کرد و از ظرافت و دقت آن موقتاً صرف‏نظر نمود. در مقابل، مواردی را که نشاط و رغبت فراوان برای انجام عمل وجود دارد باید مغتنم دانست. [4]

     

     

     

     

     

     

    • تعداد رکورد ها : 208
    کتاب به کجا و چگونه
     
    الی این و کیف (ترجمه عربی کتاب به کجا و چگونه)
     
    مقصد رشد اخلاقی
     
    چکیده کتاب به کجا و چگونه