راه و رسم طلبگي
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  • عنوان :  
  • راه و رسم طلبگی  
  • نویسنده :  
  • محمد عالم‌زاده نوری  
  •  فهرست کتاب
  • فصل سوم: برنامه زندگی طلبه

    طرح کلان فعالیت‏های طلبه

    با بهره‏گیری از آموزه‏های پیشین اینک می‏توانیم به طراحی برنامة زندگی طلبه بپردازیم.
    فعالیت‏های هر انسان به دو بخش تقسیم می‏شود: فعالیت‏های شخصی و فعالیت‏های صنفی. «فعالیت‏های شخصی» مجموعه کارهایی است که همة افراد به مقتضای انسان بودن موظف به انجام آن هستند و عنوان و صنف اجتماعی در آن تأثیری ندارد؛ عبادت، ورزش، بهداشت، رسیدگی به امور خانواده و خویشاوندان، امر به معروف و نهی از منکر، و ارتباط اجتماعی از این دسته هستند. بر عهده گرفتن بخشی از نیازهای جامعه و خدمت در یک صنف اجتماعی نیز وظیفه شخصی هر انسانی است.

    پس از حضور در یک صنف خاص و پذیرش یک عنوان اجتماعی مسئولیت‏های تازه‏ای بر دوش انسان قرار می‏گیرد که برای انجام آن ـ در قبال بهره‏مندی از خدمات دیگران ـ حدود 8 تا 10 ساعت در شبانه‏روز باید وقت گذاشت. این مجموعه فعالیت‏ها، «فعالیت‏های صنفی» نام دارد.

    آن‏چه در تعطیلات رسمی کشور تعطیل می‏گردد، همین فعالیت‏های صنفی است. و فعالیت‏های شخصی تعطیل‏بردار نیست.

    یک پزشک، هر روز ـ به جز روزهای تعطیل ـ 8 تا 10 ساعت، موظف است در مطب یا بیمارستان به ارائة خدمات درمانی بپردازد. یک راننده تاکسی، هر روز 8 تا 10 ساعت، درون اتومبیل بخشی از نیازهای جامعه را برآورده می‏سازد. کارمند، کارگر، معلم، کاسب و رئیس جمهور نیز.. .

    طلبه هم به مقتضای قرارگرفتن در یک صنف اجتماعی موظف است در هر روز ـ به جز روزهای تعطیل رسمی‌ـ 8 تا 10 ساعت فعالیت طلبگی داشته باشد. در این قسمت، به بررسی فعالیت‏های صنفی حوزویان می‏پردازیم.

    صفحات زندگی حوزویان

    دوران زندگی یک حوزوی دو فراز مهم و دو صفحه دیگرگو ن دارد.

    1ـ دوره رشد و تحصیل

    2ـ دوره بازدهی و ثمربخشی

    در فراز اول هویت اصلی شخص، هویت «تحصیل» است. طلبه در این دوره، به بالابردن ظرفیت علمی و دیگر توانمندی‏های خود می‏پردازد و قابلیت‏های خود را فعال می‏کند. عمدة فعالیت‏هایش ناظر به «خود» اوست و به هدف اعتلای سطح کمال «خودش» صورت می‏گیرد. عنوان «طلبه» به معنای طالب و پژوهنده کمال، گویای وجهة غالب و رنگ اصلی هویت او در همین دوره است.

    در فراز دوم، او بیشتر به «استفاده» از این توانمندی‏ها و ارائة خدمات، به «جامعه» می‏پردازد. شخصیت اصلی او بیشتر درخدمت رفع نیازهای دینی، معنوی و علمی جامعه قرار می‏گیرد و از او انتظار ثمردهی می‏رود. در دورة اول، طلبه «متعلّم علی سبیل النجات» است و در دورة دوم به «عالم ربّانی» تغییر هویت داده است.

