راه و رسم طلبگي
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  • عنوان :  
  • به كجا و چگونه  
  • نویسنده :  
  • محمد عالم‌زاده نوري  
  •  فهرست کتاب
  • اصل ششم: پوشش کامل

    در تهیة برنامة جزیی، باید همة خانه‏های برنامه را پرکرد. برنامه که به نقشة ساختمان می‏ماند باید کل زمینه را پوشش دهد. لحظاتی که به بیهودگی و لغو می‏گذرد، خانه‏های خالی برنامه است که باید آن‏ها را به صفر نزدیک کرد. زندگی یک مؤمن، گنجایش سرگرمی‏های بیهوده را ندارد. زیرا این‏گونه سرگرمی‏ها سرمایة عمر و نیروی ما را از ما می‏ستاند و در مقابل، بهرة درخوری نمی‏رساند. [3]

    مکتب اسلام، انسان مؤمن را از ورزش، تفریح، استراحت و شادی پرهیز نمی‏دهد. اما از  «لغو» منع می‏کند. پرداختن به فعالیتی که به حال دنیا و آخرت انسان سودمند نیست ممنوع است حتی اگر علم‏آموزی باشد.

    أَعوذُ بِک مِن عِلمٍ لاینفَع[4].

    خدایا به تو پناه می‏آورم از دانشی که سودمند نباشد.

    ورزش و تفریح هم اگر هدف‏مند و از روی حکمت در فهرست فعالیت‏های انسان قرار گیرد لغو نیست. اما اگر از مقدمیت خارج شود و سراسر فضای برنامه را اشغال کند بدون تردید مطلوب نیست.

    قدم زدن در پارک، حل جدول روزنامه، بازی‏های کامپیوتری، استماع نوار آهنگ، فوتبال، فیلم سینمایی، مطالعة صفحة حوادث روزنامه، تخمه شکستن، لطیفه‏گویی، تماشای مسابقات ورزشی، قدم زدن در بازار، آواز خواندن و. . . گرچه ممکن است هریک به‏تنهایی از نظر شرعی جایز باشد اما اگر یک جوان مؤمن صبح روز خود را با این فعالیت‏ها شام گرداند زندگی او قطعاً مورد رضایت دین نیست.

    انسان‏های موفق - در رشته‏های مختلف - کسانی بوده‏اند که بر روی دسته‏ای از لذت‏ها و خوشی‏های خود پای گذاشته و حاضر شدند تن به تلاش و زحمت دهند. شاگرد اول‏های کلاس، دانش‏آموزانی هستند که لحظات بازی دیگران، ساعات مطالعة آن‏ها بوده است؛ گرچه از ورزش و بازی هم در مواقع مشخص استقبال می‏کرده‏اند. بدون چشم‏پوشی از لذت‏ها و خواهش‏های دل، موفقیت امکان‏پذیر نیست.

    ممکن است برای ما دقیقاً معلوم نباشد که چه برنامه‏ای برای ما بیشترین بازدهی را به ارمغان می‏آورد. اما قطعاً این مقدار معلوم است که نباید عمر خود را به بطالت گذرانیم. نباید لحظات زمان را در کم‏تر از قابلیت خود به‏کار گیریم. مثلاً ساعت 9 صبح که اوج هوشیاری و نشاط فکری ما به‏شمار می‏رود مطالعة داستان یا شعر، استفادة بهینه نیست. درحالی که همین برنامه در ساعات خستگی، نشاطبخش و مقرون به صرفه است.

    در میان ما کسانی هستند که از هر پیشنهادی به روی خوش استقبال می‏کنند و هیچ وقت، عذر یا مانعی برای مشارکت ندارند. اگر پیشنهاد رفتن به کوه، پارک، ورزشگاه، یا سرزدن به رفقا و حضور در جلسات و. . . به آن‏ها شود بی‏درنگ اعلام آمادگی می‏کنند. این افراد از نعمت هدف‏مندی و برنامه محرومند و ره به جایی نمی‏برند هرچند به ظاهر زندگی خوشی دارند.

     

    اصل هفتم: استحکام  (اعتقاد به برنامه)

    انسان باید به فعالیت جاری خود ایمان و اعتقاد داشته‏باشد. اگر ایمان راسخ به برنامه وجود نداشته باشد در انجام آن سستی می‏شود. اندک‏مخالفت یا خرده‏مانعی به‏راحتی جریان برنامه را مختل می‏سازد و آدمی را از ادامة آن بازمی‏دارد. کار کوچکی که با ایمان و استحکام‏خاطر انجام پذیرد به‏مراتب امیدوارکننده‏تر از تلاش فراوانی است که این پشتوانه را نداشته‏باشد. ازاین‏رو لازم است به‏جای پرکردن بی‏پشتوانة برنامه، ابتدا اعتماد و اعتقاد خود را به آن بازسازی کنیم و منطق مستحکمی برای آن بیابیم، آن‏گاه به تکمیل آن روی آوریم. تردید و تزلزل نسبت به فعالیت جاری موجب می‏شود انسان همیشه از خود گلایه‏مند و ناراضی باشد. این اعتراض دائم روحی باعث می‏شود شخص، اهتمام لازم را در انجام وظایف خود به‏کار نگیرد. در نتیجه، فراورده‏های عمل او همیشه سست و تُنُک و نیمدار عرضه شود. یعنی عدم استحکام برنامه به عدم استحکام عمل تبدیل می‏گردد. استمرار چنین حالت روحی به‏مرور بنیان همت آدمی را ویران می‏کند.

     

     


    [1] يكى از ناآرامى‏هاى درونى ما، مشاهدة اختلاف يا تضاد الگوها است.

