راه و رسم طلبگي
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  • عنوان :  
  • راه و رسم طلبگی  
  • نویسنده :  
  • محمد عالم‌زاده نوری  
  •  فهرست کتاب
  • تحصیل حوزوی

    تحصیل طلبه، عبارت است از گام‏برداشتن به سمت شناخت عمیق دین. یعنی به‏دست آوردن علوم و مهارت‌هایی که یا مستقیم عنوان «دین‏شناسی» دارد و یا مقدمة آن محسوب می‏شود. عمدة توان و وقت طلبه باید صرف آموختن معارف دینی و به دست‏آوردن مقدمات آن گردد و هر فعالیت دیگری به‏شرطی در زمرة فعالیت‏های صنفی طلبگی قرار می‏گیرد که در همین راستا باشد. مثلاً تحصیل در رشته‏های دانشگاهی مثل پزشکی و مهندسی مستقیم در راستای هدف طلبه قرار نمی‏گیرد. طلبه‏ای که ضمن تحصیل علوم دینی به تحصیل در رشته‏های علوم تجربی در دانشگاه می‏پردازد، نه طلبة خوبی خواهد بود و نه پزشک یا مهندس معتبری! واین افتخار بزرگی نیست. این چنین برنامه‏ای نشان دهندة نوعی دوگانگی شخصیت و به‏نتیجه‏ نرسیدن در انتخاب شاهراه حرکت زندگی است.

    تحصیل در رشته‏های علوم انسانی هم اگر به هدف فراگیری و استفادة مستقیم از آموزه‏های این علوم باشد، فعالیتی حوزوی نیست. کسی که می‏خواهد در رشته روان‌شناسی یا اقتصاد، آراء مکاتب مختلف غربی را فراگیرد و به عنوان یک روان‌شناس یا اقتصاددان مصطلح، استخدام شود، بهتر است به دانشگاه برود و در این رشته‏ها تحصیل کند. فراگیری این دسته از دانش‌ها تنها در صورتی فعالیتی حوزوی است که به هدف فهم، تبلیغ، اجرا یا دفاع از دین باشد. مثلاً پاره‏ای از مباحث این علوم، «موضوعِ» تحقیق در منابع دینی را آماده می‏سازد و با ایجاد پرسش، به روند فهم زوایای نهفتة دین کمک می‏کند و پاره‏ای دیگر در ابلاغ یا تحقق آموزه‏های آسمانی قابل استخدام است. طبیعی است با در نظر گرفتن این هدف، کیفیت تحصیل طلبه در این رشته‏ها با تحصیل دانشجو در همین رشته‏ها، بسیار متفاوت خواهد بود.

    آشنایی با دانش‌ها، فنون و مهارت‏های مختلف، گرچه مفید و در مواردی ضروری است، اما باید به خوبی روشن باشد که این فعالیت‏ها تنها هنگامی «کارِ طلبگی» محسوب می‏شود که هم‏جهت با اهداف حوزوی باشد. اگر این مسئله به‏خوبی روشن باشد، در توزیع عادلانة توان و زمان، سهم اصلی به کار طلبگی، و تراشه‏ها به امور پراکندة دیگر اختصاص می‏یابد.

    طلبه نسبتی با دین خدا دارد. لباس امام عصر در بر و تاج پیامبر به‏سر می‏گذارد. و باید «پیام خدا» را به جامعه ابلاغ کند نه «نظر خود» را. به این منظور لازم است آگاهی شایسته‏ای از محتوای دین خدا کسب کند و با منابع دین، شیوة استفاده از آن‏ها و قواعد فهم روش‏مند دین به‏خوبی آشنا باشد تا در ارائة نظر دین امانت‏داری کند. این توانایی‏ها در دورة تحصیل، کسب می‏شود و محور اصلی کار طلبه را تشکیل می‏دهد.

