راه و رسم طلبگي
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  • عنوان :  
  • راه و رسم طلبگی  
  • نویسنده :  
  • محمد عالم‌زاده نوری  
  •  فهرست کتاب
  • بایسته‏های طلبگی

    اکنون که با فلسفه پیدایش و رسالت روحانیت و فضای عمومی حوزه‏های علمیه آشنا شدیم، به بررسی مهم‌ترین هنجارها و بایسته‏های دنیای طلبگی می‏پردازیم.

    شکیبایی و پایداری

    مسیر طلبگی استمرار راه انبیا است و طلبه در راهی قدم نهاده که پیش از او سفیران الهی و بهترین بندگان او آن راه را طی کرده و پشت سر نهاده‏اند. راهی بس پرشکوه و پرحماسه، راهی سرشار از عظمت و افتخار، راهی سراسر افتخارآمیز و غرورآفرین، راهی هموار و در عین حال دشوار.

    پیامبران الهی در راه انجام وظیفه خود، مشکلات فراوانی تحمل کردند، ولی هیچ‏گاه تراکم این مشکلات آنان را از میدان بیرون نکرد. مشکلاتی مانند:

    1. انواع فحش‏ها و توهین‏ها: دیوانه، شاعر[1]، جادوگر[2]، کاهن[3]، احمق[4]، دروغ‏گو، متکبر، گستاخ[5]، گمراه[6]، حیله‏گر[7]، مفسد، خرابکار[8]، متکبر، برتری جو[9] و.. .

    2. گونه‏های مختلف تمسخر و بی‌اعتنایی. [10]

    3. فال بد زدن و عامل بدبختی دانستن.[11]

    4. تکذیب.[12]

    5. تهدید به تبعید و اخراج.[13]

    6. تهدید به شکنجه.[14]

    7. تهدید به سنگسار.[15]

    8. مخالفت صریح و لجبازی.[16]

    9. آزار، ریختن زباله و خاکستر، سنگ‏باران و.. .

    روحانیت که میراث‌دار رسالت انبیا است باید از ابتدا آماده همة این مشکلات باشد.

    درگیری میان پیامبران خدا و مخالفان آنان به درازای تاریخ خلقت انسان سابقه دارد، از ابتدای پیدایش بشر در دالان بلند و ممتد تاریخ، دو جبهه حق و باطل در تقابل مستمر بوده‏اند و همیشه حامیان ارزش‏ها، پاکی‏ها و فضیلت‏ها در معرض مخالفت و بدخواهی بوده‏اند.

    تقابل هابیل و قابیل، موسی و فرعون، یا ابراهیم و نمرود، یک روز در صحنة نبرد بدر و احد میان محمد و ابوسفیان و روزی در صحرای کربلا میان امام حسین و یزید رخ داد و در پهنة زمان و مکان نیز همیشه و همه جا تکرار می‏شود. کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا. انسان باید در میان این دو رشته، جایگاه خود را به صراحت معین کند «نبوت قلمرو فکری تازه‏ای به وجود می‏آورد، اندیشه و راهی تازه و هدفی تازه را مطرح می‏کند، آن کسی مؤمن است که آن اندیشه را بپذیرد، آن هدف را بجوید و آن راه را بپیماید. برای مخالف بودن مخالفت کردن لازم نیست، موافقت و همراهی نکردن کافی است. در جبهه‏بندی میان نبی و معارضانش هر که در میانه باشد هم با نبی و از او نیست و هر که «با او» نباشد «بر او» است. این حقیقت ضمن ده‌ها آیة قرآن به صورتی رسا و تردیدناپذیر اعلام شده است.»[17]

    لعن و سلام در زیارت عاشورا و نفی و اثبات در کلمه طیبه لااله‏الاالله آموزش اعلام بیزاری و نفرت از جبهه باطل و اعلام وفاداری و حمایت از جبهه حق است. ذکر تاریخ پیامبران گذشته در قرآن همین حقیقت را اعلام و گوشزد می‏نماید که هر که پیرو آیین پاکان و صالحان است و خود را مانند حسین وارث آدم و ابراهیم و نوح و موسی و عیسی و محمد و علی می‏داند، باید در راه حمایت از حقیقت‏ها و ارزش‏ها آماده تحمل انواع بلایا و پرداخت همه دارایی‏ها و سرمایه‏های خویش باشد و البته این پایداری و شکیبایی سرانجام به پیروزی نهایی جبهة متقین خواهد انجامید.

