راه و رسم طلبگي
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  • عنوان :  
  • راه و رسم طلبگی  
  • نویسنده :  
  • محمد عالم‌زاده نوری  
  •  فهرست کتاب
  • طلبه کارآمد

    این پرسش، اینک به صورتی طبیعی پیش روی ماست که طلبه برای انجام مسئولیت صنفی خود چه توانایی‏هایی باید کسب کند و در چه موضوعاتی باید کارآمد باشد؟ حوزة تأثیر طلبه چگونه گسترش می‏یابد و طلبگی طلبه چگونه پر ثمرتر می‏شود؟ بی‌شک به دست آوردن مهارت‌هایی که مربوط به تعریف طلبه و هویت صنفی اوست، برای طلبه لازم است اما سایر توانایی‌ها و مهارت‌ها برای طلبه تنها یک فضیلت به شمار می‌رود و ضروری نیست.

    1. کارآمدی در فهم دین و تشخیص بدعت از سنت

    یکی از مهم‌ترین مهارت‏هایی که یک طلبه باید به دست آورد، هنر فهم آموزه‏های دینی است. «تفقه» مقوّم هویت روحانی و از ذاتیات شخصیت صنفی اوست و اگر حد نصاب دین‏شناسی و آگاهی از معارف اسلام در کسی نباشد، اطلاق «روحانی» بر او مَجاز یا دروغ است!

    این ویژگی، هم چهره اثباتی و هم چهره سلبی دارد؛ یعنی طلبه هم باید با آموزه‏های اصیل دین آشنا باشد و هم آموزه‏های تقلبی مشابه را بشناسد و هنر تشخیص بدعت‏ها و تحریف‏ها را داشته باشد و عقربه‏های حساسیت علمی او، نسبت به کجی‏ها، انحرافات، تأویل‏ها و استنادات ناروا واکنش نشان دهد.

    سرمایه‏های حوزه علمیه باید برای انتقال این مهارت به طلبه اختصاص یابد و طلبه نیز موظف است همه نعمات الهی از زمان، توان، انرژی، عمر، نشاط و استعدادی که در اختیار دارد، را صرف همین هدف کند تا تجهیزات لازم برای پاسداری از پیکره دین و جلوگیری از ورود هرگونه آسیب اجتماعی به آن را داشته باشد.

    بدین ترتیب، هر چه طلبه در تشخیص انحرافات دقیق‏تر باشد و قدرت حدس لوازم و فروعات مخفی گزاره‏ها را پیش از بروز آسیب، بیشتر داشته باشد، کارآمدتر و ارزنده‏تر است. امام صادق از قول پیامبر اسلام فرمودند:

    یحمِلُ هذَا الدّینَ فی کلِّ قَرنٍ عُدولٌ ینفونَ عَنهُ تَأویلَ المُبطِلین وَ تَحریفَ الغالینَ وَ انتِحالَ الجاهِلینَ[1]؛

    رادمردانی، در هر عصر بار دین را به دوش می‏کشند و تأویل اهل باطل و تحریف اهل غلو و استناد ناروای اهل جهالت را از دین نفی می‏کنند.

    فَضلُ العالِمِ عَلَی العابِدِ بِسَبعینَ دَرَجَةً بَینَ کلّ دَرَجَتَینِ حُضرُ الفَرَسِ سَبعینَ عاماً وَ ذلک أنَّ الشَّیطانَ یضَعُ البِدعَةَ لِلنّاسِ فَیبصِرُها العالمُ فینهی عَنها وَ العابِدُ مُقبلٌ عَلی عِبادَتِهِ لایتَوَجَّهُ لَها وَ لایعرِفُها[2]؛

    فضیلت عالم نسبت به عابد، هفتاد درجه است که میان هر دو درجه، معادل هفتاد سال مسیر یک اسب تیز رو فاصله است و این بدان جهت است که شیطان میان مردم بدعت می‏گزارد که عالم آن را می‏شناسد و از آن نهی می‏کند، در حالی که عابد به عبادت خویش مشغول است و به آن بدعت توجهی ندارد (و اگر توجهی کند) آن را نمی‏شناسد.