    اگر کل زندگی طلبه را پس از آغاز فعالیت حوزوی 60 سال فرض کنیم، این 60 سال در تقسیم اولیه به یک‏ دورة 20 ساله و یک دورة 40 ساله تقسیم می‏شود که رسالت‏های اجتماعی حوزه و کارآمدی طلبه عمدتا مربوط به دورة دوم است.[1]

    نکتة بسیار مهم این که انتقال یک فرد از دوره اول به دوره دوم به صورتِ دفعی رخ نمی‏دهد. این دو دوره مرز ظریفِ خطی ندارند که گام‏نهادن به دورة دوم تنها در «یک‏ لحظه» رخ دهد. بلکه این انتقال به صورتی تدریجی، آرام آرام و طی زمانی طولانی صورت می‏گیرد. بنابراین مرز میان این دو دوره، طیفی است نه خطی. طلبه هر سال که پیش‏تر می‏رود، غلظت فعالیت‏های فرهنگی و خدمات اجتماعی در برنامة کاری او افزایش می‏یابد و از درجة حضور فعالیت‏های تحصیلی در برنامة او اندک اندک کاسته می‏شود. البته تحصیل علم هرگز از برنامة کاری طلبه حذف نمی‏شود. طلبه و بلکه هر انسانی موظف است از گهواره تا گور در جستجوی دانش باشد. اما میزان پرداختن به وظیفة دائمی دانش‏جویی در ادوار مختلف سنی متفاوت است.

     

    از آن‏جا که مخاطب این قلم، نخستین صفحة دفتر زندگی حوزوی را گشوده و در آغاز راه قرار دارد، شایسته است که بحث را به دورة رشد و تحصیل، اختصاص دهیم.

    دورة رشد و تحصیل

    طلبه در دوران رشد و تحصیل قرار دارد.[2] یعنی هویت طلبه در این دوره، هویت تحصیلی است و فعالیت صنفی‌ای که بر عهده دارد «تحصیل» است. مراد از تحصیل در این عبارت فقط تحصیل رسمی حوزوی نیست. بلکه کسب هر گونه کمال و توانمندی از قبیل توان پژوهش، سخن‏وری، ارتباط اجتماعی، مدیریت و.. . جزء فرایند تحصیل است. گرچه درصد اهمیت و ضریب‏ اعتبار این موارد تفاوت فراوان دارد. بر این اساس، عمدة نیرو و وقت طلبه در طول سال باید در تحصیل و بالابردن توانمندی‏های شخصی هزینه شود.

    «متنِ» برنامة طلبه به تحصیل و جمع‏آوری اختصاص دارد و «پیرامونِ» آن به ثمر بخشی، ارائه و بازدهی. برهم خوردن نسبت متن و حاشیه، خلاف مقتضای طلبگی و مغایر با وظیفة اصلی اوست. آن‏چه قطعی است اهمیت مضاعف متن نسبت به حاشیه است. یعنی حاشیه، از متن بیشتر نیست، مساوی آن هم نیست. بلکه از آن ـ به اندازه‏ای قابل توجه ـ کوچک‏تر است. با حفظ این اندازة کلی، تثبیت نهایی ابعاد متن و حاشیه بسته به سلیقة افراد، متفاوت است.

    برای آن‏که منظور بحث روشن‏تر انتقال یابد کمی به زبان اعداد و ارقام سخن گوییم. نسبت متن و حاشیه تقریباً نسبت 4 به 1 است. یعنی اگر طلبه چهار پنجم وقت و نیروی خود را به تحصیل و یک پنجم آن را به فعالیت‏های فرهنگی و اجتماعی اختصاص دهد، اندام کلی برنامة او از تناسب خارج نشده است. از آنجا که طلبه در سال‌های نخست، توانایی درخوری برای فعالیت‏های جانبی ندارد، طبعاً این نسبت‏ها تغییر می‏کند (مثلاً یک دَهُم و نُه دهم) . اما بر فرضِ آمادگی کامل طلبه، برای انواع خدمات فرهنگی و احساس موفقیت او در انجام فعالیت‏های اجتماعی، هویت صنفی او بیش از این یک پنجم به او اجازة حاشیه‏پردازی نمی‏دهد. تحصیل دانش دین که زیربنای مفید برنامة طلبه به شمار می‏رود، نباید در کنار امور متفرقه ـ که به منزلة حیاط و فضای سبز ساختمان برنامه اوست ـ به ‏قدری محدود شود که هنجار عمومی برنامه برهم خورد.

