راه و رسم طلبگي
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  • عنوان :  
  • به كجا و چگونه  
  • نویسنده :  
  • محمد عالم‌زاده نوري  
  •  فهرست کتاب
  • اصل دوم: همت عالی

    همّت عالی عبارت است از چشم به قلّه دوختن و امید رسیدن به قلّه را در دل زنده نگهداشتن. همّت عالی یعنی به کم قانع نشدن. یعنی دامنه را مسکن نگرفتن. همت عالی یعنی به‏کارگیری تمام تلاش برای رسیدن به بالاترین نقطه. یعنی رضایت ندادن به وضع موجود تا رسیدن به برترین وضعیت. کسی که به کم رضایت می‏دهد خیلی زود از حرکت می‏ایستد. از ما خواسته شده  «بالاترین» را هدف بگیریم و با استمداد از خدا و عزم راسخ،  «بهترین» شویم[1].

    قرآن کریم در وصف  «بندگان خدا» می‏فرماید:

    وَ عِبادُ الَّرحمنِ. . . الَّذینَ یقولونَ رَبَّنا هَب لَنا مِن أَزواجِنا وَ ذُرِّیاتِنا قُرَّةَ أَعینٍ وَ اجعَلنا لِلمُتَّقینَ إِماماً[2]

    خواسته و آرزوی بندگان خدا تنها به‏جهنم‏نرفتن، نسوختن و رهایی از عذاب خدا نیست. بندة خدا تنها به متقی‏شدن نیز راضی نمی‏شود. همّت او آن است که پیشوا و درس‏آموز متقیان باشد و به‏گونه‏ای شود که چشم همة نیکان و وارستگان به او دوخته گردد. بسنده به نجات از غضب خدا و آتش دوزخ همّت درخوری نمی‏طلبد. کودکان و دیوانگان و چارپایان هم گرفتار خشم خدا نمی‏گردند و به آتش نمی‏سوزند.  «انسان» که قابلیت خلیفة اللهی و وصول به قرب و رضوان خدا را دارد چرا این همه کوتاه‏نظر و دون‏همّت باشد؟

    در زیارت جامعه کبیره خطاب به امامان معصوم می‏گوییم:

    وَ جَعَلَنی مِمَّن یقتَصُّ آثارَکم، وَ یسلُک سَبیلَکم، وَ یهتَدی بِهُداکم، وَ یحشَرُ فی زُمرَتِکم، وَ یکرُّ فی رَجعَتِکم، وَ یمَلَّک فی دَولَتِکم، وَ یشَرَّفُ فی عافِیتِکم، وَ یمَکنُ فی أَیامِکم، وَ تَقِرُّ عَینُهُ غَداً بِرُؤیتِکم، بِأَبی أَنتُم، وَ أُمّی وَ نَفسی وَ أَهلی وَ مالی

    خدا مرا از کسانی قرار دهد که اثر شما را دنبال می‏کند، و به راه شما می‏رود، و به هدایت شما درآمده و در میان شما محشور می‏شود، و در رجعت و بازگشت شما دوباره برمی‏گردد، و در دولت شما کارگزار و در زمان عافیت شما صاحب شرافت و در روزگار شما صاحب مکانت است، و فردا دیدگانش به دیدار شما روشن می‏شود. پدرم، مادرم، جانم، خانواده‏ام و داراییم به فدای شما باد. . . .

    این فراز زیارت، درس همت می‏آموزد. آن‏چه ما از درگاه خدا می‏طلبیم تنها امان از ناخرسندی امامان معصوم نیست، دیدار سیمای دلربایشان نیز به تنهایی ما را کافی نیست، به خشنودی آن‏ها هم بسنده نمی‏کنیم. همت ما آن است که از یاوران و شیعیان خاص[3] آنان و کارگزار مؤثر دولتشان باشیم. آرزو داریم چشم امید امام عصر به ما دوخته شود و امور اساسی آن دولت جهانی به دست ما انجام پذیرد. شبیه مناسبتی که میان مالک‏اشتر و امیرمؤمنان و یا در مقیاس بسیار کوچکتر میان بهشتی و خمینی برقراربود. امام راحل از ملت ایران یکپارچه خشنود بود وبه خود می‏بالید. اما شهادت بهشتی برای او همسنگ فقدان یک امت، غمبار و جانفرسا بود. رضایت امام از بهشتی و مطهری با خشنودی او از مردم عادی بسیار تفاوت داشت.

    امام زمان (عج) هم پس از ظهور، در رتق و فتق امور اجتماع نیاز به بازوان فکری، اجرایی و مدیریتی بسیار توانمندی دارند که کارگزاران ردة اول و کادر نهضت آن امام را تشکیل می‏دهند و ظهور آن حضرت به حضور آنان وابسته است. در این فراز از زیارت جامعه از خدای بزرگ درخواست می‏کنیم که ما نیز در شمار آن بزرگان و کارگزاران باشیم و در چشم و قلب حضرتش مکانتی والا و شرافتی عظیم داشته باشیم.

