راه و رسم طلبگي
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  • عنوان :  
  • به كجا و چگونه  
  • نویسنده :  
  • محمد عالم‌زاده نوري  
  •  فهرست کتاب
  • چهارم: استقامت

    قالَ أَمیرُ المُؤمِنینَ عَلِی (ع) : العَمَل، العَمَل. ثُمَّ النَّهایة، النَّهایة، وَ الإستِقامَة، الإستِقامَة. [23]

    پیش از این گفته شد که تحصیل ملکه در گرو تکرار فراوان عملی است که دارای این مختصات است: توان بسیاری می‏طلبد، زمان زیادی می‏گیرد، توجه و دقت قابل توجهی هزینه می‏کند و بازده مطلوبی ندارد و خلاصه پرزحمت و دشوار است.

    برای درک این قضیه، استدلال پیچیده‏ای نیاز نداریم. آموزش هنرها، حرفه‏ها و مهارت‏ها معمولاً در ابتدا با شوق و اشتیاق فراوان همراه است ولی پس از مدتی تجربة نسبتاً مشکل و به‏ظاهر کم‏اثر، رغبت‏ها و انگیزه‏ها فرسایش می‏یابد و همت‏ها به کاستی می‏گراید. مثلاً در آغاز دورة آموزشی تندخوانی اگر پنجاه نفر حضور داشته باشند در پایان آن، تعداد افراد به مراتب کاهش یافته‏است. پاره‏ای از افرادِ باقی‏مانده نیز به سطوح پایین این مهارت بسنده می‏کنند و از پیشرفت و حرکت باز می‏ایستند مگر آن که نوعی اجبار و تکلیف، التزام آنان را ضمانت کرده باشد و یا با توصیة مداوم و توجه دادن افراد به نتایج و برکات این تلاش، انگیزة فرسایش یافته‏شان ترمیم شود.

    کسب ملکات روحی نیز همین گونه‏است. به‏دست آوردن ملکة  «تقوا» و  «تسلط بر نفس» در آغاز راه محدودیت‏هایی دارد. مثلاً نیازمند کنترل شدید اعضا و جوارح و بازداشتن آن از پرخوری، پرخوابی، پرگویی و بهره‏مندی بیش از اندازه از لذت‏های دنیوی است و مجاهدت و تلاش درخوری می‏طلبد و لذا از آن به  «جهاد اکبر» تعبیر شده است.

    یا أَیهَا الإِنسانُ إِنَّک کادِحٌ إِلی رَبِّک کدحاً. [24]

    ای انسان  (تو در راه خود) به سوی خدا در تلاش و مشقتی.

    این مجاهدت،  «پایداری»،  «استواری»،  «استقامت» و  «پشتکار» نیاز دارد. خدا می‏فرماید:

    وَ أَن لَوِ استَقاموا عَلَی الطَّریقَةِ لَأَسقَیناهُم ماءً غَدَقاً[25]

    و اگر بر طریق  (حق) استقامت می‏ورزیدند به آن‏ها آب فراوان  (و روزی وسیع) عطا می‏کردیم.

    یکی از مصادیق مهم مفهوم  «صبر» در فرهنگ اخلاقی اسلام، استقامت و پایداری در انجام وظیفه است که با یادآوری و توصیة دیگران تقویت و بارور می‏شود.

    وَ تَواصَوا بِالحَقِّ وَ تَواصَوا بِالصَّبر. [26]

    توصیه به استقامت، توصیه به اِعمال جدیت و قاطعیت، در به‏کارگیری توانمندی‏ها و استفاده از سرمایه‏ها است. [27]

     

    پنجم: اقدام  (پرهیز از تسویف)