    این یک پنجمِ کل زمینه، به صورت‏های مختلف قابل توزیع بر زمان است. مثلاً دو ماه و نیم از سال، یک روز در هفته یا 2 ساعت در روز، این یک پنجم را پوشش می‏دهد.[3]

    فعالیت

    شخصی

    صنفی

    تحصیلی

    فرهنگی

    حوزوی سنتی

    غیر آن

    مطالعات جنبی

    هنرها و مهارت‌ها

    فعالیت شخصی: 14 ساعت.

    فعالیت صنفی: 10 ساعت.

    فعالیت تحصیلی: چهار پنجم از زمان فعالیت صنفی مثلا 8 ساعت در روز یا 5 روز در هفته یا نه ماه و نیم از سال.

    فعالیت فرهنگی: یک پنجم از زمان فعالیت صنفی مثلا 2 ساعت در روز یا 1 روز در هفته یا دو ماه و نیم از سال.

    تحصیل حوزوی: چهار پنجم از زمان فعالیت تحصیلی.

    تحصیل سایر امور: یک پنجم از زمان فعالیت تحصیلی.

    بر خلاف تصور اولیه، آن‏چه از این پس خواهد آمد هدف اصلی تدوین این دفتر نیست. پیام مهم این دفتر در مباحث پیشین، به صورت کلی ارائه شده است. اکنون طلبه، با ضرب آموزه‏های دو فصل گذشته در هم ـ به تناسب روحیه و استعداد خویش ـ می‏تواند برای فعالیت‏های خود، برنامه‏ای تنظیم نماید. اما از آن جا که «ارائة مصداق»، در فهم عمیق قانون کلی سودمند است، نمونه‏ای از برنامه، عرضه خواهد شد تا تسلط کامل‏تری بر فرایند برنامه‏ریزی حاصل شود.

    «مشاهدة دقیقِ» این برنامه در «جذبِ» قواعد کلی گذشته بسیار تأثیر دارد. این مجموعه، مخاطب خویش را ماشین بی‏فکر واراده‏ای که تنها منتظر ارائة برنامة عملی برای اجرا باشد نمی‏بیند. مخاطب این دفتر باید در نهایت، به طور مستقل برای خود برنامه‏ریزی کند و آن را در زندگی خویش به‏ کار گیرد. آن‏چه در این فصل می‏آید دستورالعمل الزامی و طرح نهایی برای انواع استعدادها و روحیه‌ها نیست؛ بلکه طرحی پیشنهادی است برای متوسط طلاب که تلاش شده در آن مجموعة نیازهای یک طلبه متوسط درنظر گرفته و برای رفع آن تدبیری اندیشیده شود.

    در برنامة آموزشی مراکز علمی (مدارس، دانشگاه‌ها، حوزه‏ها و.. . ) مراعات حال استعدادهای متوسط و تودة مخاطبین می‏شود. همیشه عده‏ای پایین‏تر و گروهی فراتر از سطح برنامه‏های آموزشی، گلایه از سنگینی یا سبکی آن برنامه دارند. اما اگر برنامة تهیه شده با وضعیت اکثر فراگیران و عمدة مخاطبان تناسب داشته باشد موفق است. برنامه‏ای که اینک درصدد ارائة آن هستیم، برنامه‏ای برای تود، طلبه‏های مستعد و انگیزه‏مند، با توان متوسط است و در آن «اکثریت غالب» درنظر گرفته شده است. طبعاً دیگران با به‏کارگیری فرمول‏ها و قواعدی که در برنامه‏ریزی فراگرفته‏اند، جایگاه خود را خواهند یافت و برنامه‏ای متناسب با امکان و توان و استعداد خود برای خود ترسیم خواهند نمود. لازم به یادآوری است که در این برنامه، زمانی برای کارهای عقب‏مانده پیش‏بینی نشده‏ است؛ زیرا اولاً عقب‏ماندگی‏ها ناشی از ضعف در «برنامه‏ریزی» یا ضعف در «عمل به برنامه» است که باید این عامل از بین برود. ثانیاً پیش‏بینی چنین زمانی توجیه مناسبی برای تلاش‏ نکردن در وقتِ انجامِ عمل و عقب‏انداختن برنامه است. کسی که «فردا» برای جبران، زمانی در اختیار دارد، «امروز» وظایف خود را انجام ‏نمی‏دهد و مبتلا به تسویف می‏شود. ثالثاً عقب‏افتادگی از برنامه، باید استثنا باشد. برنامه، تنظیم اصل و قاعدة زندگی است، نه استثنای آن.