    ضرورت تحصیل

    آیا تحصیل حوزوی در شرایط کنونی لازم است؟ آیا مناسب‏تر نیست در بحران فرهنگی موجود نیروهای جوان حوزه به‏جای پرداختن به علوم کش‏دار حوزوی به فعالیت‏های فرهنگی، اجتماعی روی آورند؟ چرا مراجع تقلید تحصیل دانش دین را واجب شرعی می‏شمارند؟

    پاسخ این سؤال را در عناوین زیر جستجو می‏کنیم:

    1 ـ ارزش تفقه

    روایات فراوان از پیشوایان بزرگ اسلام بر ارزش ذاتی تفقه و آشنایی عمیق با دین خدا تأکید می‌ورزد. از امام صادق نقل شده که فرمودند:

    لَیتَ السِّیاطَ عَلَی رُءُوسِ أَصْحَابِی حَتَّی یتَفَقَّهُوا[1]

    کاش تازیانه بر سر یاران من می‌بود تا آنان با دین خدا آشنا می‌شدند.

    این حدیث بیانگر اهمیت معرفت دین است و عبارت تازیانه در این روایت کنایه از جایگاه والای آشنایی با دین خدا است. در ضمن نوعی گلایة امام از یاران خود را نیز نسبت به کوتاهی آنان در این امر مهم بیان می‌دارد.

    تَفَقَّهوا فِی دینِ اللهِ وَ لاتَکونوا اَعراباً فَانَّهُ مَن لَم‌یَتَفَقّه فی دینِ اللهِ لَم‌یَنظُرِ اللهُ الیهِ یَومَ القِیامةِ وَ لَم‌یُزَکِّ لَهُ عَمَلاً[2].

    دین خدا را درست بفهمید و جاهل مباشید، زیرا کسی که در دین خدا فقیه نگردد خدا در روز قیامت به او نظر نمی‌کند و عمل او را پاک نمی‌گرداند (و نمی‌پذیرد).

    امام باقر نیز فرموده‌اند:

    الْکمَالُ کلُّ الْکمَالِ التَّفَقُّهُ فِی الدِّینِ وَ الصَّبْرُ عَلَی النَّائِبَةِ وَ تَقْدِیرُ الْمَعِیشَةِ[3]

    کمال مطلوب انسان در سه چیز است: آشنایی عمیق با دین، صبر بر مشکلات و حسابگری در زندگی.

    سلیمان بن خالد می‌گوید از امام صادق در بارة «حکمت» در آیة شریفة «وَ مَنْ یؤْتَ الْحِکمَةَ فَقَدْ أُوتِی خَیراً کثِیراً» سؤال کردم حضرت فرمودند:

    إِنَّ الْحِکمَةَ الْمَعْرِفَةُ وَ التَّفَقُّهُ فِی الدِّینِ فَمَنْ فَقُهَ مِنْکمْ فَهُوَ حَکیمٌ وَ مَا أَحَدٌ یمُوتُ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَحَبَّ إِلَی إِبْلِیسَ مِنْ فَقِیهٍ[4]

    حکمت ـ که در قرآن کریم از آن به خیر کثیر یاد شده ـ همان معرفت و تفقه در دین است. پس هرکس از شما که با دین خدا آشنا باشد او حکیم ـ و برخوردار از آن خیر فراوان ـ است و مرگ هیچ مؤمنی برای ابلیس از مرگ فقیه دوست داشتنی‌تر نیست.

    امام جواد نیز فرمودند:

    التَّفَقُّهُ ثَمَنٌ لِکلِّ غَالٍ وَ سُلَّمٌ إِلَی کلِّ عَالٍ[5]

    دین‌شناسی بهای هر چیز گران‌بها و نردبان همة بلندی‌ها است.

    از امام امیرالمؤمنین نیز روایت شده که فرمودند: خوشا به حال کسی که با اهل تفقه همنشین باشد.[6]

    با توجه به ارزش بالای تفقه و معرفت دین باید برای آن زحمت کشید و آن را ـ هرچند در زمان طولانی ـ به دست آورد.