    پس از این درخواست البته نیل به زیارت جمال آن دلربا را مسألت می‏نماییم.  (وَ تَقِرُّ عَینَهُ غَداً بِرُؤیتِکم) وتوجه داریم که رسیدن به این درجات مشروط به دست‏شستن از مال و جان و پدر و مادر و خانواده و گسست همة دلبستگی‏هاست.  (بِأَبی أَنتُم وَ أُمّی وَ. . . )

    اگر مطابق دستور قرآن کریم رسول خدا را اسوه و الگوی خود بدانیم[4] و امامان معصوم را  «پیشوا»ی حرکت خود بگیریم هیچ‏گاه به وضع موجود خود رضایت نمی‏دهیم، احساس استغنا نمی‏کنیم و همیشه برای بهترشدن و پیشتررفتن تلاش و تکاپو به‏کار می‏گیریم. این اعتقاد که معیار سنجش ارزش اعمال در صحنة قیامت عمل علی‏بن‏ابی‏طالب  (ع) است ما را برآن می‏دارد که در تکمیل کمّی و کیفی عمل، همت بیشتری ورزیم و هیچ‏گاه به موقعیت فعلی خود دلخوش و مغرور نگردیم.

    وَ اجعَلنی مِن أَحسَنِ عَبیدِک نَصیباً عِندَک وَ أَقرَبِهِم مَنزِلَةً مِنک وَ أَخَصِّهِم زُلفَةً لَدَیک[5]

    مرا چنان قرار ده که نصیب بهترین بندگانت را داشته باشم و نزدیک‏ترین منزله را و بیشترین تقرب را به تو به‏دست آورم.

    إِلهی هَب لی کمالَ الإنقِطاعِ إِلَیک. [6]

    یک سؤال: آیا انتخاب اهداف بسیار بلند و دور از دسترس، مانع از عمل و اقدام نیست؟ همین که انسان مقصد حرکت خود را نقطه‏ای دست نایافتنی قرار دهد، امید و انگیزه از او سلب شده و از حرکت باز خواهد ماند. آیا مناسب‏تر نیست که انسان تصوّر درجات عالی و قلل رفیع را فراموش کند و به اهداف میانی بسنده نماید؟

    پاسخ: رو به قلّه داشتن به معنی گام بر قلّه نهادن نیست. کوهنورد موفّق همیشه، نظر به قلّه و عزم رسیدن به آن را دارد، ولی در هر لحظه، تنها یک قدم بر می‏دارد. شناخت انسان کامل و تکاپو برای نزدیک شدن به آن به منزلة نظر به قله‏است ولی توقع  «یکباره به قله رسیدن» خواب شیرینی است که هرگز تعبیر نخواهد شد. برای رسیدن به مطلوب‏ها و آرمان‏ها برنامه‏ریزی متناسب با توان و رعایت اصول تدریج و استمرار ضروری است و باید دانست که ظرفیت ما و مسؤولیت ما در هر مرحله تنها  «یک گام به پیش رفتن» است.

    بلند کردن وزنه‏های سنگین برای کسی که تمرین وزنه‏برداری را تازه آغاز کرده و در ابتدای راه است نتیجه‏ای جز آسیب‏رساندن به ستون مهره‏ها و ازدست‏دادن توانایی‏ها ندارد. پس برای حرکت این هر دو لازم است: ایده‏آل‏نگری و آرمان‏خواهی در مقام نظر و واقع‏گرایی در مقام عمل. نگاه به آرمان نهایی، جهت حرکت ما را تصحیح و استمرار حرکت را تضمین می‏نماید زیرا روحیة رضایت از وضع موجود و احساس‏استغنا را سرکوب می‏کند. واقع‏بینی و شناخت محدودیت‏ها و اندازه‏ها نیز از سرخوردگی و ناامیدی جلوگیری می‏کند.

     

     


    [1] در قرآن كريم از ميان پيامبران تنها رسول گرامى اسلام و حضرت ابراهيم به عنوان الگو معرفى شده‏اند. (لَقَد كانَ لَكُم فى رَسولِ اللَّهِ اُسوَةٌ حَسَنَةٌ - احزاب 21 :33 - قَد كانَت لَكُم أُسوَةٌ حَسَنَةٌ فى إِبراهيمَ وَ الَّذينَ مَعَهُ - ممتحنه 4 :60) و از الگو گرفتن يونس نبى نيز نهى شده‏است زيرا الگو بايد، برترين باشد (وَ لاتَكُن كَصاحِبِ الحوتِ - قلم 48 :68).

    [2] فرقان 74 :25.

    [3] مِن خِيارِ مَواليكُم (زيارت جامعه)

    [4] لَقَد كانَ لَكُم فى رَسولِ اللَّهِ أُسوَةٌ حَسَنَةٌ (احزاب 21 :33).

    [5] مفاتيح الجنان، دعاى كميل.

    [6] مفاتيح الجنان، مناجات شعبانيه.

    • تعداد رکورد ها : 208
    کتاب به کجا و چگونه
     
    الی این و کیف (ترجمه عربی کتاب به کجا و چگونه)
     
    مقصد رشد اخلاقی
     
    چکیده کتاب به کجا و چگونه