راه و رسم طلبگي
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  • عنوان :  
  • به كجا و چگونه  
  • نویسنده :  
  • محمد عالم‌زاده نوري  
  •  فهرست کتاب
  • اصل چهارم: ذکر

    ما انسان‏ها پاره‏ای از کارهای خوب را به جهت ناآگاهی و بخشی دیگر را به جهت ناتوانی انجام نمی‏دهیم. گاهی نمی‏دانیم که فلان عمل شایسته و مفید است و از آن صرف‏نظر می‏کنیم و گاهی می‏دانیم ولی توان انجام آن را نداریم. در این دو فرض،  «جهل» یا  «عجز» عذر ما است. این‏که این عذر موجه یا غیر موجه‏است در جای خود قابل بررسی است.

    موضوع بحث کنونی ما مواردی است که به یقین از شایستگی یا ناشایستی کاری  «آگاه» و به‏خوبی بر انجام آن  «توانا» ییم ولی با این همه اقدام به عمل نمی‏کنیم!

    چند مثال گویا از زندگی روزمرة ما این واقعیت را نمایان‏تر می‏سازد.

    اگر از کسی که مسواک نزده و به رخت‏خواب رفته، سؤال شود  «آیا مسواک زدن برای تو مفیدتر است یا خوابیدن؟ » بدون شک به اولویت و سزاواری مسواک اعتراف خواهد کرد. فرض کنیم خستگی او در طول روز به اندازه‏ای نباشد که توان حرکت از او سلب شود و بی‏اختیار به خواب عمیق فرو رود، با این حال همین شخص از جای خود برنمی خیزد و در عمل خواب را بر مسواک ترجیح می‏دهد.

    اگر در یک زمان شبکة اول سیما، برنامه‏ای علمی، شبکة دوم فیلم کارتنی و شبکة سوم فیلم سینمایی نشان دهد، بدون شک هرکدام از ما به فایدة بیشتر برنامة علمی در مقایسه با دو برنامة دیگر حکم می‏کنیم و در این حکم اندکی تردید هم به خود راه نمی‏دهیم. فرض کنیم خستگی ذهن یا عوامل دیگر مانع استفادة از آن برنامة علمی نباشد، چرا در مقام عمل، دانستة خود را در نظر نمی‏گیریم و خلاف آگاهی یقینی خویش رفتار می‏کنیم؟

    همة ما کم یا بیش بر آثار و برکات نماز جماعت، نماز اول وقت، نماز جمعه و نمازهای مستحبی واقفیم و این آگاهی ما از نوع قطع و جزم و یقین است، اما - در مواردی که هیچ عذر موجهی نداریم - سستی می‏ورزیم و از برکات و آثار فراوان آن محروم می‏مانیم!

    چرا چنین است؟ چرا کم همت و بی‏اراده‏ایم؟

    برای پاسخ به این سؤال، اختیار و ارادة خود را، در آن جا که عملی ارادی انجام می‏دهیم تحلیل می‏کنیم ؛ در مواردی که کاری را انجام می‏دهیم مثلاً غذایی می‏خوریم، به مطالعة کتابی می‏پردازیم یا برنامة تلویزیونی خاصی را انتخاب می‏کنیم چه چیزی  «عامل» اختیار و ارادة ماست و ما را به عمل برمی‏انگیزد؟

    کشف این عامل به ما کمک می‏کند تا زمینة اقدام و اراده را در موارد دیگر نیز هموار کنیم.

    از بررسی رفتارهای ارادی می‏توان دریافت که هر عمل اختیاری از نوعی گرایش درونی و میل نشأت می‏گیرد. ما همیشه آن را انتخاب می‏کنیم که: دلخواه و مورد پسند ماست و به آن علاقه و اشتیاق داریم. وقتی نسبت به چیزی علاقة فراوان داریم، آن را اراده می‏کنیم. یعنی برای رسیدن به آن حرکت می‏نماییم. پس منشأ اراده و اقدام در وجود ما علاقة شدید  (وبه تعبیر حکما، شوق اکید) است.

    اگر فرض کنیم در آنِ واحد، چند میل مختلف در درون ما وجود داشته باشد، آن که از همه قوی‏تر و شدیدتر است منشأ عمل خواهد شد و بقیه تحت الشعاع او قرار می‏گیرد.

    کسی که در وقت مطالعه به تماشای تلویزیون می‏نشیند، مجذوب زیبایی‏های فیلم شده و میل و اشتیاق درونی او به این سوی رو کرده‏است.

    گرچه ممکن است در همان حال میل به خواندن کتاب در نهاد او وجود داشته باشد و برای سر درآوردن از محتوای کتاب کنجکاو و مشتاق باشد ولی این اشتیاق و علاقه در آن لحظه در پرتو جذابیت فیلم قرار گرفته و اثری ایجاد نمی‏کند.