    تسویف و عقب انداختن عمل همیشه ناشی از این تصور است که بعداً فرصتی برای جبران و انجام عمل وجود دارد. اگر به‏خوبی متوجه اهمیت ملکات شده باشیم باید قدر ظرفیت‏های زمانی را بهتر بشناسیم و عمل را به تأخیر نیندازیم. زیرا تأخیر عمل فرصت به‏دست آوردن ملکه را برای ما محدودتر می‏سازد و ظرف زمانی ما را کوچک‏تر می‏کند تا به جایی که تحصیل ملکه در آن نگنجد. مثلاً ترک مطالعه و مباحثه در شب‏های درسی موجب می‏شود روز به روز ما به ایام امتحان نزدیک شویم و ظرف زمانی لازم برای آموزش کامل علوم برای ما تنگ شود. با فرارسیدن شب امتحان تنها چند ساعت وقت برای فراگرفتن انبوهی از مطالب باقی می‏ماند که این ظرف زمانی اندک گنجایش آن حجم عظیم از فعالیت را ندارد و به محرومیت ما می‏انجامد. ترک خودسازی و عقب انداختن آن موجب از دست رفتن فرصت‏ها می‏شود تا جایی که زمان، اجازة بهره‏برداری کامل را از ما سلب می‏کند. با ظهور امام عصر  (عج) یکباره نمی‏توان در زمرة سربازان توانمند ایشان قرار گرفت. منتظران فرج آن حضرت باید بسیار قبل از آمدن آن حضرت در اصلاح خود و کسب توانمندی‏های جسمی، علمی، اخلاقی و اجتماعی کوشیده باشند.

    سستی و کوتاهی در تربیت فرزند آرام آرام به پیدایش ملکات ناشایسته در وجود او می‏انجامد. پس از چندی ظرف زمانی پیش روی والدین برای تربیت فرزند چنان تنگ می‏شود که جز برای حسرت و پشیمانی گنجایش ندارد.

     

     ×××

    آن‏چه تاکنون ذکر شد اصول و قواعد عامی است که هم تربیت خویش، هم تربیت دیگران و هم تحولات اجتماعی را پوشش می‏دهد. در طراحی برنامه‏های فرهنگی و تربیتی نیز باید همة این آگاهی‏ها ملاحظه شود. مثلاً مربی یا استادی که می‏خواهد به دیگری هنری بیاموزد باید ناتوانی‏های او را به‏خوبی در نظر گیرد و متوجه طول زمان لازم برای کسب آن توانمندی باشد. هر پدر و مادری باید بداند که از برداشتن ترکه تا فرود آمدن آن، فرصت مناسبی برای تحصیل یا اصلاح ملکات اخلاقی نیست!

    پدر و مادر یا مربی باید با متربی خود تا رسیدن به مقصد با سعة صدر و تحمل  «همراهی» کند و توقع‏ها و انتظارات خویش را متناسب با توان او تعدیل نماید. مفهوم اخلاقی  «مدارا» و  «رفق» فرزند طبیعی همین واقعیت‏ها است.

     

     


    [1] حضور ذهن در نماز عبارت است از حفظ تمركز ذهنى و توجه به معانى و مفاهيم الفاظ و حركات نماز. اما حضور قلب عبارت است از حفظ حالت روحى انكسار و ذلت و خضوع و كرنش، و توجه قلبى به عظمت خدا.

    [2] براى بررسى بيشتر ويژگى‏هاى ملكات نفس انسان به فصل چهاردهم از كتاب مقدمه‏اى بر نظريه‏هاى يادگيرى، اثر ميتواچ السون و بى آر هرگنهان، ترجمه على اكبر سيف مراجعه كنيد.

    [3] جنود عقل و جهل/ 379.

    [4] قُل كُلٌّ يَعمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ (اسرا 84 :17)

    [5] اتفاقاتى كه در لحظه، پديدار مى‏شود قبل از پيدايش غالباً ريشه‏هاى عميق خود را در زمان فراوانى گسترده است. خلاف اين قانون تنها در موارد استثنايى مشاهده مى‏شود كه عمدة معجزه‏ها و كرامت‏ها در رديف اين استثناها قرار مى‏گيرد.

    [6] ميزان الحكمة، حديت 14259. تأثير روزه در ايجاد ملكة تقوا و تسلط بر نفس، نتيجة همين حقيقت است. كُتِبَ عَلَيكُمُ الصِّيامُ... لَعَلَّكُم تَتَّقونَ.(بقره183 :2)

    [7] نورالثقلين 24 / 532 / 5.

