راه و رسم طلبگي
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  • عنوان :  
  • به كجا و چگونه  
  • نویسنده :  
  • محمد عالم‌زاده نوري  
  •  فهرست کتاب
  • نتایج و نکات

    1 - به کمک مباحث گذشته می‏توان  «میزان تأثیر محیط بر ارادة انسان» را بررسی نمود؛ انسان با مشاهدة رفتار دیگران یا اشیاء پیرامون خود آگاهی‏های فعال و برجسته‏ای در خویش می‏یابد. این آگاهی‏ها، قابلیت و اقتضای ایجاد میل و سپس اراده را در انسان دارند. اما آدمی به اختیار خود قادر است بلافاصله  «متذکر» شود و از پیشرفت این مراحل جلوگیری کند. متذکر شدن به این معنا است که انسان آگاهی‏های فعال موجود خود را تحت سیطرة آگاهی‏های مثبت دیگر کم‏رنگ و کم‏توان سازد و با ارادة خویش امیال خود را به جهت دیگری سوق دهد.

    مثلاً آن گاه که عمل ناشایست دیگران را مشاهده می‏کند بی‏درنگ بدی و زشتی و عقوبت آن را دوره کند و چنان برای خود تبلیغ نماید که لذت و جلوة ابتدایی آن عمل در نطفه از بین رود. و در قلب او اثر نامطلوبی نگذارد. بنابراین می‏توان در مقابل تأثیر محیط ایستادگی نمود و از بی‏ادبان نیز ادب آموخت. برای دفع وساوس شیطانی  (یعنی آگاهی‏های مزاحم که تلاش می‏کنند فضای ذهن را اشغال و در دل نفوذ کنند) باید متذکر شد:

    إِنَّ الَّذینَ اتَّقَوا إِذا مَسَّهُم طائِفٌ مِن الشَّیطانِ تَذَکروا فَإِذا هُم مُبصِرون[29]

     «تقواپیشگان هر گاه وسوسه‏ای از شیطان به آنها رسد متذکر گردند و همان دم، بینایی پیدا کنند. »

    در مقابل، هر گاه که آموخته‏های مفید و مثبت انسان بارور و برجسته می‏گردند انسان به اختیار خود قادر است آن‏ها را سرکوب کند. یعنی با احضار انبوهی از آگاهی‏های نامطلوب در ذهن خود آن‏ها را نحیف و کم‏توان سازد. مثلاً با دیدن کسی که به کار خوبی همت می‏ورزد می‏تواند این گونه فکر کند که:  «عجب حوصله‏ای دارد! چه خود را به زحمت می‏اندازد! چه بر خود سخت می‏گیرد و. . . » به این فرایند  «اعراض از ذکر» گفته می‏شود. اعراض از ذکر تخریب ارادی اثر ذکر و توسعة دامنة غفلت است.

    وَ مَن أَظلَمُ مِمَّن ذُکرَ بِآیاتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعرَضَ عَنها؟ [30]

    چه کسی ستم‏کارتر از آن کس که به آیات پروردگارش متذکر گردد و آن‏گاه روی گرداند؟

    همان گونه که متذکر شدن  (یعنی احیای آگاهی‏های متعالی و تصور مجدد ارزش‏های اصیل) موجب بینایی انسان می‏شود اعراض از ذکر در واقع کوری باطن و چشم بستن بر هدایت‏ها است.

    وَ مَن أَعرَضَ عَن ذِکری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنکاً وَ نَحشُرُهُ یومَ القِیامَةِ أَعمی[31]

    هرکس از یاد من روی گرداند زندگی تنگی خواهد داشت و او را روز قیامت کور برمی‏انگیزیم.

    2 - از مباحث گذشته به دست آمد که ایجاد  «میل» و  «نفرت» -لااقل در بسیاری موارد- اختیاری و ارادی است و انسان قادر است با توجه و یادآوری کمالات یا معایب امور، در وجود خود دلبستگی یا دلزدگی ایجاد کند و چون محبت و نفرت تحت قدرت انسان و در اختیار او است، امر و نهی و تکلیف به آن تعلق گرفته است.

