راه و رسم طلبگي
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  • عنوان :  
  • به كجا و چگونه  
  • نویسنده :  
  • محمد عالم‌زاده نوري  
  •  فهرست کتاب
  • برکت استفاده از سرمایه

    اگر انسان از موجودی علم، توان و توجّه خود به‏خوبی بهره گیرد، سرمایه او افزایش می‏یابد و دایرة اختیار او وسیع‏تر می‏شود. این وعدة ضمانت شدة الهی و قانون هستی است. اگر انسان آن‏جا که می‏داند و می‏تواند و توجّه دارد، عمل کند، بهرة دانش و توان و توجه او فزون‏تر می‏گردد.

     «وَ مَن یتَّقِ اللَّهَ یجعَل لَهُ مِن أَمرِهِ یسراً «[59]

    هر کس تقوی ورزد، خداوند به فرمان خود برای او گشایش و سهولت قرار دهد.

    تقوی عبارت است از انجام وظیفه. و وظیفه، مشروط به علم و قدرت و توجه است بنابر این تقوی یعنی آن‏جا که می‏دانی و می‏توانی و توجّه داری، عمل کنی. بر پایة این آیة مبارک، اگر چنین کنی خداوند گسترة امکانات و اختیار تو را بیشتر می‏کند. یعنی سرمایة آگاهی، توان و توجّه تو را افزایش می‏دهد و تو را از بن‏بست‏ها و محدودیت‏ها خارج می‏کند.

     «وَ مَن یتَّقِ اللَّهَ یجعَل لَهُ مَخرَجاً وَ یرزُقهُ مِن حَیثُ لایحتَسِبُ «[60]

    هر کس تقوی ورزد، خداوند برای او محل خروج قرار می‏دهد و او را از جایی که گمان نمی‏برد روزی می‏بخشد.

    إِن تَنصُرُوا اللَّهَ ینصُرکم وَ یثَبِّت أَقدامَکم. [61]

    اگر خدا را یاری کنید خدا شما را یاری می‏کند و ثابت‏قدم می‏گرداند.

    تمام آن‏چه به نظر ظاهری از روی تصادف، برای انسان پیش می‏آید بر اساس حساب و کتاب و برنامة دقیقی است که خداوند متعال طراحی آن را برعهده دارد.

    این حساب و کتاب و برنامة دقیق به پشتوانة اعمال اختیاری انسان است. یعنی هر کس باید ببیند در آنجا که می‏دانسته و می‏توانسته و توجه‏داشته، چه کرده که برای او چنین امری - خیر یا شر - مقدّر شده است؟

    گاهی انسان با دست‏یافتن بر کتابی، یا آشنایی با شخصی، یا شنیدن مطلبی، از خطر بزرگی رهایی می‏یابد و سرنوشت آینده‏اش بیمه می‏شود. ما این حادثه را یک اتّفاق یا شانس می‏بینیم. در حالی‏که این مقدّرات، به اعمال اختیاری ما گره خورده و برخاسته از عمل ماست. در مقابل، گاهی انسان از قرار گرفتن در محیطی یا آشنایی با شخصی یا مشاهده منظره‏ای یا شنیدن سخنی در معرض آسیبی سخت قرار می‏گیرد. نعمت‏ها و بلاها، توفیق‏ها و خذلان‏ها و خلاصه انواع مقدّرات ما، بی جهت و بدون محاسبه بر ما وارد نمی‏آیند. حوادث ریز و درشت جهان هستی از دست کارگردان حکیم خارج نمی‏شود. این رخدادهای به ظاهر تصادفی، در پشت پردة هستی به تناسب عمل ما تهیه و تولید شده و تنها با تغییر رویة ما، تغییر می‏کند.

     «إِنَّ اللَّهَ لایغَیرُ ما بِقَومٍ حَتّی یغَیروا ما بِأَنفُسِهِم[62]

    خداوند حال هیچ قومی را دگرگون نمی‏کند تا خود آن قوم، حالشان را تغییر دهند.

     

     


    [1] غرر الحكم: 4624.

    [2] عارف ربّانى حضرت آية اللَّه بهجت، به سوى محبوب / 35.

    [3] ارشاد القلوب 151.

    [4] غرر الحكم: 6196.

    [5] غرر الحكم: 3826.

    [6] عارف ربانى، حضرت آية اللَّه بهجت. به سوى محبوب / 39.

    [7] دعاى جوشن كبير، مصباح كفعمى / 257 و نيز مفاتيح الجنان.  

    [8] امالى صدوق 18 / 343.

    [9] محاسن 314 / 1

    [10] عارف ربانى حضرت آيه اللَّه بهجت، به سوى محبوب / 23.

    [11] همان / 25.

    [12] همان / 28.

    [13] همان / 37.

    [14] همان/ 40.

    [15] همان / 46.

    [16] همان / 51.

    [17] همان / 72.

    [18] همان / 78.

    [19] انفال 29 :8.

    [20] عنكبوت 69 :29.

    [21] بقره 282 :2.

    [22] نور 54 :24.