    برنامة شبانه روز

    این برنامه‏های ثابت را در طول دوره طلبگی برای شبانه روز می‏توان پیش‏بینی کرد.

    خواب                       5/7 ساعت

    ورزش و غذا               3 ساعت

    عبادت                       5/3 ساعت

    مطالعه اخلاقی و تفکر   15 تا 30 دقیقه

    آشنایی با مسائل سیاسی و اجتماعی روز، در حد مطالعه اهم اخبار یا استماع خبر رادیو

    15 تا 30 دقیقه

    جمع‏کل                     5/14 ساعت

    از ساعاتی که برای ورزش و غذا درنظر گرفته شده 15 تا 30 دقیقه برای ورزش و بقیه برای تهیه مواد اولیه، آماده‏سازی خوراک، پهن کردن و جمع کردن سفره و تناول غذا در نظر گرفته شده است که می‏توان بعضی از این مراحل را در فعالیت‏های دیگر ادغام نمود. مثلاً پس از بازگشت از مسجد، خرید موادغذایی انجام گیرد و در حین آماده‌سازی غذا ارتباط با اعضای خانواده یا دوستان هم‏درس بیشتر شود و در هنگام خوردن غذا از خبر رسانه‏ها استفاده گردد.

    ساعات عبادت هم شامل وضو، نماز، حضور در جماعت و مساجد، 20 تا 30 دقیقه خلوت شبانه، دعا، مناجات، استغفار، ذکر، نافله و.. . است.

    در همین زمان حتماً باید برنامة تلاوت قرآن، تدبر در آیات و انس با کلام خدا را قرار داد که پیشنهاد می‏شود قبل از نماز در مسجد انجام پذیرد. اگر این برنامه، در هر شبانه روز به ‏خوبی اجرا شود، عمدة نیازهای جسمی و عبادی و پاره‏ای از نیازهای اجتماعی ما تأمین خواهد شد. ترک هر یک از این فعالیت‏ها در دوره زمانی طولانی جریان رشد متوازن را مختل می‏کند.

    زمان‏ها

    مجموع این فعالیت‏ها 5/14 ساعت از شبانه روز را پوشش می‏دهد. وقت مفید باقی‏مانده 5/9 ساعت است که باید برای آن در زمان‏های مختلف برنامه‏ای پیش‏بینی کرد. برای این کار نگاهی به انواع «زمان» در زندگی طلبه داشته باشیم:

    1. ایام درسی، شنبه تا چهارشنبه

    2. پنج‏شنبه‏ها و جمعه‏ها

    3. تابستان‏ها

    4. ایام درسی تعطیل (اعیاد، شهادات و مناسبت‏ها)

    5. تعطیلی محرم، رمضان، ایام فاطمیه

    6. ساعت‏های غیبت استاد یا هم‏بحث

    7. مسافرت‏ها

    هر یک از این زمان‏ها دارای ویژگی جالب توجهی است. مثلاً پنج‏شنبه و جمعه زمان مستمری است که در طول سال به صورت مرتب و قابل پیش‏بینی تکرار می‏شود. «تناوب منظم» و «استمرار» دو ویژگی مهم این زمان است. این زمان برای فعالیت‏های ضروری که همیشه در دستور کار شخص قرار دارد، ولی نمی‏توان در شبانه‏روز برای آن وقت گذاشت بسیار مناسب است. تعطیلات رسمی، اعیاد و شهادت‏ها، گرچه زمانی قابل پیش‏بینی است، ولی سیکل منظم ندارد. ساعات غیبت استاد و هم‏بحث، معمولاً تصادفی و اساساً غیرقابل پیش‏بینی است. تابستان تعطیلی گسترده و متمرکزی برای فعالیت‏های عمده در اختیار طلبه قرار می‏دهد. یعنی هم پیش‌بینی‌پذیر است و هم فراخ و گسترده، ایام مسافرت غالباً با اشتغال ذهنی و روحی فراوان همراه است و پذیرش برنامه‏های سنگین را ندارد.