    تِلک الدارَ الآخِرةَ نَجعَلُها لِلَّذینَ لایریدونَ عُلُوّاً فی الأرضِ و لا فَساداً وَ العاقِبَةُ لِلمُتَّقینَ[18] فَاصبِر إِنَّ العاقِبَةَ لِلمُتّقینَ[19] وَ لَقَد سَبَقَت کلِمَتُنا لِعِبادِنَا المُرسَلینَ إنَّهُم لَهُمُ المَنصورونَ وَ إنَّ جُندَنا لَهُمُ الغالِبونَ[20] إنّا لَنَنصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذینَ آمَنوا فِی الحَیاةِ الدُّنیا وَ یومَ یقومُ الاشهاد[21] فَلا تَحسَبَنَّ اللهَ مُخلِفَ وَعدِهِ رُسُلَهُ إنَّ اللهَ عَزیزٌ ذو انتِقامٍ[22].

    «بر خلاف نظرهای تنگ‏مایه و سطحی، حرکت انبیا حرکتی ناموفق نبوده و باطل که راه مخالف انبیا است بر تاریخ بشری و سیر آن حکومت نداشته است و این انبیای الهی بوده‏اند که از آغاز تا کنون توفیق یافته‏اند بشر را مجموعاً در همان سیری که خود می‏خواسته‏اند هدایت کنند و از این پس نیز تا پایان جهان بر همین قرار خواهد بود.

    هر یک از این پیام‏آورانِ حق در قطعه‏ای از این نوار ممتد تاریخ، بشر را به پیش رانده و سیر او را به سوی هدف خلقت انسان که تعالی و تکامل جامعه بشری است، تسهیل و تسریع کرده‏اند و هنگامی که پس از روزگاری تلاش و مبارزة بی‏امان از این جهان به هر وضع و بر اثر هر علتی رخت بسته‏اند در آخرین نقطة مأموریت و رسالت خود، بار امانت خدایی را به رسول و مأمور پس از خود سپرده، خود چشم بر هم نهاده‏اند.. . و چنین شده است که در این دوران تاریخ، بشر از همیشة عمر خود، بر اثر هشیاری و آگاهی ـ که همان نیز آثار دعوت پیامبران است ـ به راه آنان خوشبین‏تر و به هدف آنان نزدیک‏تر است.. . بر همین منوال، این سیر طبیعی ادامه خواهد یافت تا روزی که به دست آخرین حجت الهی، آخرین گام در راه تربیت و ارشاد بشر برداشته شده و بشریت بی‌هیچ مانع و رادعی در بزرگراه تعالی و تکامل بی‌پایان خویش گام گذارد و با سرعتی بیش از همیشه به حرکت مبارک خویش ادامه دهد.. . و این فرجام واقعی نبوت و راه پیامبران است.

    نکته بسیار مهم این است که موفقیت مرحله‏ای در گرو دو عامل بسیار تعیین کننده است؛ ایمان و صبر. شکست‏های اثنای راه بر اثر فقدان این دو عامل و پیروزی‏های درخشان بر اثر به کار گرفتن آن بوده است.»[23]

    روحانیت شیعه اگر در طول تاریخ با دشمنی‏ها و بدخواهی‏ها مواجه بوده، آن را پدیده‏ای تازه نمی‏دانسته و هیچ‏گاه دل‌سرد و محزون نگردیده است. انواع تهمت‏ها، دشنام‏ها، جسارت‏ها و مخالفت‏ها در راه تحقق آن هدف بزرگ کم‏ترین درسی است که کاروان روحانیت، از قافله سالاران خود انبیا و اولیا آموخته است. آنچه بر پیامبران گذشته آمده، امروز نیز کم و بیش در اجتماع ما دیده می‏شود و هر که در مسیر آنان است، در معرض آن همه قرار دارد.

    و البته نمی‏توان انکار کرد که در کنارة این دو رشتة تاریخیِ «حق» و «باطل» همواره رشتة نامرئی دیگری وجود داشته که ادعای پاکی و حقیقتش گوش فلک را کر کرده، اما باطن ناپاک او دائماً به تقویت جبهة پستی و تضعیف جبهة راستی پرداخته است.

    تاریخ، بلعم باعورا، کعب الأحبار، کسروی، مهدی هاشمی و وعاظ السلاطین رنگارنگ، زیاد دیده است. حکم قتل امام حسین هم از نیش قلم شریح قاضی ـ در منصب روحانی ـ صادر شده است. قرآن کریم به صراحت خطر عالمان هواپرست را گوشزد می‏کند و جامعة مؤمن را از شر آن‏ها بر حذر می‏دارد؛

    یا أیهَا الَّذینَ آمَنوا إنَّ کثیراً مِنَ الأحبارِ وَ الرُّهبانِ لَیأکلونَ أموالَ النّاسِ بِالباطِلِ وَ یصُدّونَ عَن سَبیلِ اللهِ[24]

    و آنها را به شدت محکوم می‏کند؛

    مَثَلُ الَّذینَ حُمِّلُوا التَّوراةَ ثُمَّ لَم‏یحمِلوها کمَثَلِ الحِمارِ یحمِلُ أسفاراً، بِئسَ مَثَلُ القَومِ الَّذینَ کذَّبوا بِآیاتِ اللهِ، وَ اللهُ لا یهدی القَومَ الظالمینَ.[25]

    مردم ما باید آگاه باشند که «عالم ناپارسا» پدیدة جدیدی نیست و به درازای زمان سابقه دارد و این یک واقعیت تجربه شدة تاریخی است که در کنار سایر حقایق باید به جامعه انتقال یابد. اما به هر حال وجود همین طائفة ناپاک و بدسرشت موجب شده که دستاویز موجهی برای تضعیف و تخفیف سلسلة عالمان دین و وارثان انبیا پدید‌اید و فشارها و دشواری‏ها افزون شود.