    2. کارآمدی در انتقال معارف و ابلاغ دین

    پس از «تفقه»، هنر «پیام رسانی» و قدرت «انتقال آموزه‏ها»، مهم‌ترین مهارت لازم برای طلبه است. روحانی باید بتواند دانش خود را به جریان اندازد و از آنجا که در خطوط انتقال وحی قرار می‏گیرد، تجهیزات لازم برای توزیعِ با سلیقة تعالیم دینی را بدون هرگونه افتادگی و ضایعه، در میان توده‏ها داشته باشد. هر عنصری که به این هدف کمک کند، در راستای اهداف طلبگی است و طلبه را کارآمدتر و مؤثرتر می‏گرداند.

    مهم‌ترین این مهارت‏ها قدرت نوشتن و هنر سخن‏وری است، زیرا بیشترین حجم اطلاعات از طریق گفتار و نوشتار منتقل می‏شود.

    امروزه ارزش صنایع بسته‏بندی در توزیع فراورده‏های صنعتی و جلب اقبال مشتریان، برای همه آشکار است؛ چه بسیار اجناس مرغوبی که به خاطر بسته‏بندی نامناسب، بر روی دست تولید کننده باقی می‏ماند و چه بسیار اجناس نامرغوبی که به جهت استفاده از بسته‏بندی جذاب و زیبا، به سرعت به دست مصرف کنندگان بداقبال رسیده است.

    مهارت‏هایی که موجب جلب توجه مخاطب، تحریک عواطف و تأثیرگذاری بیشتر پیام می‏شود؛ از صنایع ادبی و آرایه‏های لفظی و معنوی، آهنگ جذاب، نوسان صدا، شور و حرارت بیان، مثال‏ها و تمثیل‏های گویا و گیرا و سلیقه در انتخاب بهترین قالب برای عرضة فراورده‏های فرهنگی، هم‌سنگ آشنایی با صنایع بسته‏بندی است و عرضة کالای دین به مخاطب را موفق‏تر می‏سازد.

    اگر بخواهیم میان این مهارت‏ها و مهارت اول (شناخت عمیق دین)، مقایسه کنیم، باید به صراحت بگوییم که دستة دوم از نظر ارزش، در رتبة دوم و درجة نازل‏تری قرار دارد، زیرا دین‏شناسی، محتوا و درون‏مایة پیام را تشکیل می‏دهد و مهارت‏های تبلیغی، قالب و شکل آن را؛ یعنی اگر امر تبلیغ میان «محتوای اصیل در قالب ضعیف» و «محتوای ضعیف در قالب جذاب» دائر باشد، بدون تردید گزینة اول مقدم است.

    جنس مرغوب حتی اگر بسته‏بندی مناسب نداشته باشد، آرام آرام حقیقت خود را آشکار و اعتماد مخاطب را جلب می‏کند. به همین دلیل، بیشتر توجه طلاب علوم دینی باید به اصالت، استناد و استحکام محتوای پیام باشد و بهترین توان و استعداد خود را برای آن به کار گیرند، اما برای کارآمدی و تأثیرگذاری بیشتر، هرگز نباید از این ویژگی‏های درجه دوم غفلت کرد؛ چنان که اعجاز بلاغی قرآن کریم، عامل انتشار اعجاب آور پیام آسمانی اسلام و نفوذ سریع آن در اعماق جان مخاطبان بود. از این رو، آنچه در دانش بلاغت و نیز صنعت خطابه در دانش منطق آموخته می‏شود باید با تلاش و تمرین مستمر به ملکه و مهارت تبدیل گردد.

    ذکر این نکته لازم است که تکنیک‏های امروزی بلاغت، بسیار بیش از آن است که در کتب گذشتگان گرد آمده است؛ بلاغت به معنای «رسایی پیام» است و امروزه در تشبیه، استعاره، مجاز و کنایه محدود نیست. طرح‏ها، نمودارها، جداول، تقسیم بندی‏های درختی، خلاصه بحث، برجسته کردن واژه‏ها و جملات مهم، ویرایش دقیق متن، تصویر، ابزارهای کمک آموزشی و استفاده از روش‌ها و ابزارهای جدید انتقال پیام مانند رایانه و اینترنت نیز در بلاغت کلام مؤثراند. طلبه همان گونه که رسالت فهم دین دارد و باید در آن، کارآزموده و چالاک باشد، رسالت ابلاغ سخن دین را نیز دارد و باید بتواند تمام ظرفیت‏های موجود را برای ابلاغ بهتر و کامل‏تر دعوت الهی به خدمت بگیرد.