     2 ـ سربازان نبرد فرهنگی

    در زمان دفاع مقدس ـ هنگامی که شعله‏های تجاوز استکبار جهانی به کشور ما روزبه‏روز زبانه می‏کشید و امام بسیجیان، شرکت در جبهه را واجب و جنگ را در رأس همه امور می‏دانستند ـ هزاران نفر از جوانان مخلص بسیحی در پادگان‏ها به آموزش نظامی اشتغال داشتند. گرچه جبهه‏های نبرد، تشنة حضور این جوانان بود اما در یک محاسبة عقلانی، معطل نگهداشتن این جوانان در پادگان و طی دوره‏های آموزشی فشرده، از حضور ابتدایی آن‏ها در جبهه، بهتر تشخیص داده ‏شده بود. زیرا گذران این دورة آموزشی، کارآیی نیروها را بالا می‏بَرد و یک سرباز ضعیف را که دانش و توان دفاع از خود را ندارد، تبدیل به نیروی توانمندی می‏کند که بسیار مؤثر و مفید است.

    امروز نیز گرچه صحنة نبرد فرهنگی نیرو می‏طلبد اما بیش از آن که به سیاهی لشکر و سربازان ناتوان محتاج باشد به نیروهای مقتدری نیاز دارد که در مدیریت این نبرد سنگین فعالانه حضور یابند و عملیات بزرگ فرهنگی را بر مدار معارف اسلامی تدبیر و اداره نمایند. از این ‏رو نیاز گستردة جامعه به حضور فرهنگی طلبه در شرایط کنونی، بهانة موجهی برای کنارگذاشتن تحصیل دانش دین نیست.

     3 ـ نهال‏فروشی حوزه

    یکی از آسیب‏های مهم و درعین‏حال ناپیدایی که حوزه را تهدید می‏کند آفتی است که حضرت آیه اللّه جوادی آملی از آن به نهال‏چینی تعبیر فرموده‏اند.

    طلبه پس از چند سال تحصیل حوزوی، توانایی‏های چندی به‏دست می‏آورد و آمادگی اولیه برای رفع نیازهای جامعه پیدا می‏کند. در این شرایط دست تقاضای مردم شهرها و روستاها، ارگان‏ها، نهادها، مدارس، دانشگاه‌ها و مراکز فرهنگی یا تحقیقاتی جهت امامت جماعت، تبلیغ، تدریس، پژوهش، تشکیل کانون‏های فرهنگی، ارائه مقاله یا طرح‏های مذهبی، ارتباط با جوانان، ادارة مراکز دینی، تدوین جزوه، تألیف کتاب و.. . به ‏سوی طلبه دراز می‏شود و از او دعوت به همکاری می‏گردد. طلبه با مشاهدة نیاز فراوان جامعه و توان خود احساس ضرورت می‏کند و جذب این فعالیت‏ها می‏شود.

    طلبه‏ای که تنها چند سال در حوزه تحصیل کرده، در این موقعیت به‏ منزله نهالی است که تازه به ‏ثمر نشسته و چند میوه نورس، زیبا، خوشرنگ و جذاب را به رهگذران می‏نمایاند. اگر این نهال از رشد و تکامل بازداشته شود تا پایان، همین میوه‏ها را خواهد داد.

    طلبه نیز اگر در این موقعیت از خدمت ارزنده و میوه زیبایی که ارائه کرده است احساس رضایت کند و از زمینه رشد و تحصیل خود جدا شود تا پایان، میوه‏هایی کوچک و اندک از همین دست خواهد داشت. و در مقابلِ بادهای ناملایم مقاومتش درهم خواهد شکست. ولی اگر ارتباط این نهال با زمینة علمی و معنوی خود محفوظ بماند و مرتب از آن زمینه تغذیه گردد به رشد و پویش خود ادامه می‏دهد و به درخت بالغ تناوری تبدیل می‏شود که علاوه بر میوه‏های آبدار فراوان ـ بسیار بیشتر از آنچه ابتدا عرضه می‏کرد ـ سایة پهناوری بر جامعه می‏افکند و تکیه‏گاه علمی و معنوی جمعی گسترده می‏شود. ریشه و تنه و ساقه‏ای مستحکم به‏دست می‏آورد که در طوفان فتنه‏ها قامت استوار خود خم نکند و آفات شبهات، آسیبش نرساند و با شکستن چند شاخه ضعیف از پای‏ نیفتد.