    قالَ رَسولُ اللَّهِ  (ص) : قالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِداودَ  (ع) : أَحبِبنی وَ حَبِّبنی إِلی خَلقی، قالَ: یا رَبِّ نَعَم أَنَا أُحِبُّک فَکیفَ أُحَبِّبُک إِلی خَلقِک؟ قالَ أُذکر أَیادِی عِندِهُم فَإِنَّک إِذا ذَکرتَ لَهُم ذلِک أَحَبّونی[32]

    خداوند متعال به داود پیامبر فرمود: مرا دوست بدار و در جان مردمان محبوب گردان. داود گفت: پروردگارا من خود، تو را دوست می‏دارم اما چگونه تو را پیش مردم محبوب گردانم؟ خدای متعال فرمود: نعمت‏های مرا به آن‏ها یادآوری کن تا دوست‏دار من شوند.

    ونیز پیامبر خدا  (ص) فرمود: مَن أَحَبَّ أَن یرکبَ سَفینةَ النَّجاةِ فَلیوالِ عَلِیاً بَعدی وَ لیعادِ عَدُوَّهُ، وَ لیأتَمَّ بِالأَئِمَّةِ الهُداةِ مِن وُلدِهِ[33]

    هر که دوست دارد که بر کشتی نجات سوار شود باید علی  (ع) را پس از من دوست داشته باشد و با دشمنانش دشمن باشد و به امامان هدایت از فرزندان علی  (ع) اقتدا کند.

    وَ قالَ: أَحِبَّ ما أَحَبَّ اللَّهُ وَ رَسولُهُ وَ أَبغِض ما أَبغَضَ اللَّهُ وَ رَسولُهُ[34]

    آن‏چه خداو پیامبرش دوست می‏دارند دوست بدار و آن‏چه خدا و پیامبرش دشمن می‏دارند دشمن بدار.

    أَبغِضوا الدُّنیا یحبِبکم اللَّهُ[35]

    نفرت و کینة دنیا به دل داشته بدشید تا محبوب خدا شوید.

    3 - همان گونه که آگاهی‏های ما در پیدایش امیال نقش دارند، امیال و علاقه‏های ما نیز در ایجاد و یا ابقای صورت‏های ذهنی مؤثرند. شدت علاقه به یک چیز موجب می‏شود انسان به طور مرتب آن را تجسم کند و با آن در ذهن و خیال خود محشور باشد. [36]

    عمده‏ترین تأثیر  «هنر» در جان ما همین است که به سبب جذابیت فراوان، تصویر نسبتاً پایداری در ذهن، ایجاد می‏کند. این آگاهی پایدار و ماندگار در پیدایش اراده سهم شایسته‏ای دارد.

    4 - با توجه به اهمیت  «ذکر» و  «توجه» در پیدایش آگاهی برجسته، امیال شدید و اراده، شایسته‏است انسان در حفظ دروازه‏های وجودی خویش بکوشد و از ارتباط با پدیده‏هایی که موجب اشتغال ذهنی نامساعد می‏شود و وسوسه تولید می‏کند در حد امکان بپرهیزد. مثلاً قبل از مطالعة کتاب از سلامت نسبی آن اطمینان یابد، به هر سخنی گوش ندهد، در هر مجلسی شرکت ننماید، به هر چیزی چشم ندوزد و اذن ورود برای هر خاطره‏ای به ذهن صادر نکند که:

    إِنَّ السَّمعَ وَ البَصَرَ وَ الفُؤادَ کلُّ أُولئِک کانَ عَنهُ مَسؤولاً[37]

    امام علی  (ع) می‏فرمایند: لَیسَ فی الجَوارِحِ أَقَلُّ شُکراً مِن العَینِ فَلاتُعطوها سُؤلَها فَتَشغَلَکم عَن ذِکرِ اللَّه[38]

    در میان اعضا، ناسپاس‏تر از چشم، نیست. پس خواستة او را برنیاورید که شما را از یاد خدا باز می‏دارد.

    از سوی دیگر لازم است انسان در ارتباط بیشتر با پدیده هایی که موجب اشتغال ذهن به امور متعالی می‏شود بکوشد و در این راه از هزینة مال نیز دریغ نورزد.

    امام علی  (ع) : لَم یذهَب مِن مالِک ما وَعَظَک[39]

    آن مقدار از مال تو که در راه موعظة تو صرف شود از کفت نرفته است.

    برنامه هایی مثل مطالعة مکرر و مستمر کتب اخلاقی، پیوند با کانون‏های معنویت و مراکز معرفت، ارتباط با علمای ربانی و. . . در تأمین این هدف بسیار سودمند است.

    کفی بِالمَرءِ غَفلَةً أَن یصرِفَ هِمَّتَهُ فی ما لایعنیهِ[40]

    برای غفلت انسان همین بس که همت خود را صرف امور بی‏فایده گرداند.