    پیامبر اسلام فرمودند:

    إذا ظَهَرَتِ البِدَعُ فی اُمَّتی فَلیظهِرُ العالِمُ عِلمَهُ فَمَن لَم یفعَل فَعَلَیهِ لَعنَةُ اللهِ[3]؛

    هرگاه انحرافات و بدعت‏ها در میان امت من ظاهر شد، بر دانشمندان (دین) است که علم خود را آشکار کنند و هر کس چنین نکند، لعنت خدا بر او باد.

    3. کارآمدی در تربیت

    از جمله وظایف مهم در آینده صنفی طلبه، وظیفة تلاش برای تزکیه نفوس و پرورش اخلاقی و معنوی جامعه است. اگر مسئولیت صنفی روحانی را تعلیم و تربیت بدانیم، تربیت نیمی از وظایف او را پوشش می‏دهد و اگر تعلیم را هم در راستای تربیت و به عنایت رشد انسان در نظر بگیریم، وظیفة روحانی در تربیت منحصر خواهد شد و تبلیغ و تعلیم به عنوان مقدمة لازم برای رشد و تربیت انسان، مطلوب است.

    تربیت دینی، مراتب و سطوح مختلفی دارد و هر طلبه متناسب با سطح مخاطبان خود، باید آمادگی انجام این وظیفه را داشته باشد. مقصد تربیت و الگوی رشد دینی را نیک بشناسد؛ اصول و قواعد تربیت را بداند و بر مهارت‏های تربیتی مسلط باشد. البته این همه بدون تجربه عملی، سلوک و تزکیة نفس امکان‏پذیر نیست.

    4. مهارت‏های عمومی

    علاوه بر این سه مهارت اصلی، توانمندی‏های فرعی دیگری وجود دارد که به طلبگی اختصاص ندارد، ولی در زندگی عمومی او به کار می‏آید؛ توانایی‏هایی چون خوش‌نویسی، طراحی، رانندگی، انواع ورزش‏ها، توانمندهای نظامی، اطلاعات عمومی غیر مرتبط با حوزه دین و... .

    این مهارت‏ها در هویت صنفی طلبه تأثیر چندانی ندارد؛ یعنی می‏توان عالمی ربانی و کارآمد تصور کرد که از این توانایی‏ها بی‏بهره باشد. این توانمندی‏ها را به دو دسته تقسیم می‏کنیم.

    دسته اول گروهی که با صرف زمان اندک، می‏توان بر آن تسلط یافت و بهرة فراوانی از آن دریافت؛ مثل رانندگی، تایپ (حروف چینی و ماشین نویسی)، مهارت‏های عمومی امداد و کمک‏های اولیه؛ این دسته مهارت‏ها تجهیزات ارزنده‏ای هستند که با صرف زحمت و مؤونة اندک، فایده و معونت فراوانی می‏دهند و به حکم عقل، پی‏گیری و تحصیل آنها مقرون به صرفه است.

    دسته دوم مهارت‌هایی است که برای کسب آنها به زمان طولانی و توان بسیار نیاز است. علوم غیرحوزوی مانند پزشکی، مهندسی و تخصص‏های مربوط به سایر مشاغل، همچون آهنگری و نجاری و.. . از این دسته‏اند. پی‏جویی این مهارت‏ها وظیفة طلبه نیست، بلکه با ایجاد مشغولیت مزاحم، نرخ کارآمدی او را در هویت صنفی‏اش پایین می‏آورد، به همین جهت مانع انجام وظیفه محسوب می‏شود.

    فرایند تحصیل کارآمدی

    نظام آموزشی حوزه‏های علمیه، مقدمات لازم برای دین‏شناسی را در اختیار طلبه قرار می‏دهد. این مقدمات، شامل آشنایی با زبان عربی، آشنایی با پیکره علوم اسلامی و جغرافیای مباحث و نیز آشنایی با متد استنباط از منابع دین است. برخی مهارت‏های تبلیغی نیز به صورت کاملاً نظری در علم بلاغت و صناعات خمس منطق معرفی شده است، اما تمرین این مهارت‏ها و نیز مهارت‏های نوع سوم و چهارم بر عهده خود طلبه است؛ گرچه برخی مراکز و مؤسسات وابسته به حوزه، امکان تحصیل بخشی از این توانمندی‏ها را فراهم آورده‏اند.