    حوزه علمیه در شرایط کنونی نهال‏چینی و نهال‏فروشی میکند. یعنی نیروهای خود را در موقعیتی که تازه به بار نشسته، یکباره جدا و عرضه می‏کند. درحالی‏که با در نظر گرفتن نیاز آینده جوامع بشری و توانمندی بالقوة طلبه باید به‏گونه‏ای دیگر برنامه‏ریزی کرد. زیرا رسالت سنگین حوزه، بر دوش نیروهای ضعیف قرار نمی‏گیرد. توان نیروهای حوزوی باید متناسب با آن وظایف عظیم فعال شود.

     4 ـ ثمرات متفاوت

    انواع خدمات دینی و حوزوی، توسط عالمان دین و مراکز پژوهشی و فرهنگی در سطح جامعه ارائه و منتشر می‏شود. این‏گونه فعالیت‏ها همه در یک سطح قرار ندارند. این فعالیت‏ها فراورده و ثمره دوره تحصیل حوزوی است و بسته به نوع کار و توان متولیان آن متفاوت است. شبیه اختلاف گردو و خربزه یا خرما وخیار چنبر.

    بوته خربزه در کمتر از نیم سال به سرعت رشد می‏کند و زمین فراوانی را اشغال می‏نماید. با کمی رسیدگی شکوفه‏ها به میوه تبدیل می‏شود و در اندک زمانی میوه‏های طلایی رنگ، خوش عطر و بو، بسیار شیرین و آبدار، در ابعادی بسیار درشت و چشمگیر رهگذران را می‏فریبد. اما پس از یک سال از بیخ و بن در می‌آید و دیگر اثری از آن بر جای نمی‌ماند. در مقابل، دانة گردو از آن روز که درون خاک قرار می‌گیرد تا آن هنگام که به نهال بالغی تبدیل شود به سال‌ها رسیدگی و تیمار احتیاج دارد. پس از سال‌ها تلاش و انتظار میوه‏ای بر شاخسار این نهال می‏آویزد به ظاهر بسیار کوچک، دارای رنگ سبز تیره، بدون جلوه و رونمایی، درون پوسته‏ای سخت، حاوی دانه‏ای بی‏مقدار و دیریاب، اما به‏غایت مقوی، مؤثر، مفید و پرانرژی.. . و سالیان سال این درخت، پربار و سایه سار گسترده‌اش برقرار.

    پاره‏ای از فعالیت‏های فرهنگی که با تلاش کم، آن هم در مدتی کوتاه به‏ بار می‏نشیند و میوه‏های بزرگ و چشمگیر و شیرین عرضه می‏کند خربزه‏ای بیش نیست و دوام و استمراری ندارد. اما پاره‏ای دیگر به پشتوانة کوششی پی‏گیر و در زمانی دراز به ‏بار می‏نشیند و محصول آن، گاه، به چشم هم نمی‏آید. اما بی‏نهایت سودمند و عمیق و پرمحتوا و مؤثر است. نادرند کسانی که با حوصله و استقامت فراوان و بیش از آن، با فکر و تدبیر و تشخیصِ به‏موقع، متولی این دسته از فعالیت‏ها گردند. حوزة امروز ما نیازمند مردانی است با پشتوانة علمی و فکری مستحکم، زمان آگاه و بصیر، خلاق و پر تلاش و پارسا که مسئولیت‏های سنگین حوزه را بر دوش گیرند و جریان فکری جامعه را هدایت دینی نمایند. تربیت این مردان کارآمد برای فردای حوزه در پرتو تحصیل انبانی از توانمندی‏های علمی، فکری، روحی و مهارت‏های جمعی ممکن است. تربیت امروز ما، برای خدمت فرداست و ما، نه موجودی امروز که نیروی فرداییم.[7]

    5 ـ یاوران امام عصر

    همة ما آرزو داریم از یاوران خاص امام زمان و در زمرة سربازان ویژه آن حضرت باشیم، ولی نباید انتظار داشته‏ باشیم بدون هیچ تلاش و زحمتی یکباره چنان تغییر کنیم که توان لازم برای این افتخار مهم را بیابیم! باید شرایط سربازی آن حضرت را تحصیل نماییم و با بالا بردن کمالات و توانمندی‏ها، قابلیت بیشتری به دست آوریم. و همین است مفهوم عمیق «انتظار فرج».