    1 ـ برای ایام تحصیلی شنبه تا چهارشنبه در 5/9 ساعت باقی‏مانده این برنامه پیشنهاد می‏شود.

    درس                                     4 ساعت

    مطالعه و پیش مطالعه                2 ساعت

    مباحثه                                   5/2 ساعت

    مطالعات مورد نیاز[4]                   1 ساعت

    جمع کل                                5/9 ساعت

    از یک ساعت کار علمی، دقایقی به استراحت اختصاص می‏یابد. این استراحت فعالیت علمی ما را افزایش می‏دهد.

    در ابتدای هر مباحثه یا مطالعه، قرائت حدیث یا مسئلة شرعی از رسالة توضیح المسائل در نظر گرفته شود. این برنامه در ایام تحصیل و تعطیل قابل پی‏گیری است و مناسب است که از قبل، پیش‏بینی لازم برای آن انجام گیرد.

    2 ـ برای پنج‏شنبه‏ها و جمعه‏ها در 5/9 ساعت باقی‏مانده، این برنامه پیشنهاد می‏شود.

    پنج‏شنبه‌ها

    درس                                                                         2 ساعت

    مباحثه و مطالعه                                                           5/2 ساعت

    زیارت و دعای کمیل (برنامة عبادی ویژه)                          1 ساعت

    امور ضروری مانند کارهای اداری، خرید، اصلاح و.. .           2 ساعت

    جمع کل                                                                    5/7 ساعت

    در همین ساعات می‏توان برنامه دیدار از کتاب‏فروشی‏ها، کتابخانه‏ها و نمایشگاه‌ها را در نظر گرفت که علاوه بر نشاط روحی و تنوعی که از آن حاصل می‏آید[5] موجب آشنایی با تازه‏های نشر و میراث مکتوب می‏گردد و اطلاعات عمومی فراوان و حساسیت‏های جدیدی برای ما فراهم می‏آورد. این حساسیت‏ها پرونده‏های تازه‏ای هستند که در ذهن و دل ما باز می‏شود و در فعالیت‏های آیندة ما بسیار تأثیر می‏گذارد. این برنامه، انگیزة ما را در ادامة تلاش علمی تقویت می‏کند و نوعی معاشرت با اهل علم نیز محسوب می‏شود.

    جمعه‏ها

    نظافت وبهداشت (حمام، شستشو و اتوی لباس، تنظیم مجدد و نظافت محیط زندگی)                                                                   2 ساعت

    برنامه عبادی ویژه (دعای ندبه، سمات و.. . )           1 ساعت

    وقت‏ اضافة نمازجمعه نسبت به نماز هرروز            1 ساعت

    ورزش و تفریح                                                3 ساعت

    دیدار از ارحام و رفقا، جلسات انس، ارتباط با شخصیت‏ها و اساتید، مشاوره و کسب راهنمایی                                            2 ساعت

    جمع کل                                                        9 ساعت

    دیدار با رفقا و جلسات انس دوستانه، در راستای تأمین نیاز اجتماعی، موجب انتقال تجارب، علوم و اخبار می‏شود. قبض روحی و کسالت را برطرف می‏کند و می‏تواند به تدبیری برای یک فعالیت گروهی شایسته بیانجامد.

    حدود 3 ساعت وقت اضافه در پنج‏شنبه و جمعه باقی می‏ماند که ظرف مناسبی برای تأمین یک نیاز مستمر است. برای این زمان، مطالعه و مباحثه تفسیر قرآن کریم که نیاز همیشگی یک مسلمان به شمار می‏رود پیشنهاد می‏شود.

    3 ـ برای ایام تابستان ـ جز زمان مسافرت که با برنامة حساب‏شده و با پیش‏بینی کامل صورت خواهد گرفت ـ فعالیت در مراکز فرهنگی، مطالعات مورد نیاز، مرور درس‏های گذشته و کسب آمادگی برای درس‏های سال آینده پیشنهاد می‏شود. تابستان تعطیل نیست، فقط نوع فعالیت‏های صنفی طلبه عوض می‏شود. در تابستان فرصتی برای جبران بعضی از کمبودهای موجود در روند برنامه‏های صنفی و ایجاد تعادل و توازن در برنامه به دست می‏آید که بسیار مغتنم است. طبعاً برنامة ورزش و تفریح در این فصل کمی پررنگ‏تر از ایام تحصیل خواهد بود.[6]

    4 ـ برنامة تعطیلات رسمی: این ایام که حدود یک ماه از سال تحصیلی را در بر می‏گیرد زمان مناسبی برای کارهای درسی فوق برنامه است.