     شخصيت‏هاى بزرگ در نگاه ظاهر، برنامة زندگى متفاوتى داشته‏اند به همين جهت تبديل به شخصيت‏هاى متفاوتى با حساسيت‏ها و توانايى‏هاى ديگرگون و آثار وجودى مختلف شده‏اند. از ميان اين همه كدام يك را بايد الگوى عمل خود بدانيم؟ از لابه‏لاى مباحث گذشته مى‏توان دريافت كه

     الف - زمينه‏هاى اوليه‏اى كه فراروى اين بزرگان بوده، تنوع فراوانى داشته است. امكانات مالى، شرايط خانوادگى، هوش و استعداد و توانايى‏هاى ذاتى، تربيت محيطى و حساسيت تاريخى، هر يك، از مقدرات انسان و خارج از حوزة اختيار او است. اين بهره‏هاى وجودى در برنامه‏ريزى تأثير فراوانى دارد. قدر مشترك همة اين بزرگان، استفادة بهينه از سرمايه‏ها و دارايى‏هاى خدادادى است. 

     ب - برفرض تساوى كامل در بهره‏هاى وجودى، سليقة برنامه‏ريزى هر يك ممكن است متفاوت باشد. دو اصل جامعيت و توازن شاه‏كليد گشودن اين معما است. هر يك از اين بزرگان بر اساس سليقه و تشخيص خود اگر برنامه‏اى واجد همة اصول و شرايط ريخته و به‏خوبى به آن ملتزم باشد، در پيشگاه خدا و وجدان خويش محكوم نيست، هر چند محصول نهايى اين طراحى متفاوت از ديگران باشد.

     همين دو اصل كه بر برنامة فعاليت‏هاى انسان حكومت مى‏كند در صفات شخصيتى نيز جارى است. فضايل انسانى، مراتب طولى بسيارى دارد. داشتن حد نصاب آن فضايل، لازم و كسب بيش‏تر از آن فضل است. هر انسانى براى رشد اخلاقى خود بايد حد نصاب سخاوت، شجاعت، ايثار، زهد، نظم، حضور اجتماعى و... را داشته باشد. 

     شمايل نهايى انسان‏هاى متخلق، حاصل تركيب مراتب مختلف اين صفات با يكديگر است كه چون خانة خالى نداشته و از حد نصاب نيز پايين‏تر نيست مورد اعتراض قرار نمى‏گيرد و صد در صد محترم است.

     اما ممكن است در تركيب نهايى شخصيت يكى، مطلوب‏تر از ديگران شده باشد. الگوى عمل ما طبيعتاً، كامل‏ترين و سليقه‏مندترين تركيب خواهد بود، چه آن تركيب در وجود يك شخص متمثل و مجسم شده باشد و چه آميخته‏اى از چند شخصيت باشد. 

     توجه به رسالت اجتماعى از خانه‏هاى لازم جدول وجود انسان است كه بايد به آن عنايت ويژه‏اى شده باشد. اما انتخاب موضوع و نوع اجراى آن بسته به نگاه و ديدگاه افراد، متفاوت است. يكى، حركت سياسى اجتماعى را در دستور كار خود قرار مى‏دهد، ديگرى خروش علمى فرهنگى، و سومى فعاليت تهذيبى و تربيتى. و هر سه به جاى خود مأجور و محترم‏اند. اختلاف فعاليت امامان شيعه در شرايط مختلف، مشابه همين توجيه را دارد. در مبحث فعاليت‏هاى فرهنگى به اين بحث پرداخته‏ايم.

     ج - مشاهده برنامة زندگى اين بزرگان و مقايسة آن‏ها بينش ما را در تدبيرِ حركت آينده بسيار بالا مى‏برد. مثل مشاهدة نقشه‏هاى مختلف ساختمان‏ها كه در طراحى نقشة يك زمين بسيار ايده‏بخش است. هر چند تعبد و الزامى به پيروى صددرصد از يكى از آن‏ها نيست. به همين جهت مطالعة زندگى و سرگذشت بزرگان هميشه قابل توصيه است. 

     د - بعضى از بزرگان در شرايط تربيتى ويژة خود پاره‏اى از ضرورت‏ها را درك نكرده يا درك كرده ولى مقدورشان نبوده است و اين عدم آشنايى نه از سر تقصير، كه قصور و ناتوانى طبيعى بوده است. مثلا ممكن است ضرورت توجه به ورزش يا تغذية مناسب، براى آنان روشن نبوده يا امكانات مالى و محيطى اجازة اقدام كامل را نمى‏داده است. در اين فرض، عجز يا جهل، عذر موجهى براى آن‏ها بوده و تكليف را از آنان ساقط كرده است اما ما كه در شرايط بهترى قرار گرفته‏ايم نه تكليفمان ساقط است و نه عذرمان موجه.

    [2] نهج‏البلاغه، كلمات قصار، 444.

    [3] قَد أَفلَحَ المُؤمِنونَ... الَّذينَ هُم عَنِ اللَّغوِ مُعرِضونَ. (مؤمنون 1 :23 و 3) إِنَّ المُؤمِنَ لَمَشغولٌ عَنِ اللَّعبِ. (خصال شيخ صدوق 26 / 1)

    [4] ميزان الحكمة، حديث 14005 و مفاتيح‏الجنان، دعاى تعقيب نماز عصر.

    • تعداد رکورد ها : 208
    کتاب به کجا و چگونه
     
    الی این و کیف (ترجمه عربی کتاب به کجا و چگونه)
     
    مقصد رشد اخلاقی
     
    چکیده کتاب به کجا و چگونه