    امام عصر پس از ظهور با تصرفات تکوینی و از راه‏های خارق‏العاده جهان را اداره نمی‏کنند. بنا، بر این نیست که حضرتش نظام موجود در عالم طبیعت را یکباره برهم زند و با معجزه و کرامت، دولت عدالت را تشکیل دهد. آن حضرت شبیه روش پیامبر و امیرالمؤمنین با استفاده از امکانات عادی، نهضت خود را آغاز می‏کنند و با استفاده از نیروهای موجود ـ یعنی کسانی مانند من و شما ـ به اصلاح امر دنیا و اقامه قسط و داد می‏پردازند. این که گفته می‏شود طولانی شدن غیبت امام به جهت کامل نبودن شمار یاوران آن حضرت است به این معنی است که حضرت با نیروهای موجود، توان برپایی آن نهضت عظیم را ندارند.

    تا هنگامی که کادر نهضت مهدوی (همان 313 نفر) آماده نباشند این نهضت پیش نخواهد رفت. برای تربیت و آمادگی آن بازوان اصلی، تلاش اختیاری آن‏ها لازم است. بنابراین هریک از ما، با تلاش ارادی خود می‏توانیم در شمار همان یاوران خاص قرارگیریم به شرط آن‏که توانمندی‏های جسمی، علمی، معنوی و اجتماعی خود را در حد نصاب بالا بیاوریم. در زیارت جامعه کبیره خطاب به امامان معصوم می‏گوییم:

    وَ جَعَلَنی مِمَّن یقتَصُّ آثارَکم، وَ یسلُک سَبیلَکم، وَ یهتَدی بِهُداکم، وَ یحشَرُ فی زُمرَتِکم، وَ یکرُّ فی رَجعَتِکم، وَ یمَلَّک فی دَولَتِکم، وَ یشَرَّفُ فی عافِیتِکم، وَ یمَکنُ فی أَیامِکم، وَ تَقِرُّ عَینُهُ غَداً بِرُؤیتِکم، بِأَبی أَنتُم، وَ أُمّی وَ نَفسی وَ أَهلی وَ مالی.

    خدا مرا از کسانی قرار دهد که اثر شما را دنبال می‏کند، و به راه شما می‏رود، به هدایت شما درآمده و در میان شما محشور می‏شود، و در رجعت و بازگشت شما دوباره برمی‏گردد، در دولت شما کارگزار و در زمان عافیت شما صاحب شرافت و در روزگار شما صاحب مکانت است، و فردا دیدگانش به دیدار شما روشن می‏شود. پدرم، مادرم، جانم، خانواده‏ام و داراییم به فدای شما باد.. . .

    این فراز از زیارت، درس همت می‏آموزد. آنچه ما از درگاه خدا می‏طلبیم تنها امان از ناخرسندی امامان معصوم نیست، دیدار سیمای دلربایشان نیز به تنهایی ما را کافی نیست، به خشنودی آن‏ها هم بسنده نمی‏کنیم. همت ما آن است که از یاوران و شیعیان خاص آنان و کارگزار مؤثر دولتشان باشیم. آرزو داریم چشم امید امام عصر به ما دوخته شود و امور اساسی آن دولت جهانی به دست ما انجام پذیرد. شبیه مناسبتی که میان مالک‏اشتر و امیرمؤمنان و یا در مقیاس بسیار کوچک‏تر میان بهشتی و خمینی برقرار بود. امام راحل از ملت ایران یکپارچه خشنود بود وبه خود می‏بالید. اما شهادت بهشتی برای او همسنگ فقدان یک امت، غمبار و جانفرسا بود. رضایت امام از بهشتی و مطهری با خشنودی او از مردم عادی بسیار تفاوت داشت.