    میل ¬ میل شدید ¬ اراده و حرکت

    هنوز پاسخ سؤال آغازین بحث، روشن نشده است. زیرا گرچه دانستیم اراده، محصول میل شدید و علاقة وافر است اما این پرسش همچنان باقی است که چگونه می‏توانیم میل و علاقة خود را نسبت به اموری که قرار است آن‏ها را اراده کنیم و به سوی آن‏ها حرکت نماییم تقویت کنیم؟ چگونه اموری را که به شایستگی یا ضرورت آن‏ها واقفیم ولی در عمل به آن‏ها نمی‏پردازیم در دستور کار زندگی خود قرار دهیم؟

    میل و علاقة ما به اشیا اغلب برخاسته از  «آگاهی» نسبت به خوبی آن است. [1] مثلاً وقتی از شیرینی یک خوراکی، لذت اسب سواری، اهمیت مطالعة کتاب ، ضرورت ورزش صبحگاهی، فواید برنامه‏ریزی، ثواب نماز شب، محاسن یادداشت‏برداری و. . . آگاه می‏شویم، برای انجام این امور انگیزه و رغبت و اشتیاق پیدا می‏کنیم. در واقع تصویر ذهنی ما از خوبی یک چیز، در نهاد ما نوعی گرایش و شوق تولید می‏کند و این گرایش و شوق اگر شدت و قوت گیرد به حرکت وعمل می‏انجامد.

    آگاهی به خوبی یک چیز ¬ میل به آن چیز

    آن‏چه مهم است دانستن این نکته‏است که آگاهی‏های ما - به‏مانند امیال و علاقه‏های ما - شدت و ضعف می‏پذیرد. [2] صورت‏های ذهنی ما گاهی پرفروغ و برجسته و گاهی نحیف و بی‏روح و افسرده‏اند.

    دانسته‏های ما همه در یک سطح نیستند و به یک گونه تأثیر نمی‏گذارند. برخی از دانسته‏های ما به شدت فعال و زنده و مؤثرند و برخی دیگر به کلی مرده و بی‏روح و بی‏اثر. برخی هم در حوادث روزگار از صفحة ذهن ما محو و ناپدید می‏شوند.

    به عدم آگاهی  «جهل»، به محو آگاهی  «نسیان» و به مرگ آگاهی  «غفلت» گفته می‏شود.

     «جهل»، نبودن علم و آگاهی است.  «فراموشی» ازبین‏رفتن دانسته‏ای که وجود یافته، و  «غفلت» وجود سرد و بی‏تحرک آگاهی؛ وجودی شبیه عدم، خفته و بی‏روح. . . و بدون اندکی تأثیر. هرچه آگاهی ما پررنگ‏تر و زنده‏تر باشد میل شدیدتری ایجاد می‏کند و هر چه کم‏رنگ و نحیف باشد در ایجاد علاقه و انگیزه ناتوان‏تر است.

    آگاهی برجسته و شدید ¬ میل شدید ¬ اراده

    نکتة دیگر این که آگاهی‏ها و صورت‏های ذهنی ما مشمول قاعدة مرور زمان می‏شود. یعنی اگر به حال خود واگذاشته شود آرام آرام رنگ خود را باخته و به خواب می‏رود. همچون شعله‏ای از آتش که اگر بر آن نفت نریزیم، دیر یا زود رو به خاموشی می‏گراید و اگر بر آن نفت بریزیم زبانه می‏کشد.

    آن‏چه باعث بیدار شدن و برافروختن آگاهی می‏شود  «توجه» است. وقتی به دانسته‏های خود نظر مجدد می‏افکنیم و یک بار دیگر آن‏ها را در فضای ذهن، راه می‏دهیم، آن‏ها را شعله‏ور و برجسته نموده‏ایم.  «توجه» و  «ذکر» داروی غفلت است و آگاهی‏های فروخفته یا مردة ما را زنده و فعال و مؤثر می‏گرداند.

     «عمل نکردن» و  «اقدام ننمودن» گاهی مستند به  «ندانستن و ناآگاهی» است که باید با  «تحصیل و تعلم» درمان شود و گاهی به جهت  «غفلت و بی‏توجهی» است که باید با  «یادآوری و ذکر» به درمان آن پرداخت. [3]

    این یادآوری خود صورت‏های متفاوتی می‏پذیرد.

     

    • تعداد رکورد ها : 208
    کتاب به کجا و چگونه
     
    الی این و کیف (ترجمه عربی کتاب به کجا و چگونه)
     
    مقصد رشد اخلاقی
     
    چکیده کتاب به کجا و چگونه