    5 - »ایمان» آگاهی پرطراوت و فعالی است که منشأ عمل می‏شود، باور قلبی برجسته‏ای که بر سایر دانسته‏ها غلبه می‏کند و ارادة ما را تحت کنترل خود می‏آورد، آگاهی زنده‏ای که از سطح آگاهی‏های دیگر به شدت فراتر آمده و به خوبی انگیزة اقدام عملی می‏بخشد و تحت تأثیر سایر آگاهی‏های معارض قرار نمی‏گیرد، صورت پایداری که در تار و پود وجود ما نفوذ کرده و به اندک مناسبتی با تمام هیبت و هیمنة خود وارد فضای ذهن می‏شود و معارض‏ها را از صحنه خارج می‏کند، دستوری که در مقام عمل هیچ‏گاه فراموش نمی‏شود و در ایجاد انگیزه همیشه موفق است. هر چه این ویژگی‏ها در موضوعی بیشتر باشد ایمان ما به آن بیشتر است

    مثلاً در صورت نبودن مانع، همة ما از خوردن میوه استقبال می‏کنیم زیرا به سودمندی و لذت‏بخشی آن  «ایمان» داریم.

    همة ما می‏دانیم که خدا قدرت انجام هر چیز را دارد. این دانسته تا کجا منشأ عمل می‏شود؟ همة ما می‏دانیم که خدا بر اعمال ما نظارت دارد و از نیت‏های ما نیز آگاه است. این دانسته تا چه میزان در عمق جان ما نفوذ کرده است و چه‏قدر در ذهن ما حضور دارد؟ همة ما می‏دانیم که خدا روزی بندگان را تضمین نموده است. در مقام عمل چه‏قدر بر اساس این حقیقت عمل می‏کنیم؟ همة ما می‏دانیم که خدا خیر و صلاح ما را به خوبی می‏داند و بر اساس آن برای ما برنامه‏ریزی کرده است. اما به هنگام عمل چه‏قدر به احکام الهی پای‏بند و متعبّدیم؟ چرا گاهی که حکم خدا با خوشایند ما سازگاری ندارد تلاش می‏کنیم با قرائت مجدد حکم خدا و توجیه و تأویل آن از انجام دستور الهی رها شویم و خواستة خود را حاکم کنیم؟

    در یک کلام، ما به این دانسته‏های خود  «ایمان» نداریم یا تنها اندکی ایمان داریم. هر چه  «ایمان» ما بیشتر باشد  «عمل» برای ما آسان‏تر است و هرچه ایمان کمتر، غفلت، بیشتر و عمل دشوارتر.

    از سوی دیگر هرچه بر اساس دانستة خود بیشتر عمل کنیم، باور قلبی و ایمان ما شکوفاتر می‏گردد و هر بار که مخالف آگاهی خود اقدام می‏نماییم ایمان خود را ضعیف‏تر کرده‏ایم. زیرا آگاهی‏های دیگر خود را با عمل و تجربه بارور گردانده‏ایم ولی این آگاهی که باید به آن ایمان راسخ داشته باشیم در همان سطح، باقی مانده است.

    ایمان 1 ¬ عمل 1 ¬ ایمان 2 ¬ عمل 2 ¬ . . .

    درجة ایمان ما به هر گزاره، به میزان برجستگی آن گزاره در وجود ماست و هر گزاره که برجسته‏تر و شکوفاتر باشد در تحریک اراده و تشدید انگیزه موفق‏تر و به اقدام و عمل نزدیک‏تر است. اگر نیمة شب به عشق انجام کاری از خواب برمی‏خیزیم به جهت ایمانی است که به بهرة آن کار داریم و اگر برای نمازشب خواندن حوصله نداریم به جهت آن است که ایمان ما به بهرة فراوان این عبادت و وعدة خدا، اندک است.

    6 - اگر آموزه‏های این بخش را به نتایج بحث کمال انسان پیوند دهیم، به حقایق تازه‏ای دست می‏یابیم. دانستیم که کمال ما انسان‏ها در بندگی خدا و معرفت اوست. از این رو باید مهم‏ترین دغدغه و مطلوب ما، رسیدن به این مرتبه باشد و ارادة ما در این جهت قرار گیرد. مهم‏ترین برنامة زندگی، که اهمیتش تمام لحظات حیات ما را فرامی‏گیرد، تکامل انسانی است که تنها در سایة بندگی، حاصل می‏شود. اگر چنین است باید بیشترین اراده و انگیزة ما صرف این هدف مهم شود. به همین جهت یاد  «خدا» و  «صفات او» در همه حال برای انسان لازم است.