    امام زمان هم پس از ظهور، در رتق و فتق امور اجتماع نیاز به بازوان فکری، اجرایی و مدیریتی بسیار توانمندی دارند که کارگزاران ردة اول و کادر نهضت آن امام را تشکیل می‏دهند و ظهور آن حضرت به حضور آنان وابسته است. در این فراز از زیارت جامعه از خدای بزرگ درخواست می‏کنیم که ما نیز در شمار آن بزرگان و کارگزاران باشیم و در چشم و قلب حضرتش مکانتی والا و شرافتی عظیم داشته باشیم.[8]

    هر یک از استعدادهای متوسطی که امروز در حوزه تحصیل می‏کند یعنی هریک از ما طلبه‏ها، در آینده‏ای نه‏چندان دور می‏تواند عالمی اسلام‏شناس، ربانی و زمان‏آگاه باشد. میان امروز، و آن فردا فاصله‏ای است که با پای همت و مجاهدت طی می‏شود. همه ما می‏توانیم «مطهری» عصر آینده باشیم به‏شرطی که اخلاص و پشتکار و تلاش لازم را از خود نشان دهیم. بدون تعارف، رسیدن به آن هدف، دور از دسترس نیست گرچه با تن‏آسایی و سستی هم میسر نمی‏گردد.

    «شهید مطهری» مانند بسیاری از بزرگان حوزه و غیرحوزه نابغه نبود. مانند همه ما نعمت استعداد متوسط و توان ذهنی متعارفی داشت. موفقیت او در پرتو عنایت الهی و تلاش و همت فراوان خود اوست. ما نیز اگر از فرصت‏ها و نعمت‏های خدادادی (توان جسمی، فکری، روحی و جمعی خود) خوب بهره بگیریم با همان عنایات الهی «مطهری» فردا هستیم.

    غالباً در توصیف شخصیت‏های بزرگ به نقاط ضعف و محدودیت‏های آن‏ها نمی‏پردازند. از این جهت گاهی تصور می‏شود آن‏ها موجودات ویژه‏ای بوده‏اند که با لطف خاص الهی در چنان موقعیتی قرار گرفته‏اند. لطف خاص خدا هم منحصر به آن‏ها است! درحالی‏که آن‏ها هم انسان‌هایی عادی، از سویی واجد مزیت‏ها و از سوی دیگر دچار محدودیت‏ها و کاستی‏ها بوده‏اند که به‏مرور و با تلاش و پشتکار، به از بین‏ بردن این و تقویت آن موفق شده‏اند. عنایات و الطاف خاص خداوندی هم شامل همة ما می‏شود اگر در پیمودن مسیر بندگیش ثابت‏قدم باشیم.

     


    [1]. بحارالانوار ج1،‌ ص 213.

    [2]. بحارالانوار ج1، ص214.

    [3]. الکافی ج1، ص 32.

    .[4] بحارالانوار ج1، ص 215.

    .[5] بحارالانوار ج1، ‌ص 218.

    .[6] اَيُّهَا النَّاسُ طُوبَى لِمَنْ شَغَلَهُ عَيْبُهُ عَنْ عُيُوبِ النَّاسِ وَ تَوَاضَعَ مِنْ غَيْرِ مَنْقَصَهٍ وَ جَالَسَ أَهْلَ التَّفَقُّهِ وَ الرَّحْمَه وَ جَالَسَ أَهْلَ الذِّكْرِ وَ الْمَسْكَنَهِ وَ أَنْفَقَ مَالًا جَمَعَهُ فِي غَيْرِ مَعْصِيَه (بحارالانوار ج66،‌ ص380)

    [7]. این فراز موجب دل‌سردی و ناامیدی نمی‏شود. زیرا گردو و خربزه هر دو لازم است و نباید تصور كرد كه طلبه یا باید مطهری شود یا از حوزه بیرون رود!

    [8]. پس از این درخواست البته نیل به زیارت جمال آن دلربا را مسألت می‏نماییم. (وَ تَقِرَّ عَینُهُ غَداً بِرُؤیتِكُم) وتوجه داریم كه رسیدن به این درجات، مشروط به دست‏شستن از مال و جان و پدر و مادر و خانواده و گسست همه دلبستگی‏هاست. (بِأَبی أَنتُم وَ أُمّی وَ...)

    • تعداد رکورد ها : 97
    017