    درس‏های فوق برنامه                                                    3 ساعت

    آشنایی با موضوع تعطیلی، مطالعه برحسب مقتضای ایام         2 ساعت

    شرکت در مراسم، تعظیم شعایر، ارتباط با اساتید و شخصیت‏ها، برنامه‏های جمعی و جلسات                                                                  5/4 ساعت

    جمع کل                                                                    5/9 ساعت

    5 ـ محرم، رمضان، فاطمیه

    بر اساس قانون، طلاب پایه‏های نخست در این ایام تعطیل نیستند. سایر طلاب نیز به سفرهای تبلیغی می‏روند. با پیش‏بینی قبلی می‏توان این برنامه‏ها را در این زمان انجام داد. تحصیل متون دیگر، مطالعات مورد نیاز، ارتباط با اساتید، شرکت در مراسم معنوی و عزاداری و.. .

    6 ـ ایام مسافرت: چون مسافرت انواع مختلفی دارد (سیاحتی، زیارتی، کاری، علمی، تبلیغی و.. . ) دستور جامعی برای آن نمی‏توان ارائه کرد. ولی غالباً در سفر، تمرکز ذهنی، روحی و زمانی برای کار علمی جدی وجود ندارد. پرداختن به این برنامه‏ها ـ که مورد احتیاج ما است و نیاز به تمرکز فراوان هم ندارد ـ سفر ما را پربارتر می‏کند؛ مطالعه سرگذشت بزرگان یا کتب مورد علاقه دیگر، اطلاع از جامعه (سرزدن به مراکز فرهنگی و.. . ) ، دیدار از خویشاوندان، ارتباط با مردم، تفریح، ورزش، تنوع، تجدید قوای روحی، کسب نشاط و طراوت

    7 ـ در ساعات غیبت استاد یا هم‏بحث رنگ علمی برنامه باید محفوظ بماند. مثلاً به کارهایی از قبیل تکمیل جزوات و تحقیق در موضوعات مورد نیاز درسی می‏توان پرداخت.

    برنامه علمی

    برنامه پیشنهادی زیر برای طلبه‏ای درنظر گرفته شده که دارای استعداد تحصیلی متوسط به ‏بالا و قدرت جذب مباحث علمی است و در طی مدارج علمی دچار مشکل نمی‏شود. پشتکار، حوصله و همت کار مطالعاتی را دارا است. یعنی حاضر است روزانه حدود هشت ساعت در ساحت دانش‌‌آموزی و پژوهش سرمایه‌گذاری کند و از تنوع‏جویی و سرکشی به فضاهای اشتغال‏زا و مسئولیت‏های اجرایی پرهیز نماید. هدف تحصیل خود را نیز صاحبنظرشدن دریکی از دانش‌های حوزوی قرار داده‏است.

    در این برنامه، نگاه ما به مراحل آموزشی حوزه نگاهی توصیفی است نه دستوری. یعنی فرض را بر این گرفته‏ایم که طلبه این متون را به هر صورت تحصیل خواهد کرد. داوری نهایی پیرامون متون درسی و مراحل آموزشی حوزه بر عهدة این دفتر نیست. بر این فرض، باقی‏ماندة نیازهای علمی طلبه که در فعالیت رسمی به آن پرداخته نمی‏شود، در این برنامه پیش بینی شده است.

    چنین طلبه‏ای 4 دورة 5 سالة علمی پیش رو دارد. در دورة اول و دوم (10 سال) زمینة فعالیت علمی او تماماً رنگ «آموزشی» دارد. 5 سال سوم، ترکیب «آموزش و تحقیق» با محوریت «آموزش» و 5 سال چهارم ترکیب «آموزش و تحقیق» با محوریت «تحقیق» فعالیت علمی او را پوشش می‏دهد.