    یاد خدا و توجه به صفات او دسته‏ای از آگاهی‏های حیات‏بخش را در وجود ما می‏شوراند و میل شدید به تحصیل رضای او و تقرب و تشبه به او و به‏دست آوردن صفات او را در ما ایجاد می‏کند. این میل شدید، ارادة ما را جهتی می‏بخشد که به سعادت ما می‏انجامد.

    یا أَیها الَّذینَ آمَنوا اذکرُوا اللَّهَ ذِکراً کثیراً[41]

    رسول خدا  (ص) فرمودند: أَکثِر ذِکرَ اللَّهِ، تَکن أَخَصَّ العِبادِ إِلَی اللَّهِ تَعالی[42]

    یاد خدا را زیاد نما، از بهترین بندگان خدا خواهی شد. [43]

    7 - اراده به امر کلی تعلق نمی‏گیرد. یعنی تصمیمی که انسان بر انجام کاری می‏گیرد تنها به این شرط، عملی می‏شود که بر یک امر مشخصِ جزیی متمرکز شود. مثلاً این تصمیم که  «فلان کتاب را در آینده خواهم خواند» امری کلی است و قابلیت پذیرش اراده را ندارد مگر آن‏که یکی از افراد بی‏شمار آن مشخص شود. مثلاً بگوییم:  «فردا صبح پس از نماز این کتاب را می‏خوانم. » یا  «بلافاصله پس از رسیدن به خانه این کتاب را می‏خوانم. » یکی از شواهد مهم این مسأله این است که انسان‏ها معمولاً هر کاری را در آخرین فرصت ممکن آغاز می‏کنند. زیرا تا پیش از رسیدن به آخرین زمان، مصادیق زیادی در معرض ارادة انسان قرار گرفته ولی در لحظة آخر فقط یک گزینه برای انتخاب باقی است.

     «بعداً انجام می‏دهم» از نظر عملی با  «هرگز انجام نمی‏دهم» معادل است، زیرا  «بعداً» مصادیق فراوانی دارد و اراده به آن تعلق نمی‏گیرد. از این رو لازم است برای انجام هر کاری یک مصداق مشخص از آن را در نظر بگیریم. مثلاً در برنامه‏ریزی پس از نوشتن فهرست کارهای مورد نظر، ساعت انجام هر یک را در مقابل آن ثبت نماییم. در توصیه به خود یا دیگران نیز شایسته‏است علاوه بر توصیه‏های کلی، سفارش‏های جزیی و مشخص نیز داشته باشیم تا به‏کارگیری آن آسان‏تر باشد. از سوی دیگر کاری را که نمی‏خواهیم انجام دهیم باید به تعویق اندازیم. مثلاً اگر کسی تقاضای نامطلوبی از ما دارد و نمی‏خواهیم مستقیماً او را رد کنیم کافی است در جواب او بگوییم:  «بعداً روی آن فکر می‏کنم. » یا  «فعلاً نمی‏توانم، یک روز دیگر مراجعه کنید. »

    از جمله مهم‏ترین شگردهای شیطان، استفادة از همین قاعده برای سست کردن ارادة انسان‏ها است که به آن  «تسویف» گفته می‏شود. تسویف یعنی سوف سوف گفتن و کار امروز را به فردا وانهادن.

    هرگاه انسان عزم انجام عمل خوبی را می‏نماید شیطان فرصت آن را زیاد جلوه می‏دهد و عمل را به تأخیر می‏اندازد. این تأخیرِ عمل معمولاً با انجام ندادن آن ملازمه دارد. زیرا با گذشت زمان، آگاهی انسان به ضرورت آن عمل ضعیف می‏شود و عمل، به آفت غفلت از بین خواهد رفت.

    8 - به‏کارگیری این توصیه‏ها گرچه در آغاز راه بسیار مشکل و توان‏فرسا است اما در نتیجة استقامت و پایداری و به مرور زمان  «ملکة عزم» در وجود ما شکل می‏گیرد و مسیر حرکت ما روز به روز هموارتر خواهد گشت.

     

     


    [1] فعلى كه فقط از غريزه و ميل نشأت مى‏گيرد و هيچ پشتوانة علمى ندارد (مثل مكيدن پستان براى كودك در ابتداى تولد) عمل ارادى محسوب نمى‏شود و از محل بحث ما خارج است.