    [23] اين آيات نيز به اين مضمون اشاره دارد: «وَ مَن يُؤمِن بِاللَّهِ يَهدِ قَلبَه» (تغابن 6 :64). »ذلِكَ الكِتابُ - لا ريبَ فيه - هُدىً لِلمُتَّقينَ» (بقره2 :2). »وَ اعبُد رَبَّكَ حتّى يَأتِيَكَ اليَقينُ» (حجر 99 :15). »فَأَمّا مَن أعطى وَ اتَّقى وَ صَدَّقَ بِالحُسنى فَسَنُيَسِّرُهُ لِليُسرى....إِنَّ عَلَينا لَلهُدى» (ليل 12- 5 :92). »لَئِن شَكَرتُم لأَزيدَنَّكُم» (ابراهيم 7 :14). »وَ مَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجعَل لَهُ مَخرَجاً وَ يَرزُقهُ مِن حَيثُ لايَحتَسِب» (طلاق 2 :65و3). »وَ الَّذينَ اهتَدَوا زادَهُم هُدى» (محمد 17 :47). »اتَّقُوا اللَّهَ و آمِنوا بِرَسولِهِ يُؤتِكُم كِفلَينِ مِن رَحمَتِه وَ يَجعَل لَكُم نوراً تَمشونَ بِه» (حديد 28 :57). »إِنَّ الَّذينَ آمَنوا وَ عَمِلوا الصّالِحاتِ يَهديهِم رَبُّهُم بِإيمانِهِم.» (يونس 9 :10). فَليَستَجيبوا لى وَ ليُؤمِنوا بى لَعَلَّهُم يَرشُدونَ (بقره 186 :2).

    [24] منيه المريد / 181.

    [25] حليه الاولياء 15 / 10 و اعلام الدين / 301.

    [26] توحيد/ 416 و ثواب الاعمال / 161.

    [27] ميزان الحكمه، حديث 4805.

    [28] به سوى محبوب / 39.

    [29] همان / 78.

    [30] همان / 77.

    [31] همان / 55.

    [32] همان / 56.

    [33] شبيه اين قانون در آموزش فنون، هنرها و حرفه‏ها نيز وجود دارد؛ تا هنگامى كه آموخته‏هاى تئورى به عمل، تجربه و تمرين گره نخورد، دريافت كاملى از آن‏ها به دست نمى‏آيد.

    [34] اعلام الدين / 96.

    [35] مربيان بزرگ بر اساس همين‏قاعده در تربيت انسان به نحو تدريجى اقدام مى‏كنند. «بعضى مى‏خواهند معلّم را تعليم نمايند (تا) كيفيت تعليم را از متعلّمين ياد بگيرد!» (به سوى محبوب/35).

     «آيا طريق تعليم را بايد ياد بدهيم يا آنكه ياد بگيريم؟!» (به سوى محبوب / 39)

    [36] به سوى محبوب / 28.

    [37] همان / 56.

    [38] همان / 78.

    [39] ص 26 :38.

    [40] غرر الحكم: 9168.

    [41] غرر الحكم: 3925.

    [42] به ميزان الحكمه، باب 537 )الهوى) مراجعه شود.

    [43] نهج البلاغه، حكمت 274.

    [44] بقره 17 :2.

    [45] بقره 257 :2.

    [46] سيد محمد حسينى بهشتى، ايدئولوژى اسلامى / 13.

    [47] آيةاللَّه بهجت، به سوى محبوب / 37.

    [48] رسول اللَّه e: وُضِعَ عَن أُمَّتى...الخَطاءُ وَ النِّسيانُ وَ ما لايَعلَمونَ وَ ما لايُطيقونَ وَ ما اضطُرّوا إِلَيهِ وَ ما استُكرِهوا عَلَيهِ...(كافى 463 / 2.)

     (تكليف در) اين موارد از امّت من برداشته شده است؛ اشتباه، فراموشى، آن‏چه ندانند، آن‏چه توانش را ندارند، آن‏چه بدان ناچارند، آن‏چه بدان مجبور شوند. در اين حديث، عنوان اوّل به شرطيت «توجه»، عنوان دوّم و سوّم به شرطيت «علم» و عناوين بعد به شرطيت «توان» اشاره دارد.

     «قدرت» عبارت است از امكان انجام و ترك. كسى كه امكان انجام عملى را ندارد (عاجز) و نيز كسى كه امكان ترك عملى را ندارد (مجبور و مضطر) داراى قدرت نيست.

    [49] شمس 8 :91.

    [50] بقره 256 :2.

    [51] نهج البلاغه خطبه 176.

    [52] آية الله بهجت، به سوى محبوب / 83.

    [53] همان / 78.

    [54] تحريم 10 :66 و 11.

    [55] زخرف 54 :43.

    [56] آل‏عمران 135 :3.

    [57] به سوى محبوب / 57.

    [58] همان.

    [59] طلاق 4 :65.

    [60] طلاق 2 :65 و 3.

    [61] محمد 7 :47.

    [62] رعد 11 :13.

    • تعداد رکورد ها : 208
    کتاب به کجا و چگونه
     
    الی این و کیف (ترجمه عربی کتاب به کجا و چگونه)
     
    مقصد رشد اخلاقی
     
    چکیده کتاب به کجا و چگونه