    [8] توبة حقيقى از بين بردن آثار ملكات فاسد و محو تبعات اعمال ناشايست است و لفظ «أستَغفِرُ اللَّه» صورت باطنى نفس انسان را اصلاح نمى‏كند.

    [9] مومنون 97 / 23.

    [10] اين اِعمال دقت نبايد به حد وسواس برسد. گاهى لازم مى‏شود از دقت و مؤونة يك برنامه كاسته شود تا اصل آن غير قابل اجرا به نظر نرسد و براى اقدام و پى‏گيرى آماده‏تر باشد.

    [11] وسائل الشيعه 884 / 2.

    [12] وسائل الشيعه 882 / 2.

    [13] نجم 38 :53 تا 41.

    [14] به ميزان الحكمة ذيل عنوان «علم» مراجعه شود.

    [15] نهج البلاغه، قصار الحكم 278. در روايت ديگر حكمت 444 آمده‏است «قَليلٌ مَدومٌ عَلَيهِ خَيرٌ مِن كَثيرٍ مَملولٍ مِنه»

     مراجعه شود به ميزان الحكمه ذيل عنوان عمل باب‏هاى 2940 تا 2943.

    [16] كافى 82 / 2. در كتب روايى، احاديث فراوانى در اين موضوع جمع‏آورى شده‏است. براى آشنايى با اين روايات از جمله مراجعه شود به ميزان الحكمة، ذيل عنوان «عمل».

    [17] ميزان الحكمة: 1401.

    [18] غرض از اين نقل قول ارائة برنامة عملى براى عموم نيست. اين توصيه، مخاطب ويژه‏اى دارد و تنها به عنوان مؤيد براى اصل كلى تدريج در اين جا ذكر شده‏است.

    [19] نهج البلاغه، نامة 69.

    [20] نهج البلاغه، حكمت 312.

    [21] امام رضا u نيز مى‏فرمايند: إِنَّ لِلقُلوبِ إِقبالاً وَ إِدباراً وَ نِشاطاً وَ فُتوراً، فَإِذا أَقبَلَت بَصرَت وَ فَهِمَت وَ إِذا أَدبَرَت كَلَّت وَ مَلَّت، فَخُذوا عِندَ إِقبالِها وَ نِشاطِها وَ اترُكوها عِندَ إِدبارِها وَ فُتورِها (ميزان الحكمة 16962) براى دلها اقبال و ادبار و نشاط و سستى است. پس هرگاه قلب رو كند (و با نشاط باشد) مى‏بيند و مى‏فهمد و هرگاه پشت كند خسته و افسرده شود. پس هنگام اقبال و نشاط، آن را دريابيد و هنگام ادبار و سستى آن را واگذاريد.

     و عَن عَلِىٍّ u: إِنَّ هذِهِ القُلوبِ تَمُلُّ كَما تَمُلُّ الأَبدانِ فَابتَغوا لَها طَرائِفَ الحِكَم. اين دل‏ها به ستوه آمده و خسته مى‏شوند چنان كه بدن‏ها خسته و درمانده مى‏شوند، پس براى آن، حكمت‏ها و دانش‏هاى تازه و شگفت بطلبيد. (ميزان الحكمة: 16964)

    [22] آل عمران 195 / 3.

    [23] نهج البلاغه، خطبة 176.

    [24] انشقاق 6 :84.

    [25] جن 16 :72. و نيز رجوع شود به احقاف 13 :46  و هود 112 :11.

    [26] عصر 3 :103.

    [27] براى تفصيل اين بحث رك: گفتارى پيرامون صبر، على حسينى خامنه‏اى.

    • تعداد رکورد ها : 208
    کتاب به کجا و چگونه
     
    الی این و کیف (ترجمه عربی کتاب به کجا و چگونه)
     
    مقصد رشد اخلاقی
     
    چکیده کتاب به کجا و چگونه