    [2] منظور از آگاهى در اين بحث آگاهى قطعى و يقينى‏است و »شدت و ضعف آگاهى« در اين عبارت به معنى درجه‏بندى تأثير آن در عمل است نه به منظور تقسيم آگاهى به يقين، اطمينان، ظن، شك و وهم. بنابراين آگاهى ضعيف، آگاهى قطعى است كه در برانگيختن انسان براى عمل موفق نباشد نه آگاهى مورد ترديد و يا موهوم.

    [3] غفلت، مراتب مختلف دارد. گاهى تذكر يا توجه معمولى به يك مسأله غفلت را به كلى برطرف نمى‏كند، نيروى قوى‏ترى نياز است تا آگاهى‏هاى ضعيف ما را بشوراند و از سطح ساير آگاهى‏ها بالاتر آورد.

    [4] امام زين العابدين u: يَابنَ آدَمَ إِنَّكَ لاتَزالُ بِخَيرٍ ما كانَ لَكَ واعِظٌ مِن نَفسِكَ وَ ما كانَت المُحاسَبَةُ مِن هَمِّكَ و.... (ميزان الحكمة: 22173).

    [5] مشكاة الانوار/ 36.

    [6] بحار 465 / 75.

    [7] غررالحكم 5579.

    [8] ذاريات 55 :51.

    [9] نحل 90 :16.

    [10] كافى 14 / 78 / 2.

    [11] صف 2 :61.

    [12] چهل حديث / 105، حديث ششم.

    [13] چهل حديث / 8، حديث اول.

    [14] امام سجاد u: إِنَّ قَسوَةَ البِطنَةِ...مِمّا يُثَبِّطُ وَ يُبطِى‏ءُ عَن العَمَلِ وَ يُنسى الذِّكرِ. (ميزان الحكمة: 6485)  قساوت ناشى از پرخورى از عوامل بازدارنده از عمل و موجب از دست دادن ذكر است.

    [15] امام سجاد u در مناجات خود عرضه مى‏دارد: وَ اجعَلنا مِن الَّذينَ اشتَغَلوا بِالذِّكرِ عَن الشَّهَواتِ (بحار الانوار 127 / 94.) خدايا ما را از كسانى قرار ده كه با ياد (تو) مشغول و از خواسته‏هاى نفس درمى‏گذرند.

    [16] براى تفصيل بيشتر اين بحث رك: لباس روحانيت، چراها و بايدها، ص 24 - 9.

    [17] طه 14 :20.

    [18] كُتِبَ عَلَيكُمُ الصِّيامُ....لَعَلَّكُم تَتَّقونَ (بقره 183 :2).

    [19] فرقان 28 :25.

    [20] كافى 3 / 39 / 1.

    [21] تصنيف غررالحكم: 540.

    [22] تصنيف غررالحكم: 558.

    [23] ابراهيم 5 :14.

    [24] انبياء 50 :21.

    [25] قمر 17 :54.

    [26] غاشيه 21 :88.

    [27] هود 120 :11.

    [28] مزمل 20 :73.

    [29] اعراف 201 :7.

    [30] سجده 22 :32.

    [31] طه 124 :20. امام على u مى‏فرمايد: دَوامُ الغَفلَةِ يُعمِى البَصيرَةِ (غررالحكم: 5146.)

    [32] ميزان الحكمة، حديث 3169.

    [33] ميزان الحكمة 3208 / 519 / 1.

    [34] ميزان الحكمة 3105 / 504 / 1.

    [35] ميزان الحكمة 3099 / 503 / 1.

    [36] امام على u: مَن أَحَبَّ شَيئاً لَهِجَ بِذِكرِه. هر كه چيزى را دوست داشته باشد به ذكر مداوم او مشغول مى‏شود. (غرر الحكم: 7851)

    [37] اسراء 36 :17.

    [38] غرر الحكم: 7519.

    [39] نهج البلاغه، حكمت 196.

    [40] غرر الحكم: 7074.

    [41] احزاب 41 :33.

    [42] كنز العمال: 44154.

    [43] وَ اجعَلنى مِمَّن يُديمُ ذِكرَكَ (مناجات شعبانيه) أَسأَلُكَ... أَن تَجعَلَ أَوقاتى مِن اللَّيلِ وَ النَّهارِ بِذِكرِكَ مَعمورَةً (دعاى كميل)

    • تعداد رکورد ها : 208
    کتاب به کجا و چگونه
     
    الی این و کیف (ترجمه عربی کتاب به کجا و چگونه)
     
    مقصد رشد اخلاقی
     
    چکیده کتاب به کجا و چگونه