    تحمل این مشکلات و شکیبایی در مقابل این ناملایمات، کمترین وظیفه‏ای است که در شرایطی چنین ـ که البته به درازای تاریخ انسان سابقه دارد ـ بر دوش عالمان راستین و پیروان جبهه حق و فضیلت است و این أمر محکم الهی به پیامبر خدا و همه پیروان او است؛

    فَاستَقم کما أُمرتَ وَ مَن تابَ مَعَک.[26]

     


    [1]. و یقولون أئنا لتاركوا آلهتنا لشاعر مجنون.(صافات 37:‌ 36)

    [2]. كذلك ما أتی الذین من قبلهم من رسول الا قالوا ساحر أو مجنون (ذاریات 51: 52)

    [3]. فما أنت بنعمه ربك بكاهن (طور52:‌ 29)

    [4]. انا لنراك فی سفاهه (اعراف 7:‌ 66)

    [5]. بل هو كذاب أشر (قمر54:‌ 25)

    [6]. انا لنراك فی ضلال مبین (اعراف 7: 60)

    [7]. ان هذا لمكر مكرتموه (اعراف 7: 123)

    [8]. أتذر موسی و قومه لیفسدوا فی الارض (اعراف 7:127)

    [9]. فقال الملاء الذین كفروا من قومه ما هذا الا بشر مثلكم یرید ان یتفضل علیكم (مؤمنون 23:‌ 24)

    [10]. انهم اناس یتطهرون (اعراف 7:82) لئن اتبعتم شعیباً انكم اذاً لخاسرون (اعراف 7: 90) مانراك الا بشراً مثلنا و ما نراك اتبعك الا الذین هم اراذلنا بادی الرأی و مانری لكم علینا من فضل (هود 11:26) قالوا یا نوح قد جادلتنا فأكثرت جدالنا (هود 11:32) قالوا أنؤمن لك و اتبعك الارذلون (شعرا 26:‌ 111) و انی كلما دعوتهم لتغفر لهم جعلوا أصابعهم فی آذانهم و استغشوا ثیابهم و أصروا و استكبروا استكباراً (نوح 71:‌ 7) كلما مرّ علیه ملأ من قومه سخروا منه (هود 11:‌ 38) قالوا یا صالح قد كنت فینا مرجوا قبل هذا (هود 11: 62) قالوا یا شعیب أصلاتك تأمرك أن نترك ما یعبد آباؤنا أو أن نفعل فی أموالنا ما نشاء (هود 11: 87) قالوا یا شعیب ما نفقه كثیراً مما تقول (هود 11: 91) قالوا سواء علینا أوعظت أم لم تكن من الواعظین (شعرا 26: 136)

    [11]. و ان تصبهم سیئه یطیروا بموسی و من معه (اعراف 7: 131) انا تطیرنا بكم (یس 36:18)

    [12]. كل ما جاء امه رسولها كذبوه (مؤمنون 23: 44)

    [13]. أخرجوهم من‏قریتكم (اعراف 7: 82) لنخرجنك یا شعیب و الذین آمنوا معك من قریتنا أو لتعودّن فی ملتنا (اعراف 7: 88)

    [14]. لیمسنكم منا عذاب ألیم (یس 36: 18)

    [15]. انا لنراك فینا ضعیفاً و لولا رهطك لرجمناك (هود 11: 91) لئن لم‌تنته یا نوح لتكونن من المرجومین (شعرا 26:‌ 116)

    [16]. قالوا یا هود ما جئتنا ببینه و ما نحن بتاركی آلهتنا عن قولك و ما نحن لك بمؤمنین (هود 11: 53) انّا بالذی آمنتم به كافرون (اعراف 7:‌76)

    [17]. طرح كلی اندیشة اسلامی در قرآن، فصل 21.

    [18]. قصص 28: 83.

    [19]. هود 11: 49.

    [20]. صافات 37:‌ 71 تا 73.

    [21]. غافر 40: 51.

    [22]. ابراهیم14: 47.

    [23]. طرح كلی اندیشه اسلامی در قرآن، فصل 19.

    [24]. توبه 9: 34.

    [25]. جمعه 62: 5.

    [26]. هود 11:‌ 112.

    • تعداد رکورد ها : 97
    017