    به هر حال لازم است هر طلبه از آغاز ورود به حوزه، در اندیشه کسب مهارت‏های مورد نیاز آینده خود باشد و در روزگار تحصیل، دست کم یک بار به تجربة عینی مسئولیت‏های صنفی خود اقدام کند و مهارت خود را نسبت به اموری که در آینده بدان نیاز دارد یا در معرض آن قرار می‏گیرد، بیازماید. این آزمایش طبعاً در مقیاس کوچک و فضای کنترل شده‏ای صورت می‏گیرد، ولی در مهارت افزایی و کارآمدی طلبه، نقشی بسیار مؤثر ایفا خواهد کرد.

    کسی که در پی کسب مهارت وزنه‌برداری است، باید به عنوان تمرین، وزنه‏هایی مشابه آن‏چه در مسابقة نهایی بلند می‏کنند، بلند کرده باشد؛ بلند کردن گونی برنج و کنده درخت، تمرین مناسبی برای ورزش وزنه‏برداری نیست؛ این عمل گرچه موجب تقویت بازوی وزنه‏بردار می‏شود، اما دقت‏های ویژه و تکنیک خاص وزنه‌برداری را به او منتقل نمی‏کند.

    به همین ترتیب، لازم است طلبه در خلال تحصیل علوم حوزوی، حداقل یک مورد تدریس، یک دهه سخنرانی، یک سفر تبلیغی، تألیف مقاله یا کتاب، پژوهش، تحقیق کتاب و مقابله با نُسخ، مدیریت فعالیت‏های فرهنگی، حضور در اردوی فرهنگی و.. . را تجربه کرده باشد و با فضای متنوع هر یک از این امور، از نزدیک انس داشته باشد.

    این تجربه شخصی موجب می‏شود که فراز و نشیب هر یک و مزایا و کاستی‏های آنها را به خوبی دریابد و داوری روشنی نسبت به ظرفیت‏های هر مقوله و نیز توانمندی‏های خود داشته باشد. این تجربه هرگز نباید به آسیب تعویق، تأخیر و تسویف گرفتار‌اید. پایان تحصیلات حوزوی که طلبه در سنین 35 تا 40 سالگی قرار دارد، آغاز خوبی برای پرداختن به این امور نیست. دغدغة مهارت افزایی و کارآمدی، باید از آغاز طلبگی در طلبه وجود داشته باشد و او را به حرکت و جوشش بیشتر وادار کند.

    در سنین بالا علاوه بر آنکه استعداد فراگیری انسان کم می‏شود، توقع اجتماع از او بالا می‏رود و نارسایی و اشتباه که لازمه طبیعی هر فراگیری است، برای او موجه شمرده نمی‏شود. غالباً کسانی که توان افزایی خود را به سنین بالا به تعویق می‏اندازند، در آن موقعیت، به سبب بروز همین مشکلات، از اقدام برای کسب مهارت دوری می‏کنند.

    در پایان ذکر این نکته لازم است که این تجربه‏های نخستین که در ابعاد کوچکی صورت می‏گیرد ـ هر چند زرین و موفق ـ هرگز نباید موجب غرور و خودبسندگی شود، زیرا به فرموده امیر مؤمنان:

    الاِعجابُ یمنَعُ الازدِیادَ[4]؛

    خود پسندی مانع پیشرفت انسان می‏شود.

    نقطه مقابل این آفت، کوچک شمردن این تجارب و دریغ از اهتمام شایسته برای آن است. این مسئله نیز موجب از دست رفتن یک فرصت ارزشمند می‏شود که همیشه تکرارپذیر نیست. طلبه باید سقف خلاقیت و توانایی‏های فردی خود را با حوصلة کامل در انجام این تجارب به کارگیرد و فراورده‏ای درخشان، ممتاز و مثال زدنی عرضه کند تا هم از فرصت حاصل آمده به خوبی بهره گرفته باشد، هم در پیشگاه امام حاضر‌ سرفراز و سربلند باشد.

     


    [1]. رجال كشی ص4، و نیز كافی ج 1 ص 32.

    [2]. روضه الواعظین ص 12.

    [3]. كافی ج 1 ص 54.

    [4]. نهج البلاغه، حکمت 167.

    • تعداد رکورد ها : 97
    017