    5 سال اول                  آموزش مقدماتی

    5 سال دوم                  آموزش عمومی

    5 سال سوم                 آموزش تخصصی (و پژوهش)

    5 سال چهارم              پژوهش (و آموزش تکمیلی)

    آموزش در 5 سال اول آموزش مقدماتی و در 5 سال دوم آموزش عمومی و در 5‌سال سوم تخصصی است.

    انس با قرآن و حدیث در 5 سال اول جنبه مقدماتی دارد. یعنی در حد معناشناسی، آشنایی با مفاهیم، ترجمة ظاهری، تجزیه و ترکیب آیات و نیز آشنایی اجمالی با جغرافیا و زبان احادیث می‏باشد. مراجعه به شروح و تفاسیر، تنها به این هدف انجام می‏پذیرد. در 5 سال دوم جنبة عمومی پیدا می‏کند. یعنی مطالعة عمومی تفسیر و علوم قرآن و آشنایی با مبادی علم حدیث، رجال، درایه، تاریخ حدیث و.. . و در 5 سال سوم به فضای مباحث ویژه و مطالعة کتب تخصصی در این حوزه‏ها راه می‏یابد.

    دانش‌های حوزوی: در دورة 5 ساله اول ادبیات، منطق، فقه و اصول تا پایان کتاب «لمعه» و در 5 سالة دوم فقه و اصول فقه تا پایان «کفایه» و فلسفه تا پایان «نهایه الحکمه» به‏خوبی تحصیل می‏شود و در 5 سال سوم حضور فعال و پرمایه در درس خارج و تکمیل فقه و اصول، محور اصلی کار قرار می‏گیرد که به کسب توان تخصصی (اجتهاد) در این رشته می‏انجامد.

    در مسئله برنامه‏ریزی دو هدف کلی را باید دنبال کرد. اول آگاهی از قواعد برنامه‏ریزی و کسب بینش کلی نسبت به برنامه، که از مقولة معرفت و یک فرایند ذهنی است. دوم التزام عملی به برنامه و اجرای کامل آن که از مقولة اراده و یک فرایند روحی است. تمام آن‏چه در بحث‏های گذشته بیان شد، تنها هدف اول را تأمین می‏کند و «شرط لازم» اقدام عملی است نه «شرط کافی» آن. از این پس همت و پشتکار و مجاهدت هر کس در به ‏کار گرفتن این آگاهی‏ها نویدبخش آیندة روشنی برای او خواهد بود.

    سخن، گرچه پایان پذیرفت اما عمل، تازه باید آغاز گردد. زیرا آگاهی مقدمة عمل است. ثَمَرَةُ العِلمِ العَمَلُ بِهِ.[7]

     


    [1]. 20 سال تحصیل پرثمر برای طلاب مستعد و باانگیزه مطلوب است و در توان همه‏كس نیست. منطق این تقسیم‏بندی در مباحث آینده خواهد آمد.

    [2]. پس از گذر از دورة طلبگی و انتقال به دورة ثمربخشی، هویت جدیدی برای طلبه تعریف می‏شود كه با توجه به آن، برنامة كاری دیگری برای او تنظیم خواهد شد.

    [3]. پس از اتمام دورة تحصیل، این نسبت‏ها عكس می‏شود. یعنی فعالیت تحصیلی یک پنجم و ثمردهی، چهار پنجم خواهد شد. به بیان دیگر دانش‌آموزی و مهارت افزایی تا پایان عمر تعطیل نباید بشود. اما این وظیفه برای طلبه تمام هویت اوست و برای روحانی در دورة‌ ثمردهی تنها در حاشیه کارهای او قرار می‌گیرد.

    .[4] در این برنامه هرگاه سخن از «مطالعات مورد نیاز» شده، این موضوعات در نظر بوده است. تفسیر قرآن كریم، روایات اهل بیت، تاریخ اسلام و سیره ائمه اطهار، تاریخ معاصر، تاریخ جهان، آثار شهید مطهری، پیرامون حوزه و روحانیت، زندگی‏نامه بزرگان و مواردی از این دست.

    [5]. الكتب بساتین العلماء (غررالحكم 991).

    [6]. برای برنامه ایام تابستان پس از این سخنی به تفصیل خواهیم داشت.

    [7]. غررالحكم: 4624.

    • تعداد رکورد ها : 97
    017